۲۲مهرماه سال۱۳۱۸، وقتی آقای میم برای نخستینبار در قزوین چشم به جهان باز کرد و اولین گریه رسیدنش به دنیا را سر داد، هیچکس نمیدانست این پسرک با آن چشمهای تیلهای کوچکش، روزی قرار است نویسندهای بزرگ شود. اما آقای میم بعدها فقط نویسنده نشد. شعر گفت، نقد نوشت، روزنامهنگاری کرد و گاهگاهی هم نقاشی کشید؛ هرچند خودش را نقاش نمیدانست. مردی شد با کلاه لبهدار و عصای چوبی که جهان را جور دیگری میدید و میشناخت.
چند روز دیگر ۲۴۲هزار و ۲۱۸دانشآموز قزوینی به مدرسه برمیگردند؛ نسلی که بسیاری از آنها پیش از ورود به کلاس، کار با تلفن هوشمند، شبکههای اجتماعی و حالا ابزارهای هوش مصنوعی را تجربه کردهاند. آنها در دنیایی بزرگ میشوند که با سرعت تغییر میکند؛ مدرسه نیز ناگزیر است خود را با دنیای تازه آنها هماهنگ کند.
«جواد مجابی» رفت؛ شاعر، نویسنده، نقاش، طنزپرداز، منتقد و روزنامهنگاری که بیش از شش دهه میان واژه و تصویر زیست و حتی وقتی بیماری او را به تخت بیمارستان رساند، دست از آفرینش نکشید. آخرین قاب زندگی او شاید همان «شبهای سفید بیمارستان» باشد؛ شبهایی که رنج را به تصویر کشید تا نشان دهد هنر، گاهی درست از جایی آغاز میشود که تن از ادامه راه خسته است.
حمایت از تولید سالهاست یکی از پرتکرارترین عبارتهای ادبیات اقتصادی کشور است؛ از تریبون دولت و مجلس تا نشستهای مدیران استانی. اما عیار این حمایت نه در سخنرانیها، که درست در روزهای سخت تولید معلوم میشود؛ روزهایی که صنعتگر برای روشن نگه داشتن کارخانهاش، بیش از وعده و جلسه، به برق نیاز دارد.
آبیک در سالهای اخیر تنها با مسائل روزمره یک شهر صنعتی و پرتردد مواجه نبوده؛ بخش مهمی از نیازهای آن به زیرساختهایی بازمیگردد که سالها در انتظار تعیین تکلیف ماندهاند. از طرح جامع ۱۷ساله و توسعه محدوده شهری گرفته تا شبکه فاضلاب، ترافیک، فضای سبز و ایجاد منابع درآمدی پایدار، مجموعه مدیریت شهری آبیک تلاش کرده است بخشی از این گرهها را همزمان با اجرای پروژههای جدید دنبال کند.
«بینداز زمین، رفتگران جمع میکنند!»؛ «سمانه صالحی» میگوید این جمله را بارها از زبان پدران و مادرانی شنیده که لیوان یکبارمصرف یا زباله در دست فرزندشان بوده است. جملهای کوتاه که تمام مسئله پسماند قزوین را در خود جای داده است؛ برخی بیاعتنا میریزند، گروهی داوطلبانه جمع میکنند و چرخهای که باید زباله را مدیریت کند، تنها دو درصد آن را به بازیافت میرساند.
شهریور برای بسیاری، ماه بستن چمدان و آخرین سفر تابستان است؛ اما آمار پلیس، تصویر تلخ دیگری از این ماه ثبت کرده است: دو هزار و ۶۲جانباخته در جادههای کشور و ۳۰ قربانی در محورهای قزوین، تنها در شهریور سال گذشته. پشت هر کدام از این اعداد، انسانی قرار داشت که باید به مقصد میرسید یا به خانه بازمیگشت.
مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان قزوین در بازدید از دفتر «فروردین امروز» به مناسبت روز خبرنگار، از جمعآوری نزدیک به ۲۰۰نسخه خطی و صرف حدود ۲۰میلیارد تومان برای خرید بخشی از این آثار خبر داد؛ گنجینهای کمنظیر که بخشی از آن برای مرمت و نگهداری به تهران منتقل شده و بازگشتش به قزوین، همچنان در انتظار تأمین یک ساختمان و مخزن استاندارد است.
شهرام احمدپور با تأکید بر اینکه فشار معیشتی میتواند نارضایتی را به بحران تبدیل کند، روایت رسمی خود از دو شب پرالتهاب قزوین را تشریح کرد؛ روایتی از بیش از ۱۰۰نقطه درگیر، حضور افراد آموزشدیده، حمله به مراکز دولتی و تیراندازی در خیابانها. با این حال، آمار دقیق جانباختگان، مجروحان و بازداشتشدگان استان همچنان ناگفته ماند.
در حالی که افزایش هزینههای زندگی، نگرانی از گسترش جرائم مالی و سرقتهای خرد را بیشتر کرده است، فرمانده انتظامی استان قزوین آماری متفاوت ارائه میدهد؛ کاهش ۸درصدی مجموع سرقتها، افت ۴۰درصدی سرقت از منازل و کشف بیش از ۸۰درصد جرائم خشن. آماری امیدوارکننده که البته به معنای از میان رفتن زمینههای اقتصادی و اجتماعی وقوع جرم نیست.