دیروز: آقای بازیگر

دیروز، امروز، فردا
دیروز: آقای بازیگر

سال ها پیش و در اواسط دهه شصت وقتی جمشید مشایخی برای بازی در فیلم رانده شده به قزوین آمد، در دیدارهایی که با او داشتم متوجه خونگرمی، مهربانی، عارف مسلکی و علاقه‌اش به سعدی و حافظ شدم.


سال‌ها بعد و در دیدارهای دیگر فهمیدم آنها که او را حافظ سینمای ایران لقب داده‌اند اغراق نمی‌کنند. مشایخی اگر چه مثل حافظ توان شاعری ندارد اما در ذهن و کلامش مفاهیم عارفانه و مهرورزانه‌ای جاری است. او که دلبسته مطالعه و کتاب هم هست در مصاحبه‌ای گفته بود دوست دارد کتابفروشی داشته باشد و با اهل مطالعه سر و کله بزند. او در کنار این خصوصیات و باورها در لیست خوش برخوردترین بازیگران سینمای ایران است و همیشه خودش را خاک پای مردم ایران می‌داند. شاید بخاطر همین روحیه است که همیشه لبخند به لب دارد و دستها را به گرمی می‌فشارد.
امروز: عصبانیت آقای بازیگر
اغلب کسانی که در سالن حجاب تهران پنجمین جشن انجمن منتقدین سینمای ایران را دنبال می‌کردند، وقتی جشمید مشایخی پشت میکروفن قرار گرفت انتظار کلمات مهرآمیز همیشگی او را داشتند اما برخلاف تصورشان وقتی آقای بازیگر لب به سخن گشود گلایه و شکایت و انتقادش رنگ دیگری گرفت.  شاید اگر شما هم آنجا بودید وقتی لرزش دستهای او را می‌دیدید  و صدای غمگینش را می‌شنیدید دلتان می‌خواست دست‌های لاغرش را به دست بگیرید و چهره مهربانش را ببوسید. اتفاقی که نیفتاد و آقای بازیگر با دلخوری سالن را ترک کرد. احتمالا دلیل دلگیری او را شنیده‌اید. اگر هم نشنیده‌اید چندان هم مهم نیست. دلخوری او بخاطر توجه ویژه به آقای بازیگر دیگر و نادیده گرفتن دیگر آقایان و خانم‌های بازیگر است. اینکه حق دارد یا ندارد، اهمیتش از بازتاب این حرکت و موضع‌گیری‌های مخالفین و موافقین کمتر است. موضع‌گیری‌هایی که بیشتر «حیدری‌نعمتی» است و اغلب بوی شتاب‌زدگی می‌دهد. برگزارکنندگان مراسم هم به جای عذرخواهی و پذیرش اشتباه خود سعی در محق نشان‌دادن خود و توجیه تصاویر انتخابی کردند. در این میان چیزی که گم شد مهربانی بود، در نظر نگرفتن شرایط و سن و سال آقای بازیگر بود. شاید درک موقعیت جمشید مشایخی و سکوت و اجتناب از بازتاب خبر می‌توانست شرایط را با لطافت بیشتری تغییر دهد. البته آقای بازیگر بخاطر عصبانیتش عذرخواهی کرد. حالا باید منتظر عذرخواهی دیگران باشیم. دیگرانی که گمان می‌کنم جنگ را به صلح ترجیح می‌دهند. 
فردا: پرهیز از داوری
در اینکه حکم واقعی و درست را فقط خدا می‌تواند بدهد، نباید شک کرد. قاضی هر چقدر هم عادل باشد انسان است و انسان هم که با خطا همزاد است. با این حساب نمی‌دانم چه اصراری است وقتی قاضی نیستیم درباره دیگران به قضاوت بنشینیم و حکم صادر کنیم. شاید فردا روزی چنین اصراری نداشته باشیم.

حسن لطفی

يكشنبه 19 شهريور 1396
09:13:45