دیروز: خبرنگار جسور

دیروز، امروز، فردا
دیروز: خبرنگار جسور

قداست و حرمت خبرنگاری برایم از روزی شروع شد که فیلم همه مردان رییس جمهور ساخته آلن جی پاکولا را دیدم. گمانم اواسط سال1356 بود و هنوز محمدحسین محمودیان، برادر و پسرعموهایش را جلوی ژاندارمری قزوین(شاید هم جا دیگری) به گلوله نبسته بودند.


اینکه نام شهید محمودیان یادم مانده به خاطر خبرهایی بود که توسط او درباره قزوین در مجله دختران و پسران چاپ می‌شد و من هم با تصوری که خبرنگاران فیلم همه مردان با بازی رابرت رد فورد و داستین هافمن در ذهنم به وجود آورده بودند خیال می‌کردم همه خبرنگاران شجاعند و به همین دلیل از اینکه یکی از شجاعان در شهری که در آن هستم زندگی می‌کند به خودم می‌بالیدم. داستان شهادت محمودیان خبرنگار هم بخشی از این شهامت را در خود دارد. اگر دوست دارید جزییاتش را بدانید به سراغ مطلعینش بروید. البته بعدها با دیدن فیلم سرب فهمیدم همه خبرنگاران به شجاعت‌ شخصیت های فیلم همه مردان... و محمودیان و محمد مسعود نیستنند. به قول نوری(شخصیت اصلی فیلم سرب با بازی زنده یاد هادی اسلامی) خیلی‌ها تومنی‌نویس و نگاری نویسند و بیشتر از حقیقت به تومن و دلار وفادارند.

امروز: هدیه‌ای که پس گرفته شد
نمی‌دانم دلیل پس گرفتن هدیه‌ای که در روز خبرنگار به خبرنگاران داده و پس گرفته‌اند چیست. برایم مهم هم نیست. همانطور که برایم اهمیتی ندارد دهنده و گیرنده آن چه کسی بوده. مهم حس بدی است که این اتفاق در کسی که برای خبرنگار، نویسنده و... حرمت قایل است، ایجاد می‌کند. اصلا خبرنگار و نویسنده به کنار، شما کلاه خودتان را قاضی کنید. هر حرفه، سن و جنسیتی که داشته باشید اگر هدیه‌ای به شما بدهند و بعد از شما پس بگیرند حس بدی پیدا نمی‌کنید؟ اگر بگویید نمی‌کنید دلیلی دارید که من به آن فکر نکرده و نخواهم کرد. البته این را هم بنویسم که سالهاست که به این هدایا مشکوکم. گمان می‌کنم کسی یا کسانی که هدیه می‌دهند قصد گرفتن استقلال و جسارت خبرنگار جماعت را دارند. اگر چنین نبود همیشه لوح تقدیر و سپاس را به منتقدترین خبرنگاری می‌دادند که درباره آن‌ها قلم زده‌اند. عجالتا که گمان نکنم اینطور باشد اگر هم هست به چشم من نوعی نمی‌آید. فعلا که خبر و آگهی شده‌اند هم‌نفس یکدیگر. این هم یعنی تومنی‌نویسی. نگارنویسی (به قول نوری شخصیت فیلم سرب) نه این که خبرنگار آزاده نداشته باشیم، داریم، زیاد هم داریم اما... بگذریم.

فردا: کس نخارد پشت من تکراری
کاش سال بعد یا سالها بعدتر بزرگداشت روز خبرنگار را خود اهل مطبوعات به پا کنند. پذیرایی و کارت هدیه هم ندادند مهم نیست. گردن بالا بگیرند و در آن از خبرنویسانی سخن بگویند که قرار است حرمت قداستشان ستایش برانگیز باشد. خبرنویسانی که همچون خبرنگاران فیلم همه مردان رییس جمهور نه پول ونه زور از حقیقت دورشان نمی‌کند. آگهی که جای خود را دارد. البته اگر هم چنین نشد. حداقل خواستند کارت هدیه یکی را به هر دلیل پس بگیرند، همه کارت‌هایشان را پس دهند تا دیگران بدانند که ما همه با هم هستیم.

حسن لطفی

شنبه 4 شهريور 1396
11:40:52