با ذهن و جسم خسته به هدف نمی رسم

گفتگو با علی سعیدی خواننده موسیقی سنتی
با ذهن و جسم خسته به هدف نمی رسم

دو سالی از آوازخواندنش نگذشته بود که موسیقی حرام اعلام شد و سازفروشی‌ها و مراکز مختلف موسیقی بسته شدند، اما این ها دلیلی نشد که علی سعیدی راهش را در عرصه آوازخوانی به ثمر نرساند.


 او که موسیقی و آواز خوانی را با شرکت در کلاس‌های اداره ارشاد آغاز کرده بود، آن را نزد اساتیدی چون داریوش کاکاوند، حمیدرضا نوربخش و در نهایت استاد محمد رضا شجریان ادامه داد.
 شرکت در جشنواره‌های متعدد موسیقی و کسب رتبه‌های برتر در آنها و اجراهای داخلی و برون‌مرزی از دستاوردهای وی می‌باشد.

با این همه رنگ و لعابی که موسیقی پاپ دارد، چطور شد که به موسیقی سنتی علاقه‌مند شدید؟
آن دهه که من موسیقی را شروع کردم، موسیقی‌های پاپ و زیرزمینی که حالا وجود دارد،وجود نداشت و از سوی دیگر من به صورت ژنتیکی هم از سمت مادری و هم از سمت پدری دارای صوت خواندن بودم. برادر بزرگترم آن روزها آلبوم‌های استاد شجریان را گوش می‌کرد، من هم با آن نوا هم‌آواز می‌شدم و می‌خواندم،و کم کم توانستم کپی برداری و تقلید کنم؛ اولین بار وقتی ده ساله بودم به همراه گروه سرود مدرسه روی صحنه رفتم و چون صدای خوبی داشتم، اصولا در گروه‌ها تک‌خوان می‌شدم.
 در زمینه موسیقی تحصیلات آکادمیک دارید؟ و آیا این تحصیلات می‌تواند کمک کننده باشد؟
خیر تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی ندارم و فارغ‌التحصیل رشته گرافیک هستم و معتقدم شما در  دانشگاه یک سری الفاظ در غالب هنر می‌آموزید و یک سری تیوری  یاد می‌گیرید. اما تجربه نشان داده است که کسانی که موسیقی را به صورت عملی  و در کلاس‌های آزد یاد  گرفته‌اند، قوی‌تر هستند.
 آیا رشته تحصیلی‌تان « گرافیک» روی کار شما تاثیرگذار بوده است؟
قطعا تاثیر داشته و باعث شده ذهنم تک بعدی بار نیاید، وقتی آواز می‌خوانم تصویرسازی هم می‌کنم و تجسم هنری و گرافیکی از آنچه می‌خوانم دارم.استاد شجریان هم صرفا یک خوانده نیست، او ساز می‌سازد، عکس می‌گیرد، کشاورزی می‌کند و حتی یادم هست زمانی به قزوین آمد و چند قناری و پرنده خرید، کلا شور خاصی در این آدم وجود دارد و این چند وجهی بودن ذهن، کمک شایانی به وی کرده است.
 آیا محدودیت در عرصه هنر باعث خلاقیت می‌شود؟
بستگی به آدمش دارد، یکی با محدودیت‌ها منزوی و گوشه‌گیر می‌شود و یکی شروع به کارهای دیگر می‌کند، من از دسته دوم هستم یعنی هر قدرهم که  محدودم کنند از یک جایی شروع می‌کنم چون عشق و عطش یه کارم دارم.
  این همه رکود در بازار موسیقی سنتی از کجا ناشی شده است؟
بازار موسیقی سنتی متاسفانه بی‌هدف حرکت می‌کند، قبلا می‌گفتند موسیقی سنتی مشخصه‌هایی دارد. مثلا شخص باید شعر را خوب بفهمد، مخاطبش خاص است و... اما امروز به خاطر فشارهایی که از طرف جامعه به مردم وارد می‌شود، متاسفانه مردم  نسبت به موسیقی خودمان بی‌لطف شده‌اند. این در حالیست که در موسیقی پاپ هم دچار مشکل هستیم، موسیقی پاپ در دهه50 موسیقی خوبی بود و چون برگرفته از موسیقی خودمان بود،خوانندگان فواصل موسیقی سنتی را می‌شناختند.اما امروزه خواننندگان و حتی مداحان به دلیل کم‌سوادی و نشناختن موسیقی خودمان موسیقی مچاله شده ترکیه را اجرا می‌کنند و از سوی دیگر برای اینکه بلیط به فروش برسد باید معروف باشی و صداوسیما در زمینه معرفی خوانندگان نقش بسزایی دارد اما متاسفانه همکاری خوبی با خوانندگان موسیقی سنتی ندارد. به طور مثال این ارگان بودجه می‌گیرد که ده کار بسازداما تمام تیتراژها و غیره سهم موسیقی پاپ می‌شود.
 کار در عرصه موسیقی می‌تواند منبع درآمدتان به شمار آید؟
من از طریق تدریس و کارهای ارگانی اموراتم را می‌گذرانم چرا که معتقدم از دید حرفه‌ای اگر شغل دیگری داشته باشم و به عنوان شغل دوم به هنر بپردازم قطعا به جایی که می‌خواهم، نمی‌رسم. اگر ذهن و جسم خودم را خسته کنم از اهدافی که در عرصه کار هنری‌ام دارم، باز می‌مانم.
 و به عنوان سوال پایانی؛ این روزها صدای اکثر خوانندگان سنتی به هم شباهت پیدا کرده و خیلی اوقات قابل تشخیص نیست، دلیل اش چه می تواند باشد؟
این روزها اکثر خوانندگان سنتی سعی می کنند صدایشان را شبیه استاد شجریان کنند ، حتی حالت لبهایشان را هم مثل ایشان می کنند در حالی که استاد شجربان خودش هم از این موضوع راضی نیست و تنها صدای شبیه به ایشان صدای همایون است که ان هم دلیلش ارثی است به هر حال هر خواننده ای باید صدای منحصر به فرد خودش را داشته باشد. 

بیتا دارابی

شنبه 4 شهريور 1396
11:34:46