کتابی که بوی باباچاهی، شمس لنگرودی و یونان می‌دهد

“ این سرزمین امین ندارد” از دریچه نقد
کتابی که بوی باباچاهی، شمس لنگرودی و یونان می‌دهد

منتقدی از یک سو،  “این سرزمین امین ندارد” را به دلیل نبود “تجارب این زمانی” نقد می‌کند و در عین حال  فضای متنوع و گسترده  کتاب را می‌ستاید؛ چون اشعارش بوی باباچاهی می‌دهد، هم لنگرودی و هم یونان؛ از سوی دیگر نقادی دیگر معتقد است اشعار موجب  شده سوالاتی در ذهن مخاطب ایجاد کند.


مجید بالدران،شاعرو منتقد در جلسه و نقد و بررسی کتاب  “این سرزمین امین ندارد” اثر سعید عاشقی، از چندوجهی بودن کتاب گفت که یک کانال فرهنگی با ارائه‌ای  بسیار حرفه‌ای، هم از لحاظ حروف چینی و صفحه‌بندی است.   او از رفتارشناسی  شعر سپید معاصر در سه حوزه  می‌گوید: شعری که از فرم به  سمت محتوا حرکت می‌کند و با ایجاد فرم‌های مختلف در صدد محتواآفرینی است که در اشعار علی باباچاهی دیده می‌شود؛ شعری که از محتوا به سمت فرم حرکت می‌کند و ساده است که شمس لنگرودی، ضیاء موحد و سید علی صالحی پیشگام در این نوع شعر شناخته شده‌تر هستند و شعری که فرم و محتوا در آن با هم حرکت می کنندکه رسول یونان از چهره‌های شاخص این جریان است.
بالدران معتقد است عاشقی در بهره‌گیری از پتانسیل‌ها و وجوه زیباشناختی این سه جریان، هوشمندانه عمل کرده‌‎است.
    این منتقد ادبی، در ادامه با اشاره به گفته امبر اتواکو، نشانه شناس ایتالیایی که در آغاز کتاب آمده‌است: «کتاب‌ها برای باور کردن نوشته نشده‌اند؛ بلکه برای به پرسش گرفته‌شدن به تحریر درآمده‌اند» این سئوال را مطرح می‌کند: چرا اشعار این کتاب از نظر نقطه زمانی قدیمی  و بیشتر متعلق به سال‌های 85 تا 90 هستند؛ درحالی‌که فضای ذهنی و روحی اکنون  شاعر را همان‌طور که می‌دانیم، نسبت به گذشته در حرکت و پویایی بوده‌است.
 در این بین بالدران، به واژگان و عناوین زبانی که در اشعار کتاب موجود است، اشاره می‌کند:  به‌کارگیری مولفه‌ها و عناوین زبانی مختلف، اعم  از تلمیحات قرآنی، بخش‌هایی از اذان،شعارهای دفاع مقدس و حتی بعد از دفاع مقدس، در کنار به کار بردن اسم های خاص فرنگی عام مانند زیکو(از فوتبالیست های برزیلی)، اسامی شهرهای مختلف غربی که به مسائل آمریکا اشاره می‌کنند، مانند تگزاس، نیویورک، واشنگتن و ...در امتداد  یک سری اسامی اسطوره ای مانند بلقیس، دقیانوس، اویس و... زمینه ساز فضای متنوع و گسترده در این مجموعه است که نشان‌دهنده جسارت آگاهانه‌ی این شاعر است. او از دیگر  نکات قابل تامل در این کتاب را ، معطوف به حرف بیست و نهم الفبای فارسی یعنی حرف «میم» می‌داند و توضیح می‌دهد:  پشت اشعار این مجموعه  “من” حساسی است  که به قول خود شاعر به افق‌هایی فراتر از مرزهای جهان نظر دوخته است؛ منی که تاریخ گذشته 1400 ساله ما را با بحران‌های متنوع امروز در خاورمیانه پیوند می‌زند.
مهران حسینی، شاعر هم  آئینی بودن اثر را اتفاقی مثبت می‌داند؛ چون به گفته او، این روزها ، چنین خصوصیتی کمتر در آثار دیگر شاعران به چشم می‌خورد که منعکس کننده  جهان بینی بی‌پیرایه و عاری از ادعای شاعرش باشد.
او معتقد است که شاعر”این سرزمین امین ندارد” هم تکنیک‌ها را به خوبی می‌شناسد، هم عرصه‌های نقد و نظریه را به خوبی می‌داند و هم اینکه در مقطعی نیز  به‌طور عینی برخی از  این فضاها را درک و مشاهده  کرده‌است.
حسینی در ادامه با اشاره به ضربه پایانی در اشعار رباعی، عاشقی را شاعری می‎‌داند که این تکنیک را به خوبی در شعر سپید به کار می‌برد و در چند سطر پایانی اشعارش این شگرد را مورد استفاده قرار می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که  در طول شعر با  ایجاد فضا و زمینه سازی مناسب،  مخاطب درمی‌ابد  که این اتفاق ناخوداگاه رخ نداده‌است. البته این شاعر جوان، نگاهی سراسر مثبت به این شیوه ندارد و تاکید می‌کند که  «گاهی هم  این اتفاق در پایان برخی اشعار  چنگی به دل نمی‌زند.»
 به گفته حسینی «شعر عاشقی، شعری است که هم می‌توان از منظر  فرمی و هم محتوایی به آن توجه کرد؛ برای مثال  یکی از مهمترین عناصر مورد استفاده در آثار فرمالیست‌ها، آشنازدایی است که در این کتاب قابل مشاهده‌است و بارها شاعر از این عنصر استفاده کرده‌است؛  چراکه  این باعث ایجاد یک تعلیق معنایی در ذهن مخاطب می‌گردد و زمینه‌ساز سوالاتی در ذهن او می شود»
 با این همه او براین باور است که  در برخی موارد این مسائل فرمی، اضافاتی دارد که به کلیت اثر لطمه زده‌است.

لعیا محمدی

شنبه 30 ارديبهشت 1396
12:51:37