پرواز سیمرغ

نقدی به سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
پرواز سیمرغ

امسال سی و پنجمین سالی بود که اهالی سینما چشم دوختند به کوه بزرگ و منتظر نشستند تا سیمرغ پر بکشد در حوالی‌شان و اگر شانس نصیبشان شد، روی دست‌هایشان بنشیند و اگر نشد هم پر بکشد و برود تا شاید سالی دگر. اما امسال این سیمرغ افسانه‌ای افسانه‌های بسیاری با خود همراه داشت؛ از پوستری که روی آن چهره علی حاتمی نقش بسته بود تا حضور محمدجواد ظریف در اختتامیه آن.


این جشنواره مطابق هر سال از 12 تا ۲۲بهمن در تهران برگزار شد. در این دوره از جشنواره ۴۴فیلم به‌عنوان چشم‌انداز سینمای ایران در سال۹۶ ارایه شدند (که ۳۳فیلم آن در بخش سودای سیمرغ و ۱۱فیلم دیگر در بخش غیررقابتی بودند)، ۱۱ فیلم نیز در بخش سینما حقیقت (مسابقه آثار مستند بلند) به همراه ۲۳فیلم در بخش فیلم کوتاه حضور داشتند. هیئت‌داوران این دوره از جشنواره محمدرضا هنرمند، شهرام اسدی، محمدمهدی دادگو، محمدرضا تخت‌کشیان، رویا نونهالی، ایرج رامین‌فر و اکبر نبوی بودند.
بی‌اغراق می‌توان گفت جشنواره فیلم فجر در سال‌های پس‌ازانقلاب موتور محرکه و عامل اصلی چرخش چرخ سینما بوده و اگر این جشنواره نبود شاید ما هم امروز مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه یا سینما نداشتیم و یا نگاهمان به سینما صرفا سرگرمی آن هم از نوع سطحی و فاقد اندیشه‌اش بود. پس بی‌راه نیست اگر بگوییم قوت جشنواره فجر به قوام سینمای ملی خواهد انجامید و ضعف آن به رکودش.
در این نوشتار تلاش می‌شود به نقاط قوت و ضعف سی و پنجمین پرواز سیمرغ سینمای ایران بپردازیم.
در ایام جشنواره بسیاری از منتقدین سیاسی دولت تلاش کردند تا با انداختن سایه سیاست بر جشنواره، ضمن سیاست‌زده خواندن این رخداد فرهنگی به سیاست‌های فرهنگی دولت بتازند و از برخی کاستی‌های آن به‌عنوان نمد کلاهی برای خود بسازند؛ صحبت این نیست که جشنواره نقص و مشکلی نداشت، که اتفاقا داشت اما سخن این است که مسیر طرح مشکلات یک رخداد هنری فرهنگ است نه سیاست و یکی از نقاط ضعف این جشنواره نگاه توام با سیاست بخشی از اهالی رسانه به آن و ناتوانی برگزارکنندگان جشنواره در مدیریت این فضا بود.
نقطه‌ضعف دیگری که می‌توان برای این جشنواره برشمرد انتخاب آثار برای بخش‌های مختلف و همچنین داوری آثار در بخش‌های رقابتی بود. برخلاف نقدهایی که در ایام جشنواره و پس‌ازآن عنوان‌شده، قصد ندارم به این بپردارم که چرا هیئت‌داوران به آن فیلم جایزه دادند و به آن یکی نه، چون معتقدم داوری در زمینه هنر ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با سلیقه دارد و سلیقه را هم با هیچ متر و ترازویی نمی‌توان موردسنجش قرار داد. گاهی یک فیلم را برخی متخصصین و کارشناسان سینما می‌پسندند و همان فیلم از نظر بسیاری دیگر فاقد ارزش تلقی می‌شود پس نه جایزه گرفتن یک اثر توسط یک هیئت ژوری آن را به عرش می‌برد و نه عدم دریافت جایزه توسط فیلمی دیگر آن را به فرش می‌آورد تنها زمانی یک فیلم را می‌توان موفق دانست که هم توسط مردم هم منتقدین و هم داوران جشنواره‌ها موردپسند قرار گیرند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که پنهان‌کاری و عدم شفافیت بر عملکرد برگزارکنندگان، هیئت انتخاب و داوران جشنواره سایه می‌اندازد و این زمانی بدتر می‌شود که مسوولین به‌جای پاسخ‌گویی به رسانه‌ها، از کنار هر نقد و نظری می‌گذرند و افکار عمومی و اهالی رسانه هیچ پاسخی دریافت نمی‌کنند و مثلا مشخص نمی‌شود که چرا نامزدها پیش‌ازموعد و باعجله معرفی می‌شوند یا اینکه چرا نام کسی که برایش به‌عنوان نامزد دریافت جایزه دعوت‌نامه فرستاده شده در فهرست نهایی نامزدها قرار نمی‌گیرد.
عدم حضور فیلم‌سازان مطرحی همچون داریوش مهرجویی، ابراهیم حاتمی‌کیا، ناصر تقوایی، بهمن فرمان‌آرا و رخشان بنی‌اعتماد نیز ازجمله موارد دیگری بود که اگر به‌عنوان نقطه‌ضعف تلقی نشود دست‌کم از جذابیت جشنواره کاسته بود، کم نیستند عاشقان سینما که عیار جشنواره را به حضور این بزرگان پیوند می‌زنند.
از این‌ها که بگذریم جشنواره امسال ویژگی‌های مثبتی نیز داشت که شاید مهم‌ترینش حضور پرتعداد فیلم‌سازان فیلم‌اولی بود؛ فیلم‌سازانی همچون محسن قرایی، محمدرضا خردمندان، رقیه توکلی، منیره قیدی و ابراهیم ایرج‌زاد که آثارشان نشان دادند که دود همیشه هم از کنده بلند نمی‌شود. جملگی این کارگردانان فیلم‌اولی مسیر درستی را هم برای رسیدن به جایگاه امروزشان طی کرده‌اند، یا در سینما دستیاری کرده‌اند و یا با ساخت فیلم کوتاه و توفیق در آن به سینمای حرفه‌ای راه یافته‌اند.
ساخت فیلم در ژانرهای مختلف نکته مثبت دیگری است که در جشنواره سی و پنجم مشاهده می‌شد از ملودرام تا تاریخی و از کمدی تا انیمیشن طیف گسترده‌ای از ژانرها را در جشنواره به وجود آورده بود و این بدین معناست که سال آینده اکران در سینمای ایران میزبان طیف گسترده‌ای از آثار خواهد بود و این یعنی میزبانی از ذائقه‌ها و سلیقه‌های مختلف در سینما، اتفاقی که اگر رخ دهد چرخ سینما را از منظر اقتصادی به گردش در خواهد آورد و به ادامه حیات و بالندگی هنر هفتم در ایران کمک خواهد کرد. فراموش نکنیم طی دو سه سال گذشته سینمای ما از نظر گیشه روزهای نسبتا خوبی را سپری کرده و اگر این دستاورد را تنها نکته مثبت معاونت سینمایی دولت یازدهم به حساب آوریم باید به دکتر ایوبی نمره قبولی بدهیم چراکه مدیریتِ سینمای ملیِ بدون مخاطب، آب در هاون کوبیدن است؛ کاری که در دوره‌های قبلی معاونت سینمایی رخ داد و با سیاست‌های تنگ‌نظرانه مخاطب را با سینما به مرز قهر رساندند و مقدمات ورشکستگی سینما را فراهم کردند، هرچند که هنوز هم اقتصاد سینمای ایران تا رسیدن به مرز مطلوب فاصله زیادی دارد اما همین‌که رکوردهای فروش در این سال‌ها شکسته شده و فیلم‌هایی در ژانرهای مختلف، فروش بالایی پیدا می‌کنند نویدبخش روزهای خوبی است. دو فیلم پرفروش سال گذشته یعنی «فروشنده» و»من سالوادور نیستم» از منظر موضوعی هیچ شباهتی به هم نداشتند و یکی کمدی بود و دیگری درام و جالب اینکه فروش فیلم»فروشنده» از رقیبش بیشتر بود و دیگر مانند سال‌های قبل صرفا کمدی‌های بی‌محتوا پیشتاز گیشه نیستند. به همین دلیل است که تنوع موضوعی در جشنواره سی و پنجم را می‌توان نقطه قوت آن برشمرد که می‌تواند سلیقه‌های مختلف را در اکران سال96 همراه سینمای ملی نگه دارد.

بیتا دارابی

پنجشنبه 5 اسفند 1395
13:00:38