دیروز، امروز، فردا

لذت سینما برای همه ما که تازه فیلم‌سازی را شروع کرده بودیم در ساخت فیلم‌های داستانی بود؛ دل کسی با فیلم‌سازی مستند و روایت خلاقانه از واقعیت نبود؛ این نوع دلدادگی فقط منحصر به قزوین نمی‌شد، همه‌جا حکایت همین بود.


دهه شصت بود و دهه شصتی‌ها تازه داشتند وارد دنیای زندگان می‌شدند. در آن سال‌ها بیشتر فیلم‌های کوتاه داستانی ساخته می‌شد؛ فیلم مستندی هم اگر می‌دیدیم انگار در پی یک تصمیم لحظه‌ای به تصویر کشیده شده بود. در بولتن یکی از جشنواره‌های استانی همان سال‌ها، «منوچهر عسگری‌نسب» فیلم‌سازی که در کارنامه هنری‌اش فیلم‌های داستانی، سریال و مستندهای خوبی داشت در مصاحبه‌ای از فیلم‌سازان جوان قزوینی خواست سینما را با ساخت فیلم مستند شروع کنند. او معتقد بود با این شروع، فیلم‌ساز جوان علاوه‌بر قابلیت‌های سینما، واقعیت را هم می‌شناسد؛ واقعیتی که انگار همه ما در داستان به دنبالش بودیم. اواخر دهه شصت چند استثنا نشان داد که فیلم‌سازان این خطه اگر مستند بسازند فیلم‌های خوبی از کار در می‌آید. کوره ساخته ناصر جهان‌تیغ، آنونس جشنواره کار مشترک مرتضی متولی و نویسنده این نوشته، قطره‌ای از دریا یک کار مشترک دیگر و... نه‌تنها در جشنواره قزوین که در جشنواره‌های سراسری کشور نیز موردتوجه قرار گرفتند. آنونس جشنواره به هنگام نمایش در جشنواره سراسری سینمای جوان نقدهای مثبتی را متوجه خود کرد. فیلم قطره‌ای هم که درباره زلزله رودبار و الموت بود توانست جایزه ویژه هیات داوران نهمین جشنواره سراسری سینمای جوان کشور را در سال1370 از آنِ خود کند و...
با آغاز دهه هفتاد اگرچه دلبستگی به داستان‌گویی در فیلم‌سازی قزوین ادامه داشت، اما به‌تدریج حرکت اتفاقی آغازشده در سال‌های پایانی دهه شصت، در این سال‌ها با ورود فیلم‌سازان جوانی همچون محمدرضا تیموری، محسن آقالر، ابوالفضل سروش‌مهر و... شکل هدفمندتری پیدا کرد. سینمای مستند به‌عنوان یک سینمای خلاق و جذاب موردتوجه نسبی فیلم‌سازان مستعد و جوان قرار گرفت و به‌تدریج سینمای جوان به روایت خلاقانه واقعیت روی خوش‌تری نشان داد. دهه هشتاد دهه رونق بیشتر فیلم‌سازی مستند در استان شد و تولید آثاری قابل‌توجه در سیمای مرکز قزوین توسط فیلم‌سازانی همچون امیر یوسفی، فرهاد مختاری، حمیدرضا لطفی، احسان معصوم، محمد درنشان، بابک کلانتری، عباس کتابی و... در کنار فیلم‌هایی از حامد کولجه‌ای، مجید عاشقی، ابوالفضل سروش‌مهر، محسن آقالر، حمید نجفی، سیما سررشته‌داری و... تداوم قدرتمندی برای فیلم‌سازی مستند استان بود. من هم در این سال با ساخت مستندهای پسرک چشم آبی و بودن یا نبودن، ورود به این نوع از سینما را ادامه دادم. دهه نود با جایزه معتبر گل‌اندام صفری برای فیلم مستند خان آخر (جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره سینما حقیقت) فیلم‌سازی مستند قزوین روند مطلوب‌تری پیدا کرد و در ادامه آن، ساخت فیلم‌های ارزشمندی توسط ابوالفضل سروش‌مهر، حامد کولجه‌ای، محمد آقاجان‌زاده، مریم فرساد، مجید عاشقی، رویا علی‌پور، نیما حسن‌بیگی، امیرحسین درزی، حمیدرضا لطفی، احسان معصوم، امیرحسین درزی، مجتبی محمودی، بهنیا ملاعباسی و... این روند را تداوم بخشید. البته نکته مهم و بااهمیت در تمام سال‌های دهه هشتاد و نود فیلم‌سازی مستند ایران، حضور فیلم‌ساز و تصویربردار توانمند و خلاقی بنام محمدرضا تیموری است که فیلم‌سازی را از قزوین شروع کرده و طی سال‌های مختلف تصویربرداری بسیاری از فیلم‌های موفق سینما را در کشور انجام داده و با اکثر فیلم‌سازان صاحب‌نام سینمای مستند ایران (رخشان بنی اعتماد، ورهرام، مهرداد اسکویی و...) همکاری داشته است.
امروز: حقیقت همچنان جذاب است!
از بین شاگردان فیلمسازی‌ام خیلی‌ها می‌خواهند فیلم مستند بسازند. این را سر کلاس متوجه می‌شوم. وقتی از آن‌ها درباره علاقه‌شان سوال می‌کنم و بعضی‌ها از این نوع سینما می‌گویند، ته دلم از این علاقه خوشحال می‌شوم. همان‌طور که از خبر نمایش فیلم مستند انجمن آرزوها آخرین ساخته گل‌اندام صفری در دهمین جشنواره سینما حقیقت خرسندم؛ فیلمی از فیلم‌سازی که سینمای مستند را با علاقه و پشتکاری مثال‌زدنی دنبال می‌کند.
فردا: آینده فیلم مستند
منتظر اتفاق خوبی برای سینمای مستند ایران باشید؛ اتفاقی که بخشی از آن با همت فیلم‌سازان قزوینی فراهم خواهد شد و این انتظار، البته دور نیست!

حسن لطفی

پنجشنبه 21 بهمن 1395
12:40:00