دهخدا، صور اسرافیل ِ مشروطیت

دهخدا، صور اسرافیل ِ مشروطیت
پدر علی اکبر خان دهخدا که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن او در سال 1275 از قزوین کوچ کرد و به تهران رفت. هنگامی که دهخدا 10 ساله بود پدرش، خانباباخان فوت کرد



در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.
در بحبوحه ی کشاکش های تبریز و تهران بر سر متمم قانون اساسی، هفته نامه ی صور اسرافیل در 9 خرداد 1286 به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و با حمایت مالی میرزا قاسم خان تبریزی، فعالیت خود را آغاز کرد و از شماره ی 15 به بعد، میرزا علی اکبر خان دهخدا، متخلص به دخو، به عنوان دبیر و نویسنده به آن ها پیوست.
عمده شهرت روزنامه نگارانه علی اکبر دهخدا مدیون ستونی به نام «چرند و پرند» در روزنامه ی صوراسرافیل بود که در هر شماره با امضای «دخو» منتشر می شد. این مقالات که توجه بسیاری از مردم را جلب کرد، به زبانی ساده و شیوه ای طنز آمیز نوشته می شد. هر سخن طنز دهخدا، چون صور اسرافیلی در گوش مردگان و خواب آلودگان بود و به همین دلیل است که بسیاری از مورخان معاصر، او را دقیق ترین و توانمندترین طنز نویس انقلاب مشروطه دانسته اند.
یکی از اهداف هفته نامه ی صور اسرافیل چنان که خود اعلام کرده بود «تکمیل معنی مشروطه» بود؛ اما مثل معروف در این جا مصداق داشت که: «قاچ زین را بگیر، سواری پیش کش» و مساله این بود که اول باید معنی ابتدایی را تفهیم کرد و بعد به تکمیل آن پرداخت و تفهیم مشروطه لازمه اش این بود که بتوان به مردم کوچه و بازار قبولاند که مشروطیت مترادف بی دینی نیست و حکومت قانون با اصول شرع تضاد و تعارض ندارد.
صور اسرافیل با وجود کسانی چون دهخدا توانست برای نخستین بار شکاف عمیق بین توده های شهری و روشنفکران رادیکال را کمتر کند و در واکنش به اقدامات مخالفان مشروطه و موانعی که آنان بر سر راه سنگلاخ آزادی بیان و سایر آزادی های دموکراتیک ایجاد می کردند، به روشنگری های خود بیفزاید.
با فرمان لیاخوف، در سایه بی بصیرتی سلطان قاجاری و غرش توپ های روسی بر سر مجلس و مجلسیان، طنین طنز دهخدا هم به خاموشی گرایید. تجربه ی حکومت مشروطه در اولین مرحله و مجلس ناتمام اول، با شکست مواجه شد. میرزا جهانگیرخان شیرازی را به باغ شاه بردند و او را به فرمان محمد علی شاه قاجار به قتل رساندند. دهخدا از قتل جهانگیرخان چنان اندوهگین بود که مسمط «یاد آر، ز شمع مرده، یاد آر» را به پیرو خوابی که دیده بود، برای او سرود.
علی اکبر خان به موقع توانست با رندی از ایران خارج شود و از دست مزدوران استبداد صغیر جان سالم به در ببرد. او در کشور سوئیس، صوراسرافیل را دوباره دایر کرد اما تنها سه شماره ی آن را توانست منتشر کند و به علت دشواری های مالی به استانبول بازگشت و در آن جا مجله ای به نام سروش تاسیس کرد.
پس از خلع محمد علی شاه، دهخدا توانست با رای مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شود. او که در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی مصدق بود، تا پایان عمرش از راه خدمات علمی و فرهنگی با جهل و استبداد مبارزه کرد تا اینکه در هفتم اسفند 1334 روح بلندپروازش از قفس تن آزاد شد.

مریم ایراندوست

چهارشنبه 16 مرداد 1392
15:46:13