انزوای احزاب؛ تنهایی دولت

وضعیت سیاسی استان پس از دهه های پرالتهاب؛
انزوای احزاب؛ تنهایی دولت

آن چه که امروز با گذشت چندین دهه از روزهای پر التهاب انقلاب و بعد از آن تنش های جنگ تحمیلی، هنوز از نگاه سیاسیون محل انتقاد است، نبود ساختارهای تشکیلاتی منظم و مفید برای فعالیت سیاسی است. اغلب آن هایی که به سهم خود برای سامان بخشی به آشفتگی ها در دهه های 50 و 60 تلاش کردند، امروز منتقد وضعیت سیاسی، از نظر فعالیت احزاب، مشارکت سیاسی، رقابت سالم و ... هستند و معتقدند برای بهبود اوضاع چاره ای جز اصلاح وضعیت فعالیت احزاب وجود ندارد.



بار نهادهای مدنی بر دوش دولت
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در تحلیل وضعیت سیاسی استان با گذشت چند دهه از پایان جنگ تحمیلی، می گوید: «وضعیت سیاسی استان متاثر از وضعیت سیاسی حاکم بر کشور است و مادامی که دولت در توسعه نهادهای مدنی و احزاب سیاسی گامی برندارد، باید بار مسئولیت اجتماعی جامعه را به تنهایی بردوش بکشد. آشفتگی در وضعیت کنونی سیاسی و اجتماعی استان و کشور به دلیل تفویض نشدن اختیارهای استاندارد و تعریف شده به احزاب است.»
اکبر اسکندری نژاد، می افزاید: «احزاب و گسترش آن ها می تواند مطالبه گری عمومی مردمی را از دوش دولت بردارد و این در حالی است که چنین چیزی را در کشور و استان مشاهده نمی کنیم و این باعث می شود که فشارهای وارده به دولت افزایش یافته و توان مطالبه گری هم از مردم گرفته شود.»
این جانباز دفاع مقدس، ادامه می دهد: «در صورتی که نهادهای مردمی و احزاب قدرتمند در صحنه حاضر شوند و وظایف احزاب به درستی انجام شود، گام بزرگی برداشته ایم و مسئولیت هر شخص و حزب مشخص شده و می توان به راحتی در صورت عدم کارکرد هر حزب یا نهاد به آن اعتراض کرد و به نتیجه مطلوب رسید.»
تدبیر امور؛ با مشارکت سیاسی
یوسف کرمی؛ فعال سیاسی و ایثارگر نیز با اشاره به وضعیت استان از لحاظ مشارکت سیاسی گروه های مختلف در سال های پس از انقلاب، می گوید: «اگر ما سیاست را به طور کلی تدبیر امور معنا کنیم، آن موقع سرنوشت همه جامعه راشامل خواهدشد و لاجرم تمام لایه های جامعه باید به تناسب موقعیت خود در آن نقش ایفا کنند، اینجاست که برای تامین این نیاز اساسی عمومی، فلسفه شکل گیری تشکل های سیاسی با مبانی فکری مختلف ضرورت پیدا می کند، تا با تصرف قدرت و تدبیر صحیح امور امنیت، رفاه، آسایش و پیشرفت را برای جامعه فراهم و یا در صورت عدم توان برای تصرف قدرت به پایش و نقد دقیق و به موقع بر رفتار صاحبان قدرت در صحت و سلامت سیاست حاکم بر جامعه نقش موثر ایفا کنند.»
فعالیت سیاسی یا ادابازی
وی می افزاید: «متاسفانه چنین فرآیندی در جامعه ما، نه در گذشته و نه اکنون، جدی گرفته نشده و ما از این بابت هنوز در مرحله ادا بازی هستیم.»
کرمی یادآوری می کند: «پس از جنگ تحمیلی فرصت خوبی فراهم شد تا به برکت انقلاب و نظام اسلامی، جامعه از این فقر مفرط به نوا و فربگی لازم برسد، اما بی مسئولیتی در قالب نظارت استصوابی این فرصت مغتنم را از جامعه گرفت، تا با رسوب مدیرانی بی بنیه، ناتوان، متملق و متمسک به ملاحظات منحصر به منافع شخصی جامعه را با تصمیماتی مواجه کنند، که نتیجه اش به قیمت اتلاف هزاران میلیارد سرمایه ملی و سه دهه عمر این ملت باشد.»
اجتماع محفلی به جای ارتباط سیستماتیک
این رزمنده دفاع مقدس، بیان می کند: «در استان هم وضعیت گروه های سیاسی همانند سایر نقاط کشور، یک اجتماع محفلی با تعداد اعضای انگشت شمار بدون ارتباط سیستماتیک با جامعه است که همین ها را هم باید به دو گروه برخوردار و محروم تقسیم کرد؛ گروهی که عملاً نقش سیاهی لشگر و ثناگوی کانون های قدرت و ابزار قرینه برای خنثی سازی تاثیر گروه مقابل را به جای رسالت حزبی به یدک کشیده تا در عوض از مواهب قدرت بهره مند باشد و گروه مقابل به واسطه عدم تقلید، استقلال فکری و منتقد بودن همیشه مغضوب ، مطرود و محذوف از همه فرصت ها بوده است.»
کرمی به رقابت میان جریان های سیاسی اشاره کرده و می گوید: «زمانی که ما از رقابت یاد می کنیم، باید به پیش نیازهای ضروری آن هم توجه داشته باشیم و طرفین بدون هرگونه تبعیض زمینه رقابت را دارا باشند. در صورتی که چنین وضعیتی وجود ندارد و رقابت از ابتدا در یک عرصه نابرابر در جریان است. تفاوت در خاستگاه فکری دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب این فضای رقابتی را به شدت متاثر کرده به طوری که جریان اصلاحات از یک ارتباط تعریف شده کافی با لایه های مختلف جامعه برخوردار نیست؛ هرچند فضای فکری خود را از جامعه تغذیه می کند، و از سنت به عنوان سرمایه ای برای بهره گیری از مدرن استفاده می کند. در حالی که جریان اصولگرا با تغذیه فکری از بالا و حمایت بدون پرسش بدون توجه به حال و آینده با اتکا مطلق به سنت در حال حرکت است و هر دو جریان در واقع بدون توجه به خواسته های عام و وضعیت مردم در حال حرکت هستند.»
حفظ اخلاق با وجود اختلاف نظرها
محمدحسین شفیعی ها دبیر حذف موتلفه با اشاره به وضعیت سیاسی استان می گوید: «سابقه فرهنگی استان از غنای منحصر به فردی برخوردار است و سیاسیون استان در این بستر فرهنگی رشد کرده اند. از این رو در طول سال های پس از انقلاب با وجود اختلاف نظرهای جدی که بین جریان های فکری و سیاسی وجود داشت، ساختار شکنی و پشت سرگذاشتن مرزهای اخلاقی را در هیچ جریانی شاهد نبوده ایم.»
شفیعی ها ادامه می دهد: «البته باید گفت که در دهه اول بعد از انقلاب بعضاً افرادی وجود داشتند که از هر دو جریان به واسطه قدرتی که در احزاب خود از آن برخوردار بودند، واکنش هایی بدون توجه به منزلت جایگاه خود انجام داده اند اما این را نمی توان به کل جریان و حزب تعمیم داد و دو طرف با حفظ حرمت با یکدیگر در رقابت بوده اند.»
این فعال سیاسی اضافه می کند: «بزرگترین ضعفی که در هر دو جریان شاهد آن هستیم، این است که ساختار تشکیلات منسجم و کارآمد در هر دو جریان وجود ندارد و طرفین بر اساس وقایع روز واکنش نشان می دهند، و در کلیت امر انسجام جریانی و ساختاری را شاهد نیستیم هر چند در گروه های زیر مجموعه خرد تشکیلاتی ممکن است وجود داشته باشد اما در مجموع نه! در حالی که اگر جامعه شاهد یک تشکیلات منسجم و با برنامه خاص و تعریف شده باشد، اقبال بیشتر و بهتری نسبت به هر دو جناح خواهد داشت و در بزنگاه های سیاسی نقش هر دو جریان پررنگ تر و اثربخش تر خواهد بود.»
عملکرد فعالان سیاسی استان چه در قالب احزاب و چه به صورت انفرادی و گروهی، نه تنها در چارچوب استانداردهای کار تشکیلاتی نبوده، بلکه به دلیل ناتوانی در مطالبه گری، ثمره رضایت بخشی برای لایه های مختلف اجتماعی به همراه نداشته و به همین دلیل هم مردم خود را به 2گروه سیاسی و غیر سیاسی تقسیم کرده اند. با گذشت چند دهه از دوران پر التهاب انقلاب و جنگ، هنوز نمی توان میوه بالغی از درخت سیاست چید، هر چند تلاش های زیادی برای اصلاح صورت گرفته اما تغییر رویه در مشارکت سیاسی، راهکار گره گشا خواهد بود.

عاطفه جهانبخش

يكشنبه 15 مهر 1397
11:19:00