اواخر دهه شصت برای اولین بار اشعارش را خواندم. چند کتابش؛ جای پا، چلچراغ، مرمر، رستاخیز و... با هم چاپ شده بود و من بیشتر از آنکه به نام روی جلد کتابها نگاه کنم، جذب یکدستی جلدشان شدم.
فیلم سینمایی “سرانگشتان یک فرشته” به تهیه کنندگی و کارگردانی محسن آقالر، فیلمساز قزوینی به بخش مسابقه جشنواره بین المللی “مذهب امروز” ایتالیا راه یافت.
محکومیت بدوی دو عکاس در پی شکایت محمدعلی حضرتیها (شاعر، عکاس، نویسنده و پژوهشگر قزوینی) به علت اهانت به وی در چند نوشته نقدگونه، واکنشهایی نسبت به اقدام این هنرمند را باعث شد. فصل مشترک تمامی واکنشها آن بود که حامیان این دو عکاس، تنها یک روی سکه را دیدند و آن روی ماجرا، که وجه نازیبای هجمه اهانت آلود به حضرتی بود را یا ندیدند و یا نخواستند که ببینند.
زانگه که زبان از پی گفتار گشودیمتا دامنهی عمر سرودیم و سرودیم بر گنچ درست سخن نادره کاران در خود توان خردهی ناچیز فزودیم بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
نوروز 1357 در سینما خیام، فیلم سوتهدلان علی حاتمی برنامه نوروزی بود. تا آن روز از علی حاتمی فیلمی ندیده بودم. تعریف سلطان صاحبقرانش را شنیده بودم. سریالی که در آن ناصر ملکمطیعی نقش امیرکبیر را بازی میکرد و جمشید مشایخی، ناصرالدین شاه بود.
«پرسه زیر درختان تاغ»، نام اولین رمان از نویسندهی نسبتا جوان و آبادانی «علی چنگیزی» ست. این کتاب اول بار توسط نشر ثالث در سال 1388 به چاپ رسید و سال 1392 با ویرایش جدید توسط انتشارت چشمه وارد بازار شد.
محدثه قافله باشی، نیاز به معرفی چندانی ندارد. گرافیستی که بسیاری از پوسترها و طرحهایش، در منظر دید مردم این شهر قرارگرفته است. شاید افراد زیادی هم ندانند آنچه چشمهایشان با دیدنش، لذت برده و این لذت بصری درجانشان دویده است، کار این هنرمند قزوینی است.
فیلم «تنوره دیو» را اولین بار در مردادماه 1365 و در جشنواره فیلم سینمای جوان تهران دیدم. همراه با فیلم کوتاه سازندهاش (خاکباران) که هشت میلیمتری بود و انگار کیانوش عیاری، تنوره دیو را بر اساس آن ساخته بود. تنوره دیو در چهارمین جشنواره فیلم فجر در بهمن 1364 سه جایزه گرفته بود.
نمایشگاهی از عکسهای موبایلی مهران مافی بردبار و مهدی معتمد با عنوان «این روز در عبور» از شنبه ۱۱ مردادماه در گالری تماشای قزوین برپا میشود. در این نمایشگاه ۳۰ عکس موبایلی در اندازهی ۴۰×۴۰ سانتیمتر به نمایش گذاشته خواهد شد که همگی با تلفن همراه عکاسی شدهاند.
قطعه اول:در 28 دسامبر 1895مشتریهای گران کافه پاریس در کنار نوشیدن قهوه، به تماشای مجموعهای از فیلمهای یک دقیقهای برادران لومیر نشستند. این اولین باری نبود که چند نفر کنار هم به اتفاقی که روبرویشان بود خیره میشدند و شادی، غم، ترس و اضطراب مشترک را تجربه میکردند.