گاهی ارزش یک قهرمانی را نه مدال طلا، که حرفهایی نشان میدهد که پس از بازگشت بر زبان قهرمان جاری میشود. «داود علیپوریان»، کاپیتان قزوینی تیم ملی والیبال نشسته، این بار تنها با نهمین قهرمانی جهان و عنوان بهترین پاسور مسابقات به کشور بازنگشت؛ او از رنجهای پنهان ورزشکارانی سخن گفت که با کمترین امکانات، اما با بیشترین تعصب، پرچم ایران را بر فراز جهان به اهتزاز درآوردند.
گریهاش، گریه یک مدیر یا یک باستانشناس نبود؛ اشکهای زنی بود که سالها بار سنگین یک آرزو را بر دوش کشیده بود. لحظه ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در یونسکو، اشکهای «حمیده چوبک» بیش از هر سخنی، روایتگر سالها پژوهش، پیگیری و ایستادگی برای حفظ بخشی از هویت تاریخی ایران بود.
در روزگاری که بسیاری از نوجوانان آینده را در مهاجرت یا استخدام جستوجو میکنند، «محمدکیان بهشتیان» تصمیم گرفت آینده را خودش بسازد. نوجوان ۱۷ساله قزوینی، از سالهایی که همسنوسالانش تازه با دنیای فناوری آشنا میشدند، برنامهنویسی، طراحی پلتفرمهای آنلاین و کارآفرینی را آغاز کرد و امروز با وجود سن کم، مجموعهای از کسبوکارهای دیجیتال را مدیریت میکند؛ مسیری که بیش از هر چیز، حاصل پشتکار و یادگیری مستمر است.
زن چند لحظه مقابل یخچال لبنیات میایستد. قیمتها را نگاه میکند، دستش را به طرف یکی از بستهها میبرد، اما منصرف میشود. چند قدم آنطرفتر، مردی قیمت گوشت را میپرسد، چیزی زیر لب حساب میکند و بیآنکه خریدی کرده باشد، از قصابی بیرون میرود. قفسهها خالی نیستند؛ گوشت، شیر، پنیر، میوه و تخممرغ در بازار وجود دارد. آنچه کمتر شده، توان خرید خانوادههایی است که هر روز ناچارند میان چند نیاز ضروری یکی را انتخاب کنند.
پس از حدود پنج سال، پرونده یکی از متفاوتترین دورههای مدیریت شهری قزوین بسته شد؛ دورهای که با حضور یک فرمانده نظامی در رأس شهرداری آغاز شد و با سپردن مدیریت موقت شهر به یکی از مدیران باسابقه بدنه شهرداری به پایان رسید. این تغییر، تنها جابهجایی یک مدیر نیست؛ بلکه نشانه پایان یک سبک مدیریت و آغاز آزمونی تازه برای شهری است که در سالهای اخیر فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است.
صدای هنگدرام، پیش از آنکه دیده شود، شنیده میشود؛ صدایی که نه شبیه پیانو است، نه ضربآهنگ دف را دارد و نه میتوان آن را در قالب سازهای آشنای ایرانی تعریف کرد. اما کافی است چند دقیقه کنار نوازندهای بایستی که با انگشتانش بر بدنه فلزی این ساز ضربه میزند تا متوجه شوی مردم، بیش از آنکه به خود ساز خیره شوند، به حسی گوش میدهند که میان هیاهوی خیابان جاری شده است؛ حسی میان دلتنگی و آرامش.
در بیمارستان، ساعت معنای دیگری دارد. شب و روز، تعطیل و غیرتعطیل، پشت درهای بخش به هم میرسند و در امتداد یکدیگر محو میشوند. پرستاری که شیفتش تمام شده، گاهی هنوز فرصت نکرده خستگی شیفت قبلی را از تن بیرون کند که باید دوباره روپوش بپوشد و به بخش بازگردد.
هنوز آفتاب صبح بر شهر پهن نشده بود که خبر، دهان به دهان چرخید؛ در یکی از خانههای قزوین، مادری ۴۷ ساله و دختر 8سالهاش دیگر نفس نمیکشیدند.
رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قزوین، با رأی اکثریت نمایندگان سازمانهای نظام مهندسی ساختمان سراسر کشور، به ریاست سیاُمین اجلاس هیأت عمومی سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور انتخاب شد؛ اجلاسی که به عنوان عالیترین مرجع سیاستگذاری و تصمیمگیری این سازمان، نقشی تعیینکننده در ترسیم مسیر آینده مهندسی ساختمان کشور دارد.