این روزها در بوئینزهرا، یکی از مجموعههای بزرگ فولادی استان قزوین با چنین وضعیتی روبهروست. مسئولان مجتمع آریان فولاد میگویند از ابتدای فروردین تا شهریور ۱۴۰۵، به دلیل قطع کامل برق هیچ تولیدی نداشتهاند؛ پنج ماه توقف برای مجموعهای که بیش از هزار نیروی مستقیم دارد و ادامه این وضعیت، نگرانی درباره آینده کارخانه و اشتغال نیروهای آن را جدی کرده است.
ماجرا این بار چند ساعت خاموشی یا محدودیت مصرف در ساعات اوج بار نیست؛ صحبت از پنج ماه توقف تولید است. برای کارخانهای در این ابعاد، پنج ماه فقط یک عدد در جدول تولید نیست؛ پشت هر روز تعطیلی، کارگری قرار دارد که زندگیاش با حقوق همین کارخانه میگذرد، سفارشی که تولید نشده، سرمایهای که متوقف مانده و بازاری که بخشی از محصول خود را از دست داده است.
نگرانی زمانی بیشتر میشود که مسئولان آریان فولاد از پرداختنشدن حقوق کارکنان طی پنج ماه گذشته نیز خبر میدهند و هشدار میدهند ادامه این شرایط، فعالیت مجموعه را با خطر جدی مواجه کرده است.
آریان فولاد از مجموعههای شناختهشده بخش خصوصی صنعت فولاد کشور است و سالهاست در بوئینزهرا فعالیت میکند. تولید میلگرد، تیرآهن، نبشی، ناودانی، ریل، تسمه و شمش، این مجتمع را به یکی از واحدهای قابل توجه صنعتی منطقه تبدیل کرده است. اهمیت آریان فولاد برای بوئینزهرا اما فقط با میزان تولیدش سنجیده نمیشود؛ بیش از هزار شغل مستقیم به فعالیت این مجموعه وابسته است و بخش قابل توجهی از نیروی انسانی آن از منطقه تأمین میشود.
خاموش شدن چنین کارخانهای، بنابراین فقط خاموش شدن چند دستگاه نیست؛ بخشی از اشتغال و اقتصاد یک منطقه با آن متوقف میشود.
این وضعیت در حالی رقم خورده که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، بارها بر جلوگیری از قطع انرژی صنایع و توقف تولید تأکید کرده است. او پیشتر صراحتاً گفته بود «آب، برق و گاز صنایع نباید قطع شود» و در نشستهای مربوط به تأمین انرژی صنایع نیز بر حفظ تولید و اشتغال و جلوگیری از توقف خطوط تولید تأکید شده است.
اینجاست که فاصله میان آنچه گفته میشود و آنچه در بوئینزهرا اتفاق افتاده، نیازمند توضیح است.
ناترازی برق کشور واقعیتی انکارناپذیر است و صنایع نیز نمیتوانند خود را بیرون از این شرایط بدانند. اما سهم یک واحد تولیدی از این کمبود تا کجاست؟ چند ساعت محدودیت، چند روز، چند هفته یا پنج ماه توقف کامل؟
موضوع برای صنعت فولاد حساستر است. خطوط این صنعت برای فعالیت مستمر طراحی شدهاند و توقفهای طولانی و مکرر، علاوه بر از بین بردن تولید، میتواند هزینههای سنگینی به تجهیزات و خطوط کارخانه تحمیل کند؛ موضوعی که مسئولان آریان فولاد نیز نسبت به آن هشدار دادهاند.
در سوی دیگر ماجرا، ادعاهایی مطرح شده که برق منطقهای زنجان باید درباره آنها پاسخ روشنی بدهد. مسئولان آریان فولاد میگویند در همان دورهای که مجموعه با قطع کامل برق روبهرو بوده، هزینههایی تحت عناوینی چون حق اشتراک، دیماند، ترانزیت و انتقال برق همچنان از این واحد صنعتی دریافت شده است.
آنها همچنین میگویند در ماههای گذشته مسیرهای اداری و مکاتبات متعددی را برای حل مشکل طی کردهاند، اما این پیگیریها هنوز به راهحلی برای بازگشت کارخانه به مدار تولید منجر نشده است.
آریان فولاد ادعاهای دیگری نیز درباره سرمایهگذاری این مجموعه در زیرساخت تأمین برق و نحوه تخصیص انرژی مطرح کرده که طبیعتاً نیازمند ارائه مستندات از سوی شرکت و پاسخ رسمی برق منطقهای زنجان است. شنیدن روایت طرف مقابل، هم یک ضرورت حرفهای رسانهای است و هم برای روشن شدن ابعاد این ماجرا ضرورت دارد.
با این حال، پیش از رسیدن به تهران و وزارتخانهها، پرسشی در خود قزوین وجود دارد: مدیران استان کجای این ماجرا ایستادهاند؟
استاندار قزوین، مدیران صنعت، معدن و تجارت و نمایندگان استان در مجلس برای جلوگیری از رسیدن این واحد صنعتی به چنین نقطهای چه کردهاند؟ اگر توقف یک مجموعه بزرگ صنعتی با بیش از هزار شغل مستقیم، موضوعی برای ورود جدی مدیریت استان نیست، چه مسئلهای باید مدیران را پای کار تولید بیاورد؟
این پرسش در سطح ملی نیز متوجه وزارت نیرو و وزارت صمت است. وقتی رئیسجمهور بر جلوگیری از توقف صنایع تأکید میکند، اجرای این سیاست باید در عملکرد دستگاههای اجرایی دیده شود. نمیشود در تهران از ضرورت حفظ تولید گفت و چندصد کیلومتر آنطرفتر، کارخانهای ماهها برای تأمین برق پشت در دستگاههای مختلف بماند.
صنعتگر ایرانی به اندازه کافی با تحریم، دشواری تأمین مواد اولیه، هزینه سرمایه، نوسان بازار و دهها مانع دیگر روبهروست. در چنین شرایطی، دسترسی پایدار به انرژی یک مطالبه ویژه نیست؛ پیششرط ادامه تولید است.
آنچه امروز در آریان فولاد میگذرد، از این جهت اهمیت دارد که مسئله از یک محدودیت مقطعی عبور کرده است. مسئولان این مجموعه از پنج ماه توقف کامل تولید سخن میگویند؛ وضعیتی که در صورت تأیید جزئیات آن از سوی دستگاههای مسئول، نمیتوان تنها با عنوان کلی «ناترازی انرژی» از کنارش گذشت.
اکنون برق منطقهای زنجان باید درباره علت و مبنای این محدودیت طولانی و مطالبات مطرحشده از سوی آریان فولاد توضیح دهد؛ همانطور که مدیریت استان قزوین، وزارت نیرو و وزارت صمت باید روشن کنند برای بازگشت این واحد صنعتی به مدار تولید چه اقدامی انجام دادهاند.
مسئله دیگر وعده حمایت از تولید نیست؛ مسئله، سرنوشت یک کارخانه، بیش از هزار شغل مستقیم و پنج ماه تولید از دسترفته است.


