کنسرتی دیگر در شهر قزوین لغو شد. صدای قزوین نوشت: داستانهای ادامهدار لغو کنسرت در قزوین اینبار دامن "پردگیانِ باغ سکوت" را گرفت.
عضو هیاترییسه کمیسیون صنایع و معادن مجلس، ضمن انتقاد از وضعیت بحرانی برخی شرکتها و کارخانههای استان قزوین، گفت: مسوولان اگر توان مدیریت ندارند؛ استعفا دهند.
حسادت به آن معنای بدخواهی برای دیگران و یا ناراحتی نسبت به موفقیت و خوشحالی سایرین، قطعا حسی درونی و بسته به شخصیت افراد است که شاید نتوان با یقین آن را مخصوص ناحیه یا قومی خاص دانست؛ اما در طول تاریخ نمونههای بسیاری از صفاتی که درست یا غلط به اهالی منطقهای نسبت داده شده وجود دارد و حالا بهصورت پیشفرض و زمینه ذهنی در آمده و گاهی معیار قضاوت میشود.
«پلاسکو فرو ریخت.» خبر کوتاه بود و تلخ؛ بی هیچ کم و کاست. پلاسکو از شرم بی تدبیری فرو ریخت تا تلنگری شود بر نبود برنامه در مدیریت شهری، تا همه به یادآوردند که اداره کردن شهر، تدبیر و دانش میخواهد. پلاسکو با 20 کشته و هزاران میلیارد تومان خسارت، هشداری جدی است برای کسانی که مسئولیت اداره شهر ها و مهار بحران های این چنینی را برعهده دارند.
اردیبهشتماه پیشرو انتخابات پنجمین دوره شورای اسلامی شهر و روستا برگزار میشود و براین اساس شورای چهارم هم روزهای آخر خود را طی میکند. شورای اسلامی قزوین در چهار دوره گذشته به غیر از دوره اول در سیطره اصولگرایان بوده است و میتوان تا حدود زیادی چهره کنونی شهر قزوین را نتیجه تفکرات و نگرش این طیف سیاسی دانست.
آخرین جلسه شورای اداری استان قزوین روز پنجشنبه هفتم بهمنماه با حضور یک میهمان برگزار شد و اظهارنظرها و حاشیههای ایجادشده در این جلسه تا روزها پساز آن در فضای مجازی و رسانهها منعکس شد.
مشاور پارلمانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تاکید بر این اینکه تبلیغات مخالفان دولت به خاطر مردم نیست، اظهار کرد: «اینها بهدنبال منافع جناحی خودشان هستند؛ چند ماه بیشتر از عمر این دولت نمانده و چه این دولت باشد چه نباشد، خدمتی که به کشور کرده در تاریخ بیسابقه است.»
پرونده تامل قانونی بر سر عضو سیزدهم پارلمان شهری قزوین که به یک مجادله سیاسی تبدیل شده بود، سرانجام بسته شد و محمد خورشیدی به شورای شهر راه یافت.
با انتصاب حامد مانیفر به سمت «مدیرکل مقررات ملی و کنترل ساختمان» وزارت راه و شهرسازی، مسعود حقلطفی بر صندلی مدیرکلی راه و شهرسازی استان قزوین نشست.
ورود عکس به زندگی انسانها اگرچه با پیشرفت علم شکل گرفت، اما پساز مدت اندکی هنر گوی سبقت را از علم ربود و عکاسی را رنگآمیزی هنری کرد؛ هرچند باوجود همه اینها، عکس چیزی فراتر از علم و هنر برای انسانهاست؛ آینهای بیخش و همیشگی، تصویری از توقف زندگی و شاید حس خوب نوستالژی. هر چه در نظر بگیریمش عکس با تاروپود زندگی ما عجین است و عکسهای پرتره از همه بیشتر.