گزارش «فروردین امروز» از واحدهای صنعتی آسیبدیده قزوین، بیش از آنکه درباره آمار خسارت باشد، روایتی از روزهایی است که صنعت، میان بحران و ایستادگی معلق مانده است.
جاده منتهی به شهرصنعتی البرز، در آن صبح بهاری، خلوتتر از همیشه بود. هنوز سرویسهای کارگران وارد مسیر نشده بودند و تنها صدای پراکنده پرندگان در فضای نیمهخاموش شهرک شنیده میشد. چند دقیقه بعد اما، موج انفجار همه چیز را تغییر داد. شیشهها لرزیدند، دود بالا رفت و کارخانه «متالورژی پودر ایران»، یکی از مهمترین تولیدکنندگان مواد اولیه صنعتی کشور، هدف حمله قرار گرفت.
وقتی کارگران خبر را شنیدند، بسیاری از آنها بیاختیار خود را به کارخانه رساندند؛ نه برای کار، بلکه برای دیدن آنچه از سالها زندگی و تجربهشان باقی مانده بود.
«عباس سلطانشاه»، یکی از کارگران باسابقه این مجموعه، میگوید هنوز هم لحظهای را که وارد کارخانه شده فراموش نکرده است؛ لحظهای که به گفته او «هیچ چیز قابل باور نبود». نگرانی اما فقط خرابی ساختمانها نبود؛ او از اضطراب خانوادههایی میگوید که حالا هر شب درباره آینده معیشتشان سؤال میکنند.
او میگوید بسیاری از نیروهای این مجموعه، سالها در همین صنعت تخصص پیدا کردهاند و اگر این چرخه متوقف شود، بازگشت دوباره آن آسان نخواهد بود. نگرانی مشترک بسیاری از کارگران، تأخیر در پرداخت حقوق و نامشخص بودن وضعیت بیمه بیکاری است؛ دغدغهای که این روزها بیشتر از صدای انفجار، در خانههایشان شنیده میشود.
در بخش دیگری از کارخانه، هنوز آثار سوختگی روی دیوارها و سازهها دیده میشود. برخی سالنها عملاً از بین رفتهاند و دستگاههایی که میلیونها دلار ارزش داشتهاند، حالا زیر آوار ماندهاند.
کارگران میگویند سختترین لحظه، نه زمان انفجار، بلکه ساعتهایی بود که بعد از آن آغاز شد؛ زمانی که هرکس با تلفن همراهش به دیگری زنگ میزد تا مطمئن شود همکارانش سالم هستند. بسیاری از نیروها، صبح همان روز خود را به مقابل کارخانه رسانده بودند؛ بعضی فقط ایستاده بودند و به دود نگاه میکردند، بعضی دیگر بیاختیار دنبال وسیله یا بخشی از سالن میگشتند که سالها در آن کار کرده بودند. یکی از کارگران جوان کارخانه میگفت تا چند روز قبل، بزرگترین نگرانیشان قطعی برق و عقب افتادن تولید بوده، اما حالا حتی تصور بازگشت به شرایط عادی هم دشوار شده است.
در گوشهای از محوطه، هنوز بخشی از مواد اولیه زیر آوار باقی مانده و بوی سوختگی در بعضی سالنها احساس میشود. کارگرها از دستگاههایی حرف میزنند که تهیه و راهاندازی آنها سالها زمان برده بود؛ تجهیزاتی که بعضاً از کشورهای اروپایی وارد شده و به گفته کارکنان، جایگزینی دوباره آنها ساده نیست. برخی نیروها میگویند نگرانی اصلی فقط تعطیلی موقت کارخانه نیست، بلکه از دست رفتن تدریجی نیروی انسانی متخصصی است که سالها برای آموزش و تجربه آن زمان صرف شده است.
در روزهای پس از حادثه، رفتوآمد مدیران، کارشناسان بیمه و مسئولان محلی به شهرصنعتی بیشتر شده، اما بسیاری از کارگران هنوز نمیدانند دقیقاً چه آیندهای در انتظارشان است. بعضیها هر روز به کارخانه سر میزنند، حتی اگر کاری برای انجام دادن وجود نداشته باشد. یکی از آنها میگفت: «آدم عادت کرده صبحش را اینجا شروع کند؛ خانه ماندن سختتر است.»
فضای این روزهای شهرکهای صنعتی قزوین، ترکیبی از نگرانی و امید است. در بعضی سولهها هنوز شیشههای شکسته جمعآوری نشده و آثار موج انفجار روی دیوارها باقی مانده، اما همزمان، صحبت از بازسازی و راهاندازی دوباره خطوط تولید نیز شنیده میشود. مدیران صنعتی معتقدند اگر روند حمایتها و تأمین تجهیزات طولانی شود، آسیب اصلی فقط متوجه یک کارخانه نخواهد بود، بلکه زنجیرهای از واحدهای وابسته نیز تحت تأثیر قرار میگیرند؛ واحدهایی که بخشی از تولید روزمره صنایع کشور به آنها وابسته است.
«حامد خمسه»، سرپرست کنترل کیفیت شرکت، معتقد است دشوارترین بخش ماجرا بعد از حادثه آغاز شده؛ زمانی که کارگران باید هم با فشار روحی کنار بیایند و هم نگران آینده زندگی خود باشند. با این حال او میگوید بخش زیادی از نیروها تصمیم گرفتهاند کنار کارخانه بمانند و برای راهاندازی دوباره آن تلاش کنند.
مدیر کارخانه متالورژی پودر ایران میگوید در دو مرحله حمله، بخش قابل توجهی از خطوط تولید از بین رفته و خسارتها بسیار سنگین بوده است. به گفته «محمدرضا محبعلی»، این مجموعه هیچ ارتباطی با صنایع نظامی نداشته و تولیدات آن در زنجیره صنایع خودرویی، لنتسازی، الکترودسازی و لوازم خانگی مورد استفاده قرار میگرفته است.
او تأکید میکند توقف فعالیت این کارخانه، تنها به معنای تعطیلی یک واحد صنعتی نیست؛ بلکه دهها واحد وابسته در کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، در میان حرفهایش هنوز نشانهای از امید دیده میشود؛ امید به اینکه اگر حمایتهای لازم فراهم شود، امکان بازسازی وجود دارد؛ هرچند این مسیر زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
چند کیلومتر آنسوتر، در شهرک صنعتی کاسپین، شرایط متفاوت اما نگرانیها مشابه است. شرکت «دونا کاسپین» مستقیماً هدف حمله قرار نگرفته، اما موج انفجار واحد مجاور، خسارت زیادی به سولهها و تجهیزات آن وارد کرده است.
«زهرا نوراللهزاده»، مدیرعامل این مجموعه، میگوید مشکل صنعت فقط جنگ نیست؛ بلکه فرسودگی ناشی از ماهها قطعی برق، دشواری تأمین قطعات و روندهای طولانی اداری، پیش از این نیز بسیاری از واحدها را خسته کرده بود.
او در حالی از شرایط فعلی صحبت میکند که بخشی از سقف سوله آسیب دیده و کارگران همچنان در همان محیط مشغول کارند. به گفته او، با وجود همه فشارها، مجموعه تحت مدیریتشان تلاش کرده حتی یک نیرو را تعدیل نکند؛ چون پشت هر کارگر، یک خانواده قرار دارد.
نوراللهزاده معتقد است صنعتگر امروز بیش از هر چیز به حمایت عملی نیاز دارد؛ حمایتی که بتواند روند بازسازی و ادامه تولید را تسهیل کند. او میگوید بسیاری از واحدهای تولیدی، این روزها میان هزینههای سنگین، بدهیها و نگرانی از آینده گرفتار شدهاند، اما همچنان تلاش میکنند خط تولید را متوقف نکنند.
بر اساس آمارهای اعلامشده در استان قزوین، حدود ۱۸۰واحد صنعتی در جریان حملات اخیر دچار خسارت شدهاند و چند واحد نیز آسیب کامل دیدهاند. با این حال، مسئولان استان از آغاز روند بازسازی و تشکیل کمیته ویژه برای پیگیری وضعیت صنایع آسیبدیده خبر دادهاند.
آنچه امروز در نواحی صنعتی قزوین دیده میشود، فقط تصویر ساختمانهای آسیبدیده نیست؛ بلکه تصویری از صنعتی است که با وجود همه فشارها، هنوز تلاش میکند سرپا بماند. در میان دود، شیشههای شکسته و خطوط خاموش تولید، هنوز کارگرانی هستند که صبح زود به کارخانه برمیگردند، مدیرانی که از بازسازی حرف میزنند و کارخانههایی که نمیخواهند آخرین صدایشان، صدای انفجار باشد.


