این نمایشگاه همزمان با آغاز دوباره نشستهای مغزپژوهی اجتماعی (نوروساینس اجتماعی) برگزار میشود و شامل مجموعهای از طراحیها و نقاشیهایی است که مجابی در روزهای بستری و دوران درمان خود در بیمارستان خلق کرده است. آثاری که نه در سکوت یک آتلیه، بلکه در فضای درمان و میان شبهای سپید بیمارستان شکل گرفتهاند و روایت بصری هنرمندی هستند که حتی در مواجهه با بیماری نیز آفرینش را متوقف نکرد.
همزمان با افتتاح این نمایشگاه، از کتاب «در جستجوی نیمه پنهان خویش؛ شرح رویارویی یک نورولوژیست با اهل فلسفه، هنر و ادبیات در بالین» نیز رونمایی خواهد شد؛ اثری از دکتر «عبدالرحمان نجل رحیم» که با نگاهی میانرشتهای، نسبت علوم اعصاب، پزشکی، فلسفه، هنر و ادبیات را در مواجهه با تجربه زیسته انسان بررسی میکند.
آیین افتتاح نمایشگاه با برگزاری نشست شماره ۳۰۲ مغزپژوهی اجتماعی همراه خواهد بود و دکتر «عبدالرحمان نجل رحیم»، «ناستین مجابی» و «پوپک مجابی» در این مراسم درباره ابعاد علمی، فرهنگی و هنری این پروژه سخنرانی خواهند کرد. جمعی از نویسندگان، هنرمندان، پزشکان و پژوهشگران علوم اعصاب نیز در این رویداد حضور خواهند داشت.
جواد مجابی، متولد ۱۳۱۸ در قزوین، از چهرههای ماندگار فرهنگ معاصر ایران است. او طی بیش از شش دهه فعالیت، در حوزههای شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی، نقد هنرهای تجسمی و روزنامهنگاری حضوری مؤثر داشته و از معدود روشنفکرانی است که همزمان در ادبیات و هنرهای تجسمی جایگاهی شاخص پیدا کرده است.
آثاری چون «شب ملخ»، «مومیایی»، «بر بام بم»، «دوزخ اما سرد» و «باغ گمشده» در حوزه داستان و رمان، مجموعههای شعری «پرواز در مه» و «در این تاریکی» و همچنین کتابهای پژوهشی مهمی مانند «تاریخ تحلیلی هنر نو ایران» و «نود سال نوآوری در هنرهای تجسمی ایران» از جمله آثار شناختهشده او به شمار میروند. مجابی همچنین سالها دبیر سرویس فرهنگی روزنامه اطلاعات بوده و نقش مهمی در معرفی و نقد جریانهای ادبی و هنری معاصر ایفا کرده است.

در اقدامی فرهنگی، جواد مجابی تمامی حقوق مادی و معنوی آثار این نمایشگاه را به بیمارستان ایرانمهر اهدا کرده است تا این مجموعه، افزون بر نمایش عمومی، به عنوان بخشی از یک پروژه پژوهشی در زمینه ارتباط میان هنر، علوم اعصاب و تجربه زیسته انسان در این مرکز نگهداری شود.
«شبهای سفید بیمارستان و من» تنها یک نمایشگاه نقاشی نیست؛ روایتی است از اینکه چگونه میتوان در دشوارترین لحظههای زندگی نیز، آفرینش را به زبان امید و ادامه زیستن تبدیل کرد.


