دقایقی بعد نخستین نیروهای امدادی، آتشنشانان و آمبولانسها به محل رسیدند. کوچهای کوچک در زمانی کوتاه به صحنه عملیاتی فشرده و پراضطراب تبدیل شد. حادثهای که ابتدا انفجار گاز اعلام شد، پس از بررسیهای تخصصی، ناشی از حمله عامدانه دشمن عنوان شد؛ حادثهای که اگرچه در مقیاس شهری گسترده نبود، اما زخمی عمیق بر جان مردم گذاشت و ظرفیت امدادی استان را در برابر پرسشی جدی قرار داد.
در پایان عملیات، شمار جانباختگان به شش نفر رسید؛ یک پدر به همراه سه فرزند و عروس خانواده که از توانیابان و افراد دارای معلولیت بودند و «روزیتا رمضانی»، کودک هشتسالهای که در ساختمان مجاور بر اثر موج انفجار جان خود را از دست داد. افزون بر این، ۱۶ نفر مجروح شدند و دو نیروی امدادی نیز هنگام عملیات آسیب دیدند. حادثه نجفآباد فقط روایت یک صبح تلخ نبود؛ آزمونی بود برای سنجش توان امدادی قزوین، آن هم در روزهایی که مفهوم بحران دیگر فقط به زلزله و سیل محدود نمیشود و شرایط جنگی نیز به بخشی از نگرانیهای عمومی تبدیل شده است.
به گفته امدادگران، در جریان عملیات بیش از ۴۰نیروی عملیاتی در فضایی محدود که با نوار زرد محصور شده بود فعالیت میکردند. این حضور، از یک سو نشاندهنده تعهد و فداکاری نیروهای امدادی بود و از سوی دیگر، از منظر اصول ایمنی در عملیات آواربرداری، هشداری مهم به شمار میرفت. در عملیات آوار، تراکم بیش از اندازه نیرو در محل حادثه میتواند خطر ریزش دوباره را افزایش دهد و جان امدادگران و افراد محبوس را با تهدید تازهای روبهرو کند.
«حمیدرضا کیانمهر»، آتشنشان استان قزوین با ۱۸ سال سابقه کار، در گفتوگو با «فروردین امروز» میگوید آتشنشانی از نظر تجهیزات اطفای حریق و امداد و نجات، ظرفیتهای قابل توجهی دارد، اما بخشی از تجهیزات تخصصی مانند ستهای نجات هیدرولیکی نسبت به استانداردهای روز دنیا قدیمیتر شدهاند و نمونههای جدید آن در سازمان محدود است.
او چالش اصلی آتشنشانی قزوین را نه کمبود ایستگاه، بلکه کمبود نیروی انسانی میداند و توضیح میدهد: «ایستگاهی که پنج خودرو در اختیار دارد باید حداقل ۱۰ آتشنشان داشته باشد، اما گاهی فقط پنج نفر در آن فعالیت میکنند.» به گفته کیانمهر، بازنشستگی نیروها، نبود جذب جدید و افزایش میانگین سن کارکنان، این مشکل را جدیتر کرده است.
این آتشنشان با اشاره به حادثه نجفآباد میگوید: «حمله ددمنشانه به دو منزل مسکونی در روستای نجفآباد و انفجار آن، کاملاً در حوزه تخصصی آتشنشانی بود؛ به همین دلیل نخستین تماس با ۱۲۵ گرفته شد. ایستگاه ۱۰ روستای نجفآباد اولین واحد اعزامی بود و فاصله آن تا محل حادثه حداکثر سه دقیقه است. همزمان ایستگاه ۵ پونک و ایستگاه یک باغ دبیر نیز اعزام شدند.»
به گفته او، شدت حادثه و تعداد زیاد تماسها باعث شد دیگر ایستگاهها نیز در وضعیت آمادهباش قرار بگیرند. حتی مجموعه نجات تخصصی تازهخریداریشده از ماشین آموزش جدا شد و به محل حادثه اعزام شد. حدود ۲۶ نیروی آتشنشان در صحنه حضور داشتند؛ حضوری که هرچند برای مدیریت شرایط ضروری به نظر میرسید، اما از نگاه اصول آواربرداری باید با دقت بیشتری مدیریت شود. کیانمهر تأکید میکند: «براساس اصول آموزشی، تعداد نیروهای حاضر در محدوده آوار باید محدود باشد؛ چون حضور تعداد زیاد نیروها احتمال ریزش دوباره را افزایش میدهد.»
او از کمبودهای دیگری نیز سخن میگوید؛ از جمله اینکه در استان تنها یک سگ زندهیاب وجود دارد که معمولاً با تأخیر به محل حادثه میرسد. همچنین به گفته او، به دلیل کمبود تجهیزات ایمنی برای مردم و ضعف آموزش عمومی در رفتارشناسی حریق، نمیتوان در عملیاتهای آتشسوزی روی کمکهای مردمی حساب کرد. تصمیمگیری در صحنه حادثه کاملاً تخصصی است و هر مداخله ناآگاهانه میتواند خود به بحرانی تازه تبدیل شود.
در سوی دیگر زنجیره امداد، اورژانس پیشبیمارستانی قرار دارد؛ جایی که دقیقهها گاه مرز میان زندگی و مرگ را تعیین میکنند. «مهدی ابراهیمی»، از کارشناسان اورژانس استان قزوین، فرسودگی ناوگان آمبولانس و فشار کاری بالا را از مهمترین چالشهای این حوزه عنوان میکند. به گفته او، برخی آمبولانسها بیش از ۱۵ سال عمر دارند و همین موضوع هم هزینه تعمیرات را افزایش داده و هم برای انتقال بیماران و سلامت کارکنان مشکلاتی ایجاد کرده است.
ابراهیمی میگوید کمبود ناوگان و ترافیک، در برخی موارد باعث تأخیر در رسیدن آمبولانس به محل حادثه میشود. از سوی دیگر، تیمهای دو نفره اورژانس ناچارند همزمان رانندگی، اقدامات پزشکی و انتقال بیمار را انجام دهند؛ آن هم در شرایطی که در برخی پایگاهها روزانه ۱۰ تا ۱۵ مأموریت انجام میشود. این حجم فشار، در روزهای عادی هم سنگین است؛ چه رسد به زمانی که حادثهای بزرگتر یا همزمان چند بحران رخ دهد.
یکی از امدادگران جمعیت هلالاحمر استان قزوین که نخواست نامش ذکر شود، به «فروردین امروز» میگوید هلالاحمر معمولاً در حوادث بزرگ مانند زلزله، سیل یا آوار، از نخستین سازمانهایی است که وارد میدان میشود، اما امکانات موجود پاسخگوی نیازهای احتمالی نیست. او مهمترین چالش را کمبود تجهیزات تخصصی جستوجو و نجات میداند و میگوید داوطلبان هلالاحمر ظرفیت بزرگی برای استان هستند، اما بسیاری از آنان تجهیزات کامل انفرادی ندارند.
به گفته این امدادگر، در عملیاتهای سنگین، نبود کفش مناسب، کلاه ایمنی استاندارد یا ماسک تنفسی میتواند جان داوطلبان را در معرض خطر جدی قرار دهد. او در مورد شرایط جنگی نیز هشدار میدهد: «در بحرانهایی مانند جنگ، موج گسترده مصدومان، جابهجایی اضطراری مردم، نیاز به کمپهای اسکان اضطراری و پناهگاه، چند برابر میشود. با امکانات فعلی و نبود پناهگاه، پوشش چنین شرایطی بسیار دشوار است؛ مگر اینکه تأمین امکانات و زیرساختهای لازم با جدیت پیگیری شود.»
«یوسف اکبری»، رئیس اورژانس پیشبیمارستانی استان قزوین نیز در گفتوگو با «فروردین امروز» تصویری عددیتر از وضعیت ارائه میدهد. او میگوید در استان قزوین ۵۲ پایگاه اورژانس فعال است، اما شهر قزوین تنها هفت پایگاه و چهار موتورلانس دارد؛ در حالی که براساس استانداردها و با توجه به جمعیت بیش از ۴۰۰ هزار نفری، این شهر به حدود ۱۷ پایگاه نیاز دارد.
به گفته اکبری، برای هر پایگاه اورژانس ۹ نیروی عملیاتی لازم است و اکنون با وجود ۳۸۰ نیرو، حدود ۱۰۰ نفر کمبود وجود دارد؛ کمبودی که با اضافهکاری کارکنان جبران میشود. او همچنین از وجود ۵۵ دستگاه آمبولانس فعال، یک اتوبوسآمبولانس، شش موتورلانس و یک بالگرد اورژانس در استان خبر میدهد؛ با این توضیح که بالگرد به دلیل شرایط جنگی غیرفعال شده است.
اکبری میگوید حدود ۴۰درصد آمبولانسهای استان فرسودهاند و برای مناطق شهری و صعبالعبور دستکم ۱۸دستگاه آمبولانس جدید مورد نیاز است. همین کمبودها باعث شده زمان رسیدن آمبولانس به محل حادثه در قزوین به حدود ۱۰دقیقه برسد؛ در حالی که استاندارد شهری هشت دقیقه است. این دو دقیقه، در بعضی حوادث شاید عددی کوچک به نظر برسد، اما در فوریتهای پزشکی، گاهی تمام سرنوشت یک بیمار در همین فاصله کوتاه رقم میخورد.
رئیس اورژانس پیشبیمارستانی استان قزوین، آموزش عمومی را یکی از بخشهای مهم مدیریت بحران میداند و تأکید میکند در برخی فوریتهای پزشکی، تنها چهار تا شش دقیقه زمان طلایی برای نجات بیمار وجود دارد. او میگوید طرح «اورژانسیار» با هدف آموزش گروههایی مانند دانشآموزان و رانندگان، برای گسترش مهارتهای امدادی در سال جاری اجرا خواهد شد؛ طرحی که اگر جدی گرفته شود، میتواند بخشی از خلأ آموزش عمومی را جبران کند.
در سطح مدیریت بحران استان، «قدرتالله مهدیخانی»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری قزوین، تأکید دارد که سطوح فرماندهی در قانون مدیریت بحران کشور مشخص شده و براساس سند استانی آمادگی و مقابله نیز شرح وظایف دستگاهها تعریف شده است. به گفته او، جلسات شورای مدیریت بحران استان بهصورت منظم و در زمان بحران به شکل فوقالعاده برگزار میشود تا هماهنگی در سطوح مدیریتی شکل بگیرد.
با این حال، مهدیخانی یکی از چالشهای عمده را ناآگاهی برخی مسئولان از شرح وظایف خود میداند؛ موضوعی که به گفته او گاهی موجب تداخل اقدامات و همپوشانی میشود. او میگوید برای کاهش این مشکل، مانورهای دورمیزی و عملیاتی برگزار شده و سرعت عمل نیروهای امدادی و خدماتی استان قابل قبول ارزیابی میشود.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری قزوین وضعیت نیروهای امدادی، دستگاههای خدماتی و ماشینآلات موجود در استان را «نسبتاً مطلوب و قابل قبول» توصیف میکند، اما میپذیرد که در برخی موارد خاص، از جمله نردبانهای بلندمرتبه، کمبودهایی احساس میشود.
او همچنین آموزش عمومی را یکی از حوزههای نیازمند کار جدی میداند و میگوید اطلاعرسانی درباره پناهگیری، تخلیه اضطراری، کمکهای اولیه و اطفای حریق باید گسترش یابد. به باور او، همکاری رسانهها و فضای مجازی با مدیریت بحران و دستگاههای امدادی میتواند در ارتقای آگاهی عمومی نقش مؤثری داشته باشد.
«محرم اسدی»، کارشناس امور پیشگیری و مقابله با بحران، نیز معتقد است قزوین از نظر وجود سازمانهای امدادی فعال و تجربه نیروها در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما این آمادگی برای مقابله با بحرانهای گسترده کافی نیست. او به موقعیت قزوین بهعنوان استان معین تهران اشاره میکند و میگوید در صورت وقوع زلزله بزرگ در پایتخت یا تکرار بحرانهای جنگی، بار اصلی بخشی از پشتیبانی روی دوش این استان خواهد بود. از نگاه او، همین مسئله نشان میدهد که هماهنگی میان دستگاهها، ظرفیتهای لجستیکی، انباشت تجهیزات، آموزشهای سازمانی و مشارکت مردمی باید از امروز جدیتر دنبال شود.
اسدی تأکید میکند در شرایط جنگی یا بحرانهای همزمان مانند زلزله و قطع زیرساختها، مهمترین مؤلفهها پشتیبانی لجستیکی، ارتباطات پایدار، تیمهای واکنش سریع آموزشدیده و ناوگان امدادی آماده است. او هشدار میدهد فرسودگی ناوگان، کمبود نیرو و نبود تجهیزات تخصصی برای عملیاتهای سنگین، در شرایط بحرانی میتواند خسارتها را چند برابر کند.
این کارشناس، مهمترین نیازهای استان را افزایش پایگاههای اورژانس و نیروهای امدادی، نوسازی ناوگان امدادی بهویژه در حوزه آتشنشانی و اورژانس، توسعه تجهیزات جستوجو و آواربرداری، ایجاد پناهگاه، آموزش گسترده عمومی، تقویت مشارکت مردم و اجرای مانورهای مشترک میان دستگاهها میداند.
حادثه نجفآباد نشان داد که قزوین در حوزه امداد و بحران، هم سرمایههای مهمی دارد و هم حلقههایی که اگر ترمیم نشوند، در روز حادثه به نقطه ضعف تبدیل میشوند. تجربه، فداکاری و حضور سریع نیروهای امدادی قابل انکار نیست، اما کمبود نیرو، فرسودگی ناوگان، محدودیت تجهیزات تخصصی، ضعف آموزش عمومی و احتمال ناهماهنگی میان دستگاهها واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را پشت شجاعت امدادگران پنهان کرد.
اگر حادثهای فراتر از توان فعلی رخ دهد؛ اگر همزمان چند ساختمان فرو بریزد، اگر زلزله، بحران جنگی یا تخریب گسترده شهری، قزوین را درگیر کند، ظرفیت امروز استان با آزمونی بسیار سختتر روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، سرعت عمل نیروهای امدادی به تنهایی کافی نیست؛ پشت هر عملیات موفق، باید ناوگان آماده، نیروی انسانی کافی، تجهیزات بهروز، آموزش عمومی و فرماندهی واحد وجود داشته باشد.
پاسخ واقعی به بحران، پیش از حادثه ساخته میشود؛ در نوسازی آمبولانسها، جذب نیروهای تازهنفس، تجهیز پایگاههای آتشنشانی، آموزش مردم، اجرای مانورهای مشترک، ایجاد پناهگاه و هماهنگی بیوقفه میان دستگاهها. بحران منتظر آماده شدن ما نمیماند. برای قزوین، زنگ خطر از همان صبح تلخ نجفآباد به صدا درآمده است و خاموش کردن آن، به تصمیمهایی نیاز دارد که باید امروز گرفته شود، نه در میانه آوار و آژیر و دقایق طلایی از دسترفته.


