برخی برای مردم نمینویسند؛ منتظر انتشار فراخوان جشنوارهها میمانند، موضوعات اعلامشده را پیدا میکنند و در فاصلهای کوتاه چندین اثر آماده میکنند تا شاید یکی از آنها به جایزه برسد. علیرضا کتابدار برای این گروه نامی انتخاب کرده است: «جشنوارهنگاران».
رسانه قرار بود چشم ناظر جامعه باشد؛ جایی میان مردم و قدرت، برای پرسیدن آنچه کمتر پرسیده میشود و روشن کردن آنچه قرار نیست در هیاهوی خبرهای روزمره دیده شود. اما امروز مسئله فقط استقلال رسانه یا دشواریهای اقتصادی نیست. پرسش جدیتر، اعتبار و اثرگذاری است؛ اینکه چرا با وجود افزایش تعداد رسانهها و سرعت انتشار خبر، بخشی از مخاطبان برای فهم آنچه در جامعه میگذرد، بیش از رسانههای رسمی و حرفهای به صفحات شبکههای اجتماعی، کانالها و چهرههای مجازی رجوع میکنند؟
۲۲مهرماه سال۱۳۱۸، وقتی آقای میم برای نخستینبار در قزوین چشم به جهان باز کرد و اولین گریه رسیدنش به دنیا را سر داد، هیچکس نمیدانست این پسرک با آن چشمهای تیلهای کوچکش، روزی قرار است نویسندهای بزرگ شود. اما آقای میم بعدها فقط نویسنده نشد. شعر گفت، نقد نوشت، روزنامهنگاری کرد و گاهگاهی هم نقاشی کشید؛ هرچند خودش را نقاش نمیدانست. مردی شد با کلاه لبهدار و عصای چوبی که جهان را جور دیگری میدید و میشناخت.
«جواد مجابی» رفت؛ شاعر، نویسنده، نقاش، طنزپرداز، منتقد و روزنامهنگاری که بیش از شش دهه میان واژه و تصویر زیست و حتی وقتی بیماری او را به تخت بیمارستان رساند، دست از آفرینش نکشید. آخرین قاب زندگی او شاید همان «شبهای سفید بیمارستان» باشد؛ شبهایی که رنج را به تصویر کشید تا نشان دهد هنر، گاهی درست از جایی آغاز میشود که تن از ادامه راه خسته است.
«جواد مجابی»، نویسنده، شاعر، نقاش و منتقد نامآشنای هنر و ادبیات معاصر ایران که زاده قزوین است و سالهاست در تهران زندگی و فعالیت میکند، تازهترین مجموعه آثار خود را با عنوان «شبهای سفید بیمارستان و من» در ساعت ۱۷ روز جمعه ۲۶تیرماه ۱۴۰۵ در بیمارستان ایرانمهر تهران رونمایی میکند؛ نمایشگاهی که تا ۲۸تیرماه ادامه خواهد داشت و مخاطبان را با تجربهای متفاوت از پیوند هنر، رنج و امید روبهرو میسازد.
«نوشتن یعنی مقاومت؛ یعنی نترسیدن از حقیقت، حتی وقتی همه سکوت کردهاند.» – اوریانا فالاچی. در روزهایی که بسیاری از اهل رسانه سکوت را بر حقیقتگویی و رعایت اخلاق حرفهای ترجیح میدهند، سید «عبدالعظیم موسوی» یادآور نسلی است که قلم را برای گفتن حقیقت در دست گرفت، نه برای رضایت صاحبان قدرت.
امسال روز خبرنگار فرصتی بود تا بار دیگر وضعیت رسانهها و مطبوعات استان قزوین زیر ذرهبین قرار گیرد. آنچه در نگاه نخست آشکار میشود، تضاد میان رسانههای دولتی و نشریات مستقل است؛ رسانههایی چون ایرنا، فارس و مهر که ناچار به رعایت خطمشیها و محدودیتهای اطلاعرسانی هستند، در مقابل نشریات مستقلی قرار دارند که با وجود ظرفیتهای فراوان، به دلیل مشکلات اقتصادی و ساختاری، هنوز نتوانستهاند نقش پررنگی در ارتقای روزنامهنگاری حرفهای ایفا کنند. این نقطهای است که بیش از هر زمان دیگر، توجه به استانداردها و استقلال رسانهای را ضروری میسازد.