«اگر میخواهید به من خدمتی کنید، گهگاهی به یادم بیاورید که من همان محمدعلی رجایی فرزند عبدالصمد، اهل قزوینام که قبلاً دورهگردی میکردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیهفروش بودم... و هر گاه دیدید که در من تغییراتی به وجود آمده و ممکن است خودم را فراموش کرده باشم، همان مشخصات را در کنار گوشم زمزمه کنید. این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزندهتر است.» این سخنانِ یکی از مخلصترین یاران انقلاب بود که زندگی بسیار سادهای داشت و از دستفروشی و معلمی به ریاست جمهوری رسید.
یکی از درختان سایهگستری که ریشه در فرهنگ عمیق انسانی و دیرین ایرانی-اسلامی دارد، پروفسور باقر ساروخانی قزوینی، «پدر جامعهشناسی ارتباطات ایران» است که با گسترۀ کممانند آثار درخشان و ماندگارش، یکی از چکادهای سرافراز علومانسانی در حوزههای جامعهشناسی، علومتربیتی و روانشناسی، خانواده، ارتباطات و فرهنگ، روششناسی و رسانه در سپهر فرهنگی و دانشگاهی ایران بهشمار میرود.
«در انتصابات مدیران استان به دنبال نیروهای توانمند، متخصص، باتجربه و مستقل بودیم و به نگاههای پدرخواندهای توجه نکردیم.» این جمله بخشی از سخنان محمدمهدی اعلایی استاندار به مناسبت هفته دولت در آیین نماز جمعه شهر قزوین است. سخنانی که خبرگزاری «تسنیم» آن را منتشر کرده، اما در خبر منتشر شده در پایگاه اطلاعرسانی استانداری، به آنچه تحت عنوان «نگاههای پدرخواندهای» که در گفتههای اعلایی مطرح شده، هیچ اشارهای نشده است.
انتقال آب سد طالقان به استان قزوین، مهمترین پروژه استان طی سالهای اخیر است. پروژهای که در سال۱۳۹۶ و در جریان سفر روحانی رییسجمهور وقت به قزوین مورد تصویب قرار گرفت و بهرهبرداری از فاز اول عملیات اجرایی آن طی روزهای گذشته نه فقط مشکل چندساله آب شُرب مردم شهر آبیک را با استفاده از حقآبه دشت قزوین از این سد حل کرد که در صورت تداوم پروژه و جاری شدن آب در رگهای تشنه دشت، نیاز آبی ۱۶شهر و ۱۹۴روستای استان را نیز تامین خواهد کرد.
«با مساعدتهای معاون معماری و شهرسازی وزیر راه و شهرسازی و پیگیریهای قابل تحسین معاون عمرانی استانداری قزوین و سایر مدیران ذیربط استانی، مشکل دیرین اراضی موسوم به اندیشه حل شد.» این خبر، متن توییت ۲۵مرداد استاندار قزوین است که از حل مشکل اراضی موسوم به اندیشه خبر میدهد. علاوه بر استاندار، مهدی رجحانی معاون وی نیز در توییت جداگانهای نوشت: «شهرک اندیشه به شهر قزوین ملحق شد. خدا را شاکرم که توفیق یافتیم مشکل بیش از ۲۰ساله اندیشه را طی ۶ماه حل کنیم.»
شامگاه دهم شهریور1341 با فعال شدن یکباره «گسل اپیک»، زمینلرزه دهشتناکی به بزرگی2/7 در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) در عمق 10کیلومتری زمین، منطقهای به وسعت 40هزار کیلومترمربع را در بویینزهرا واقع جنوب قزوین را زیر و رو کرد؛ آنگونه که چند ثانیه خشم زمین، یکصد و 10روستا را به کلی نابود کرد و با وارد کردن آسیب جدی به بیش از 200روستای دیگر، بین 12 تا 20هزار کشته بر جای گذاشت؛ هر چند آمارهای رسمی، شمار قربانیان را دوازدههزار و 255نفر ثبت کردند. پیکرهای قربانیان مظلوم این زمینلرزه به خاک سپرده شد و روستاهای ویران شده با بهرهگیری از کمکهای بینالمللی به سرعت بازسازی گردید، اما هیچگاه مصیبت بزرگ آوار شده بر روستاییان التیام نیافت.
با برگزاری مجمع انتخاباتی و با رای قاطع اعضای مجمع، "محمد علی غربی" برای چهار سال به عنوان رئیس هیات دوومیدانی استان قزوین انتخاب شد.
«مردم محلی از وجود پایگاه و حضور ما در محله خود میترسیدند و اعتماد کافی برای بازگویی مشکلاتشان نداشتند چون متاسفانه سطح آگاهی در مورد کار مشارکتی بین مردم بسیار پایین بود اما با گذشت زمان و با انجام فعالیتهای مختلف در محلات، اعتماد مردم به پایگاههای سلامت اجتماعی بیشتر شد.» این سخنان بُرشی از گفتههای فاطمه مرندی مدیرعامل موسسه همیاران سلامت روان مینودر و باشگاه مثبت قزوین به «فروردین امروز» است که ویژگی اصلی پایگاه سلامت اجتماعی را دسترسی آسان مردم محلی به این پایگاهها میداند.
امروز در زندگی شهری، به ندرت میتوان کسی را یافت که به طریقی با مبلمان شهری سروکار نداشته باشد. فرقی نمیکند سرپناه ایستگاه اتوبوس، باجه بلیتفروشی، نیمکت پارک یا تابلوی راهنمایی و رانندگی باشد یا المانها و یادمانها، در هر حال با یک یا چند گروه از آنها در ارتباط هستیم. مبلمان شهری بهویژه آنکه برگرفته از فرهنگ و باور عمومی باشد بخش زیادی از فعالیت در شهر را سامان میدهد و باعث بالا رفتن کیفیت استفاده شهروندان از خیابان، میدان، بوستان و دیگر عرصههای دیگر شهری میشود. اما در شهر قزوین با فرهنگ و تاریخی دیرینه، مبلمان شهری آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته و در نتیجه، تاثیر چندانی در افزایش کیفیت بهرهگیری شهروندان از ظرفیتهای شهری و بهبود زندگی شهرنشینی آنان نداشته است.
راشین شهبازی از جمله هنرمندان جوانی است که در نخستین سال دهه هشتاد و آغاز نوجوانی، وارد عرصه هنر نقاشی شده و با بهرهگیری از اساتید این هنر، اصول و قواعد نقاشی را فراگرفته است. او که از کودکی شعر میگفته، امروز نگاه خود را به دنیای پیرامونش با سبکی واقعگرایانه، بر بوم سپید، نقش میزند و در پیچ و تاب خطوط و جانآفرینی رنگها، خالق آثاری چشمنواز میشود. با این هنرمند جوان و پُرشور در عصر یک روز تابستانی که آرام آرام هُرم داغ شهریور، خود را به خنکای پاییز و دلانگیز نقشهای این فصل هزار رنگ میسپارد، به گپوگفت نشستیم. آنچه در ادامه میخوانید فرجام این گفتوگوی صمیمانه است.