لحنش تند میشود، جمعیت حلقه میزنند، موبایلها بالا میروند و چند دقیقه بعد، نخستین ویدئو از این جدال در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. جدالی که همان روز به درگیری فیزیکی کشیده شد و ظرف چند ساعت، تیتر خبرهای ملی و فراملی شد.
اینجا بلوار پرستار است؛ همانجایی که چند روزی در صدر خبرهای نه تنها خود استان، بلکه کشور و فراتر از مرزها قرار گرفت.
واکنشها به حادثه بلوار پرستار
«علی فرمانی»، عضو شورای شهر قزوین، چماق به دست وارد صحن شورای شهر شده و خواستار برخورد قانونی شهردار با مقصرین حادثه میشود. او اجرای قانون را نه به صورت نمایشی بلکه بهعنوان مطالبه جدی مردم و نمایندگانشان در صحن شورای اسلامی شهر قزوین عنوان میکند.
حالا پنجاه روز بعد، راننده همان وانت بار که در ویدئوی معروف بلوار پرستار دیده میشد، به اینفلوئنسر تبدیل شده و دنبالکنندههایش در فضای مجازی بیشتر شدهاند؛ حالا از مغازهای که برایش رهن شده بود تا بساطش را جمع کند، خبری نیست.
بساط هنوز پابرجاست
«علیرضا حیدری»، همان راننده وانت، به خبرنگار فروردین امروز میگوید: «مغازه به کارم نمیآید، مشتری کم است. از طرفی پر کردن مغازه حداقل ۵۰۰میلیون تومان سرمایه نیاز دارد. تصمیم دارم مغازه را در اختیار گروههای خیری که نیاز به مکان دارند بگذارم!» او همچنان در گوشه خیابان، همانجایی که پنجاه روز پیش درگیری شروع شد، بساط میکند.
اگر از بلوار پرستار عبور کنیم، به خیابان شهید بابایی و خیابان دانشگاه میرسیم. پیادهروها پر از بساط و نیسانهای مملو از میوههای پاییزی است. جلوتر، صدای فریاد میآید:
–مگه کوری؟!
–خب ندیدم! چشماتو باز کن!
یک وانت سبد میوهاش را تا لاین اول خیابان کشیده و راهبندانی کوچک ایجاد کرده. چند متر آنطرفتر، دستفروش دیگری روی کاپوت و صندوق عقب تیشرتهای مردانه چیده و عابران را به میان خودروها کشانده است.
تجربههای تلخ شهروندان
«محسن ولیپور»، دانشجوی قزوینی، حادثه دو هفته پیش را به یاد میآورد که موتورش به دلیل توقف نابجای یک وانتبار در خیابان نواب و برخورد با آن خراب شد. راننده بی هیچ پوزشی گفته بود: «حواست باید جمع باشه!»
«مهدی قربانی»، راننده تاکسی، خاطره مشابهی از توقفهای بدون ضابطه در چهارراه تهرانقدیم روایت میکند، جایی که این توقفها میدان دید را کور میکند و مجبور میشود ناگهان ترمز بزند.
برای «حمید فرهمند»، مغازهدار تهرانقدیم، معضل روزانه این است که مشتریها برای عبور و مرور مجبور میشوند وسط خیابان بایستند تا وانتبارها بارشان را جابجا کنند که خود باعث تصادف میشود.
اما خطر همیشه به تصادف ختم نمیشود. «مهدی آقاجانی»، مغازهدار خیابان سپه، از پیرمردی میگوید که یک کیلو موز خرید اما راننده وانتبار به جای ۱۶۰هزار تومان، ۲۵۰هزار تومان از کارت او برداشت و پیرمرد هم که سواد خواندن پیامک بانکی نداشت، بیخبر از این موضوع به راه خود ادامه داد.
«زهرا رحمانی» نیز از یک تجربه تلخ دیگر میگوید: «در مقابل درخواست جابهجایی وانت برای بازکردن مسیر عابر، با جمله -اگر دوباره حرف بزنی، کاری میکنم پشیمان شوی!- مواجه شدم.»
موافقان: ارزانی و دسترسی آسان
برخلاف این صداهای معترض، «سجاد رضایی» از محله نواب میگوید: «وانتبارها نیاز فوری من به میوه یا حمل بار ارزان و سریع را رفع میکنند.»
«محمد حسینپور»، کارگر ساختمانی در خیابان نواب، تأکید میکند که برای بارهای سبک، وانتبارها دسترسپذیرتر و کمهزینهتر هستند.
«رایحه محمودی»، ساکن خیابان نوروزیان، نیز با اشاره به تورم و تفاوت قیمت ۲۰هزار تومانی خرید میوه از وانتبارها و مغازهها میگوید: «اگر این وانتبارها نباشند، نمیتوانیم از مغازهها که خیلی گران میفروشند خرید کنیم.»
«معصومه کشاورز» هم معتقد است: «اگر وانتبارها از این طریق تأمین معیشت نکنند، پس چگونه زندگی خود را بگذرانند؟»
مشکلات رانندگان وانتبار
«محسن کاظمی»، راننده وانتبار در خیابان نوروزیان که هفت سال است با وانت امرارمعاش میکند، از مشکلات محل فعالیت خود میگوید: «مکانهایی که شهرداری برای وانتبارها تعیین کرده یا ظرفیت کافی ندارند یا از محدوده رفتوآمد مردم دورند. اگر جای مناسبی اختصاص دهند، قطعاً به آنجا میرویم، اما فعلاً چارهای جز کار در کنار خیابان نداریم.»
او به حضور رانندگان غیربومی در شهر انتقاد کرده و میگوید: «بهتر است ساماندهی وانتبارها بهگونهای باشد که فقط افراد بومی مجوز فعالیت بگیرند؛ در این صورت تعداد خودروهای فعال مشخص میشود و ترافیک شهری هم کمتر خواهد شد.»
یکی از رانندگان وانتبار که نخواست نامش ذکر شود، از جریمههای مکرر خود در مسیر منتهی به خیابان دوراه همدان میگوید: «من پابند دارم و طبق نامهای که از دستگاه قضایی دارم، نمیتوانم بیش از ۲۰۰متر جابهجا شوم. با این حال همین هفته دوبار، هر بار ۸۹۰ هزار تومان جریمه شدم.»
دستفروشان: وعدههای بیسرانجام
«محمد جوادی»، دستفروش با سابقه ۱۲ساله در خیابان خیام، مخالف انتقال دستفروشان به بازار روز شهرداری است و میگوید: «باید در همین خیابان مکانی با زیرساخت مناسب برای دستفروشان در نظر گرفته شود.»
«محمد ساعدی»، از دستفروشان خیابان طالقانی، از تجربیات تلخشان در ساماندهی میگوید: «در مدت زمانی که در آنجا بودیم، بسیاری از هزینههای ضروری مانند برقکشی و تبلیغات محیطی را خودمان انجام دادیم و هیچ حمایتی نشد.»
توقف ساماندهی و مدیریت نیمهتمام
«فرجالله فصیحی رامندی»، رئیس شورای اسلامی شهر قزوین، توضیح میدهد: «طرح ساماندهی افراد و مشاغل ایجادکننده سد معبر با مصوبه قانونی و درخواست مردم اجرا شد. شهرداری تعدادی از متخلفان را جمعآوری کرده و مکانهایی برای استقرار این افراد پیشبینی شد، اما برخی همکاری نکردند.»
وی میافزاید: «در حین اجرای طرح ساماندهی، یکی از وانتبارها به همراه پدرش از رفتن به محل ساماندهی خودداری کرده و در خیابان به ادامه کار پرداخت که با صحنهسازی، درگیری ایجاد کردند.»
فصیحی ادامه میدهد: «بر اساس دستور مقامات امنیتی استان مقرر شد هیچگونه برخوردی صورت نگیرد. پرونده به مراجع قضایی ارجاع داده شده و نتیجه پس از بررسی اعلام خواهد شد.»
ساماندهی و انضباط اجتماعی
«مهدی صباغی»، شهردار قزوین، در گفتوگو با فروردین امروز میگوید: «هدف از ایجاد بازار روزها، کاهش نارضایتی مردم و کنترل انسداد مسیرهاست. طرح ساماندهی در آیندهای نزدیک با همکاری دادگستری و نیروی انتظامی پیگیری خواهد شد تا نه تنها نظم شهری برقرار شود، بلکه کسانی که تمایل دارند در این بخش از بازار کسب و کار کنند، بهطور قانونی و با رعایت اصول بهکار گرفته شوند.»
او همچنین تأکید کرد که هیچکسی اجازه ندارد بدون مجوز و بهصورت غیرقانونی در معابر عمومی مشغول به کار شود. اما بر این نکته نیز تأکید داشت که باید راهکارهایی ارائه شود که هم دستفروشان از وضعیت اقتصادی خود آسیب نبینند و هم نظم و انضباط شهری رعایت شود.
صدای شهروندان از سامانه۱۳۷
«مهدی کوزهگرها»، مدیر مرکز فوریتهای اجرایی۱۳۷ شهرداری قزوین با اشاره به افزایش مطالبه شهروندان مبنی بر ساماندهی سدمعبرکنندگان، میگوید: «پس از واقعه تلخ بلوار پرستار، اعتراضهای شهروندان برای سدمعبر خودروهای دورهگرد و دستفروش افزایش پیدا کرده است. این در حالی است که به دلیل اجرای طرح برخورد با سدمعبر طی دو ماه گذشته روند شکایت در این باره کاهش یافته بود.»
او ادامه میدهد: «از یک سو شهروندان به معضل شهری سدمعبر معترض هستند، از سوی دیگر با بروز حادثه تلخ بلوار پرستار، با یکجانبهگرایی، شهرداری را متهم به بیمدیریتی میکنند.» به گفته کوزهگرها، چهار سال گذشته، درخواست اول تا سوم شهروندان، جمعآوری و ساماندهی خودروها و دستفروشان بوده و به همین دلیل شهرداری برای رضایت شهروندی و برقراری انضباط شهری، چند ماه پیش طرح برخورد با تخلف سد معبر را اجرا کرد که بهدلیل هجمه غیرمنصفانه، ناقص مانده است.
کوزهگرها تأکید میکند: «پس از اتفاق بلوار پرستار، سد معبر وانتبارها بهطور قارچگونه افزایش یافته و هم منظر و سیمای شهری را زیر سؤال برده و هم موجب تشدید ترافیک و مزاحمت برای مردم شده است.»
این مدیر شهری اضافه میکند: «در حال حاضر، بهدلیل برخوردهای هیجانی در فضای مجازی و ایجاد بار روانی، طرح شناسنامهدار کردن خودروهای دورهگرد ابتر مانده است.»
خیابانها همچنان دو جبههای
آنچه در معابر قزوین جریان دارد، انعکاس تنش میان معیشت و نظم عمومی است. وانتبارها و دستفروشان نه صرفاً مشکلاند و نه تنها راهحل؛ آنها بخشی از اقتصاد روزمرهاند که در حاشیه قانون فعالیت میکنند.
توقف طرحهای ساماندهی و نبود انسجام کامل مدیریتی باعث شده خیابانها هم محل کار باشند و هم مسیر عبور؛ مکانی که هر تصمیم مدیریت شهری، فوراً در میدان افکار عمومی آزموده میشود.
همه طرفها، از شهروندان گرفته تا دستفروشان و مسئولان، خواستار ساماندهی بهتر، رعایت قوانین و کاهش مزاحمتها هستند. اما تا زمانی که گفتوگو و هماهنگی میان نهادهای مختلف و مردم شکل نگیرد، خیابانهای قزوین همچنان دو جبههای باقی میمانند و هر روز صحنه تازهای از این جدال را به نمایش میگذارند.


