آنسوی تختهایی که بیماران چشمانتظار مراقبتاند، پرستارانی ایستادهاند که خودشان از خستگی مزمن، فشار معیشت و آیندهای مبهم سخن میگویند. گلایه آنها فقط از پایین بودن حقوق یا تأخیر در پرداخت مطالبات نیست؛ مسئله، انباشته شدن فشارهایی است که آرامآرام توان جسمی و انگیزه حرفهای کادر درمان را تحلیل میبرد.
«بهزاد جمشیدی»، پرستار بیمارستان ولایت، به فروردین امروز میگوید در برخی ماهها ۳۴ تا ۳۵شیفت کار میکند. شیفتهایی که ممکن است روی کاغذ شش یا هفت ساعت باشند، اما وقتی فشرده و پشت سر هم قرار میگیرند، مرز میان کار و زندگی را از بین میبرند.
او میگوید اضافهکاری باید اختیاری باشد: «پرستار مستقیماً با جان بیمار سر و کار دارد. کسی که از نظر جسمی و روحی فرسوده شده، نمیتواند با تمرکز کافی مراقبت کند.»
به گفته جمشیدی، فشار اقتصادی بسیاری از پرستاران را ناچار کرده در دو یا چند مرکز کار کنند؛ شرایطی که فرصتی برای استراحت، زندگی خانوادگی و بهروز نگه داشتن دانش حرفهای باقی نمیگذارد. برخی نیروهای باتجربه نیز از حرفه خارج شدهاند یا به مشاغل دیگری روی آوردهاند.
او میگوید: «وقتی آینده روشنی نمیبینیم، چگونه جوانترها را به ورود به این حرفه تشویق کنیم؟»
«نرگس کاکاوند»، پرستار بیمارستان کوثر با شش سال سابقه، از اجرا نشدن برخی مزایا و قوانین حمایتی گلایه دارد. به گفته او، پرستاران در روزهای بحران، از همهگیری کرونا گرفته تا آلودگی هوا و تعطیلیهای رسمی، در بیمارستان حاضرند، اما دریافتی آنها با مسئولیت و فشار کارشان تناسب ندارد.
او میگوید مطالباتی مانند تعرفه خدمات پرستاری، حق لباس و هزینه رفتوآمد یا با تأخیر پرداخت میشوند یا مبلغ آنها در برابر هزینههای امروز زندگی ناچیز است.
«امیرعلی نادری»، پرستار بیمارستان بوعلی با ۱۴سال سابقه، نیز از کمبود گاهوبیگاه اقلام ساده اما ضروری مانند دستکش و تجهیزات حفاظت فردی سخن میگوید؛ کمبودهایی که به اعتقاد او هم سلامت کادر درمان را تهدید میکند و هم کیفیت خدمترسانی را پایین میآورد.
در کنار این مشکلات، برخی پرستاران نسبت به نحوه ثبت خدمات درمانی و تفاوت پرداختها میان گروههای مختلف درمانی نیز معترضاند. یکی از پرستاران که نخواست نامش منتشر شود، میگوید قانون تعرفهگذاری آنگونه که انتظار میرفت به بهبود وضعیت پرستاران منجر نشده است.
در سوی دیگر، «مصطفی چتروز»، مدیر پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قزوین، به فروردین امروز میگوید دانشگاه برای جذب نیروهای تازه و جبران بخشی از کمبودها پیگیر دریافت مجوزهای استخدامی است.
او تأکید میکند هرگونه دریافت خارج از تعرفههای مصوب از بیماران، تخلف است و در صورت احراز، از مسیر حراست، بازرسی و مراجع قانونی پیگیری خواهد شد. چتروز همچنین ثبت اقدامات پرستاری به نام فردی دیگر را از نظر حقوقی و مدیریتی غیرقابل قبول میداند.
به گفته او، تعرفه پرستاری تا آذر۱۴۰۴ پرداخت شده و ادامه پرداختها به وصول مطالبات دانشگاه از سازمانهای بیمهگر بستگی دارد. او میپذیرد که در شرایط تورمی، میزان دریافتی پرستاران پاسخگوی مشکلات معیشتی آنان نیست، اما افزایش حقوق، استخدام و تبدیل وضعیت را تابع قوانین ملی و تأمین منابع میداند.
مسئله اصلی شاید در همین فاصله نهفته باشد؛ فاصله میان آنچه در نامهها، مجوزها و بخشنامهها «در حال پیگیری» است و آنچه پرستار در کف بیمارستان تجربه میکند: شیفتهای پیدرپی، بدن خسته، مطالبات عقبمانده و حقوقی که پیش از پایان ماه تمام میشود.
فرسودگی پرستاران تنها یک مطالبه صنفی نیست. پرستاری که توانش تحلیل میرود، تنها از زندگی شخصی خود عقب نمیماند؛ کیفیت مراقبت از بیمار نیز آسیب میبیند.
بیمارستان با دستگاه، تخت و ساختمان زنده نمیماند. نبض واقعی آن در دستان کسانی میزند که شبها کنار بیمار بیدار میمانند. اگر این دستها از خستگی بلرزند، هزینه آن را فقط پرستار نمیپردازد؛ تمام نظام درمان باید پاسخگو باشد.


