به گزارش فروردین امروز؛ خبرنگاری که امروز از ورزش مینویسد، فردا راهی نشست اقتصادی میشود و ساعتی بعد باید درباره سلامت، زنان یا میراث فرهنگی سؤال کند، فرصت چندانی برای شناخت عمیق هیچکدام از این حوزهها ندارد. وقتی تخصص از میان برود، پرسشها نیز بهتدریج عمومی، قابل پیشبینی و کماثر میشوند.
از سوی دیگر، خبرنگاری که برای دسترسی به یک آمار ساده باید بارها با یک اداره تماس بگیرد، پس از انتشار نقد از فهرست دعوتشدگان کنار گذاشته میشود و برای تأمین هزینههای زندگی به کمک یا آگهی همان دستگاهها نیاز دارد، چگونه میتواند آزادانه پرسش کند و تا رسیدن به پاسخ، پیگیر بماند؟
اینها بخشی از واقعیتهای امروز رسانه در قزوین است؛ دردهایی که تنها به وضعیت معیشتی خبرنگاران محدود نمیشود و اعتبار، استقلال و اخلاق حرفهای رسانه را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بخشی از همین آسیبها در سخنان «علی اسدالله»، مسئول سازمان بسیج رسانه استان قزوین، بازتاب یافت. او که به مناسبت روز خبرنگار در تحریریه «فروردین امروز» حضور یافته بود، در گفتوگو با اعضای این مجموعه از ضرورت تخصصگرایی، استقلال اقتصادی خبرنگاران، پذیرش نقد از سوی مدیران و بازگشت به اصول حرفهای روزنامهنگاری سخن گفت.
خبرنگار همهکاره؛ پرسشهای کمجان
یکی از انتقادهای اسدالله، استفاده از یک مجری برای گفتوگو با مسئولان حوزههای کاملاً متفاوت در صداوسیمای مرکز قزوین بود. او گفت این موضوع را در دیدار با «انبارلویی»، مدیرکل صداوسیمای استان، مطرح کرده است.
به گفته او، نمیتوان انتظار داشت یک مجری ثابت، همزمان شناخت دقیقی از میراث فرهنگی، اقتصاد، ورزش، سلامت و مسائل زنان داشته باشد و بتواند وزیر یا مسئول هر حوزه را با پرسشهای تخصصی به چالش بکشد.
اسدالله گفت: «وزیر میراث فرهنگی میآید و یک مجری با او گفتوگو میکند؛ وزیر اقتصاد و وزیر ورزش هم که میآیند، باز همان مجری روبهروی آنها مینشیند. در حالی که هر حوزه باید خبرنگار یا کارشناس خبره خودش را داشته باشد.»
مجری یا خبرنگاری که از سرانه ورزشی قزوین، وضعیت مراکز درمانی، شاخصهای اقتصادی یا مسائل میراث فرهنگی اطلاع کافی ندارد، ناچار است چند سؤال عمومی مطرح کند و در بسیاری از موارد، پاسخهای مهمان را بدون پرسش تکمیلی بپذیرد.
خبرنگار تخصصی اما تنها پرسشگر نیست. او آمارها را میشناسد، وعدههای پیشین را به یاد دارد، تصمیمهای مدیران را دنبال میکند و میتواند فاصله میان ادعا و واقعیت را تشخیص دهد. چنین خبرنگاری اجازه نمیدهد مصاحبه به فرصتی یکطرفه برای ارائه گزارش عملکرد تبدیل شود.
مسئول سازمان بسیج رسانه استان پیشنهاد کرد صداوسیما برای گفتوگو با مسئولان و مهمانان تخصصی، از خبرنگاران باتجربه همان حوزه بهعنوان کارشناس یا مجری استفاده کند تا سؤالها از سطح تعارف و کلیشه فراتر بروند.
البته تخصصگرایی بدون دسترسی آزاد به اطلاعات معنا پیدا نمیکند. خبرنگار ورزشی زمانی میتواند درباره سرانهها، بودجهها و پروژههای نیمهتمام سؤال کند که اداره مربوطه اطلاعات دقیق را در اختیارش قرار دهد. اگر مسیر دسترسی به آمار بسته باشد، حتی خبرنگار متخصص نیز میان اطلاعیههای رسمی و پاسخهای مبهم گرفتار خواهد شد.

استقلالی که از سفره خبرنگار آغاز میشود
صریحترین بخش این گفتوگو به معیشت خبرنگاران و تأثیر آن بر استقلال رسانه مربوط بود. اسدالله معتقد است نمیتوان مشکلات اقتصادی خبرنگار را نادیده گرفت و همزمان از او انتظار داشت بدون ملاحظه در برابر مدیران و صاحبان قدرت پرسشگری کند.
او با اشاره به پرداخت کارت هدیه و برخی امتیازات از سوی دستگاهها گفت: «خبرنگار وضعیت اقتصادی خوبی ندارد و با خودش میگوید چه کار کنم؟ اما آزادی و استقلال خبرنگار از همهچیز مهمتر است. اگر یک اداره به من پول یا کارت هدیه بدهد و من مجبور شوم میرزانویس همان مجموعه باشم، این دیگر فایدهای ندارد.»
وابستگی رسانه همیشه با سفارشی صریح برای انتشار یا حذف یک خبر آغاز نمیشود. گاهی آگهی، هدیه، سفر یا امتیازی کوچک، رابطهای میسازد که تأثیر آن هنگام نوشتن نخستین گزارش انتقادی آشکار میشود. خبرنگار میداند پرسش سخت ممکن است به قطع آگهی، لغو دعوتها یا ازدسترفتن همان حمایت محدود منجر شود.
اینجاست که معیشت خبرنگار از یک مسئله شخصی فراتر میرود و به حق جامعه برای برخورداری از رسانهای آزاد و قابل اعتماد پیوند میخورد. رسانهای که قرار است بافساد، رانت، انتصابهای سفارشی و تصمیمهای غیرشفاف مقابله کند، پیش از هر چیز باید خودش از مناسبات ناسالم فاصله داشته باشد.
تحریریه مستقل با شعار ساخته نمیشود. رسانه برای حفظ استقلال خود به اقتصاد شفاف و پایدار نیاز دارد و خبرنگار باید بتواند بدون چشمداشت به هدیه و حمایت دستگاهی که وظیفه نقد آن را بر عهده دارد، زندگی حرفهای خود را ادامه دهد.
منتقدان را پشت در نگذارید
بخش دیگری از آسیبهای رسانهای استان، برخورد گزینشی برخی دستگاهها با خبرنگاران است. رسانه تا زمانی پذیرفته میشود که پرسش دشواری مطرح نکند؛ اما انتشار یک گزارش انتقادی کافی است تا خبرنگار در نشست بعدی دعوت نشود یا دسترسی او به مدیران محدود شود.
اسدالله چنین رفتاری را نشانه غیرحرفهایبودن دستگاهها دانست و گفت: «دستگاه زمانی حرفهای است که همه نگاهها و دیدگاهها را دعوت کند، حتی اگر منتقد باشند. قرار نیست همه بگویند تو خوبی؛ اگر انتقاد منصفانه وجود نداشته باشد، پیشرفتی هم اتفاق نمیافتد.»
نشست خبری با حضور خبرنگاران همنظر، شاید جلسهای آرام و بدون حاشیه بسازد، اما چیزی به پاسخگویی اضافه نمیکند. مدیری که تنها با پرسشهای هماهنگ و بیخطر روبهرو میشود، بهتدریج از واقعیت جامعه فاصله میگیرد و فرصت دیدن ضعفهای مجموعه خود را از دست میدهد.
مدیر حرفهای از پرسش دقیق و مستند نمیهراسد؛ همانگونه که خبرنگار حرفهای نیز حق نقد را با تخریب، تسویهحساب شخصی و انتشار ادعاهای تأییدنشده اشتباه نمیگیرد. مطالبهگری زمانی اثرگذار است که هم جسورانه باشد و هم منصفانه.
رسانهای که گفتوگو را بلد نیست
اسدالله از کمبود مناظره و گفتوگوی انتقادی در فضای رسانهای قزوین نیز سخن گفت و افزود: «ما بلد نیستیم با یکدیگر حرف بزنیم و گاهی در انتقادکردن به بیراهه میرویم.»
این ضعف تنها به رابطه مدیران و خبرنگاران محدود نیست. درون جامعه رسانهای نیز اختلافنظر گاهی به تقابل شخصی تبدیل میشود و نقد عملکرد، جای خود را به قضاوت درباره افراد میدهد. نتیجه چنین فضایی، فرسایش اعتماد و فاصلهگرفتن رسانهها از مأموریت اصلیشان است.
او احترام به پیشکسوتان مطبوعات را بخشی از اخلاق حرفهای دانست و تأکید کرد تجربه کسانی که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند باید مورد توجه نسل جدید قرار گیرد.
احترام به پیشکسوت البته به معنای تعطیلکردن نقد نیست. رسانه حرفهای نه حرمت افراد را میشکند و نه به بهانه حفظ حرمت، از بررسی عملکرد آنها صرفنظر میکند. پیشکسوتان نیز همانند مدیران و فعالان جوان رسانهای، باید نقد مستند و منصفانه را بخشی از زندگی حرفهای بدانند.
امانتداری یا پنهانکاری؟
مسئول سازمان بسیج رسانه استان، صداقت و امانتداری را دو ویژگی اصلی خبرنگار توصیف کرد و گفت: «صداقت یعنی مانند آینه باشیم؛ آنچه را وجود دارد بگوییم، دروغ نگوییم و چیزی به واقعیت اضافه نکنیم.»
او امانتداری را نیز به رعایت آبروی افراد و خودداری از انتشار بیمحابای اطلاعات خصوصی مرتبط دانست؛ اصلی که در روزگاری که سرعت انتشار گاهی جای صحت و مسئولیت را گرفته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
با این حال، میان امانتداری و پنهانکاری مرزی روشن وجود دارد. حفظ حریم خصوصی افراد وظیفه خبرنگار است، اما اطلاعاتی که با فساد، تضییع حقوق مردم یا منافع عمومی ارتباط دارد، نمیتواند به نام امانتداری پنهان بماند.
خبرنگار امین، زندگی خصوصی مردم را ابزار جذب مخاطب نمیکند، اما در برابر تخلفی که به جامعه آسیب میزند نیز سکوت نخواهد کرد. صداقت بدون جسارت، به بازگویی بیاثر واقعیت تبدیل میشود و جسارت بدون صداقت نیز رسانه را به سوی بیاعتمادی میبرد.
آنچه در این گفتوگوی روز خبرنگار مطرح شد، تنها مجموعهای از گلایههای صنفی نبود؛ سخن از جایگاه رسانهای است که اگر استقلال، تخصص و اعتبار خود را از دست بدهد، دیگر نمیتواند ناظر قدرت و نماینده پرسشهای جامعه باشد.
رسانه حرفهای نه بلندگوی مدیران است و نه میدان تسویهحسابهای شخصی. مطالبهگری از تحریریهای آغاز میشود که خبرنگارش به موضوع مسلط باشد، اقتصادش به صاحبان قدرت وابسته نباشد و برای طرح یک پرسش انتقادی، نگران بستهشدن درها نباشد.


