شهریور۱۴۰۰، زمانی که اعضای شورای ششم «مهدی صباغی» را با شش رأی از ۹عضو به عنوان شصت و چهارمین شهردار قزوین برگزیدند، کمتر کسی تصور میکرد این انتخاب به یکی از پرچالشترین دورههای مدیریت شهری تبدیل شود. صباغی نه از دل مدیریت شهری آمده بود و نه سابقهای در اداره شهرداریها داشت. پیشینه او بیش از هر چیز به مسئولیتهای نظامی گره خورده بود؛ ویژگیای که موافقانش آن را نقطه قوت و منتقدانش مهمترین دغدغه برای اداره سازمانی پیچیده مانند شهرداری میدانستند.
او با شعار انضباط، مبارزه با فساد و کار جهادی وارد ساختمان بلدیه شد و خیلی زود نشان داد که قصد دارد با قواعدی متفاوت مدیریت کند. «قدرت نه گفتن» به یکی از شاخصترین ویژگیهای این دوره تبدیل شد؛ رویکردی که به اعتقاد حامیانش شهرداری را از بسیاری از هزینههای غیرضروری دور کرد، اما به باور منتقدان، فاصله میان شهرداری، شورای شهر، رسانهها و برخی دستگاههای اجرایی را افزایش داد.
در کارنامه صباغی، پروژههایی وجود دارد که نمیتوان از کنار آنها گذشت؛ از تعیین تکلیف بخشی از بدهیهای شهرداری و پیگیری پروژههای عمرانی تا تکمیل کمربندی شرق و ادامه طرحهای زیرساختی. با این حال، تمرکز شدید تصمیمگیری، کاهش تعامل با بدنه کارشناسی و اختلافهای مکرر با شورای شهر، تصویری ساخت که به تدریج سرمایه اجتماعی مدیریت شهری را فرسوده کرد.
اختلاف میان شهردار و شورای شهر تقریباً از همان ماههای نخست آغاز شد. پرونده استیضاح چند بار تا آستانه طرح در صحن شورا پیش رفت، اما هر بار متوقف شد. در مقاطعی خود شهردار نیز اعلام کرد اگر شورا او را نمیخواهد، عزلش کند؛ جملهای که عمق شکاف میان دو رکن مدیریت شهری را آشکار میکرد. با این حال، حمایت چهار عضو شورا باعث شد او در سمت خود باقی بماند و پایان مسئولیتش نه با رأی شورا، بلکه با طی شدن فرآیند حقوقی و ابلاغ رسمی وزارت کشور رقم بخورد.
اکنون قزوین وارد فصل تازهای شده است. انتخاب سید «محمد علمی» به عنوان سرپرست شهرداری، بیش از آنکه معرفی یک مدیر جدید باشد، بازگشت مدیریت شهر به بدنه تخصصی شهرداری است؛ مدیری که در نخستین سخنان خود، «تعامل»، «عقلانیت» و «همدلی» را محور اداره شهر قرار داد. این انتخاب، پیام روشنی نیز در خود دارد؛ شورای شهر پس از تجربه نزدیک به پنج سال مدیریت متفاوت، این بار بیش از هر چیز بر هماهنگی و استفاده از ظرفیت کارشناسی تأکید دارد.
آنچه به پایان رسید، تنها دوره مدیریت یک شهردار نبود؛ پایان تجربهای بود که تلاش کرد اقتدار فرماندهی را به مدیریت شهری پیوند بزند. اکنون نوبت الگویی دیگر است؛ الگویی که باید نشان دهد آیا گفتوگو، مشارکت و بهرهگیری از تجربه بدنه تخصصی میتواند در کنار پیشبرد پروژههای عمرانی، اعتماد از دسترفته میان شهرداری، شورا و افکار عمومی را نیز بازسازی کند. پاسخ این پرسش را آینده مدیریت شهری قزوین خواهد نوشت.


