فروردین امروز- در شرایطی که جامعه امروز ایران بیش از همیشه به تحلیل، پرسشگری و روایتهای مستقل نیاز دارد، رسانههای محلی استان قزوین همچنان در مرحله اطلاعرسانی پایهای باقی ماندهاند؛ مرحلهای که سالهاست باید پشت سر گذاشته میشد. گفتوگو با مدیران رسانهای، روزنامهنگاران باسابقه و مسئولان فرهنگی، تصویری نگرانکننده از وضعیتی را ترسیم میکند که در آن، رسانهها در محاصرهی چالشهای ساختاری، فشارهای سیاسی، نبود حمایت مالی و افول سرمایه انسانی گرفتار شدهاند.
«رضا اسدی»، مدیر خبرگزاری ایرنا در قزوین، با سابقهای طولانی در عرصه رسانه، معتقد است رسانههای محلی استان هنوز وارد دوره بلوغ نشدهاند: «اکثر رسانههای قزوین، حتی پس از سالها فعالیت، همچنان درگیر اطلاعرسانی صرفاند و نتوانستهاند به جایگاه رسانههای تحلیلی و اثرگذار برسند.» به گفتهی او، تلاشهایی مستقل در حوزه تحلیل و نقد دیده میشود، اما این تلاشها هنوز به جریان غالب تبدیل نشدهاند. او اضافه میکند: «در بحرانهای محلی، از زلزله و آلودگی هوا گرفته تا مسائل زیستمحیطی، رسانهها نشان دادهاند که ظرفیت ورود دارند، اما این حضور بیشتر موردی و فردی است تا ساختاری و مؤثر.»
مشکلات رسانهای فقط به محتوای تولیدی خلاصه نمیشود. اسدی سه نوع فشار را متوجه خبرنگاران میداند: فشارهای رسمی و غیررسمی نهادها برای جلوگیری از نقد، فشارهای اقتصادی ناشی از نبود منابع پایدار، و فشار روانی ناشی از امنیت شغلی پایین. او وابستگی شدید به آگهیهای دولتی و نبودن آموزش مستمر در حوزه روزنامهنگاری انتقادی را از جمله عوامل اصلی ضعف عملکرد رسانهها میداند.
از دیگر چالشهای رسانهای، مسأله اخلاق حرفهای است. به گفته اسدی، مرز باریک میان نقد و تخریب گاه نادیده گرفته میشود و برخی رسانهها درگیر تعارض منافع هستند. این موارد نهتنها اعتماد عمومی را کاهش داده، بلکه عرصه را برای رسانههای متعهد و مستقل نیز تنگ کرده است.
اسدی با تأکید بر اهمیت نهادهای صنفی در تقویت رسانههای مستقل گفت: «اگر این نهادها کارکرد واقعی خود را پیدا کنند، میتوانند ستون فقرات رسانهها باشند؛ اما در قزوین هنوز به جایگاه مطلوب نرسیدهاند و نیازمند بازتعریف و تقویت هستند.»
«امیرعلی رضایی»، سردبیر نشریه «نسیم قزوین»، نگاه صریحتری دارد. او با اشاره به مشکلات زیرساختی، ضعف منابع مالی و تبعیض در تخصیص آگهیها، میگوید: «رسانههای محلی حتی در آرامترین روزها هم بهسختی دوام میآورند، چه برسد به روزهای بحران.» رضایی از نبود عدالت در توزیع آگهیها گلایه دارد و معتقد است که بخش زیادی از سهم رسانههای محلی به روزنامههای سراسری داده میشود؛ روزنامههایی که هیچ بار مسئولیت اجتماعی در قزوین ندارند.
او همچنین از ضعف نهادهای صنفی، از جمله خانه مطبوعات، انتقاد میکند: «این نهادها بهجای حمایت، بیشتر درگیر حذف و بستن فضا هستند. خبرنگار باید بداند که پشتیبانی دارد، نه اینکه هر لحظه از شکایت و فشار بترسد.» رضایی تأکید میکند که حتی بودجه فرهنگی قانونی استان نیز به رسانههای مستقل نمیرسد و این نشانهای روشن از بیعدالتی است.
«مهدیه سادات قافلهباشی»، عضو انجمن روزنامهنگاران زن ایران و شورای اطلاعرسانی استان، با نگاهی دقیقتر به محتوای رسانهای، از زوال تحلیل و پروندهسازی در رسانههای قزوین میگوید: «ما دیگر رسانه تحلیلی نداریم. خبرنگاران شجاع و آموزشدیده کم هستند و مردم هم دیگر وقت و علاقهای برای مطالعه عمیق ندارند. همهچیز در حد استوری و خبر یکدقیقهای باقی مانده است.»
قافلهباشی معتقد است که نبود گزارشهای میدانی و گفتوگوهای کارشناسی، رسانههای قزوین را از ایفای نقش مؤثر باز داشته است. او با اشاره به بحرانهای اخیر، از جمله تجاوز، زلزله و جنگ ۱۲روزه، میگوید: «رسانههای محلی بهجز اطلاعرسانی، کمتر به روایت مردمی و تحلیل عمیق پرداختهاند. این یعنی ما صدای مردم نیستیم، بلکه فقط بلندگوی نهادها شدهایم.»
عضو شورای اطلاعرسانی استان با انتقاد از ضعف اخلاق حرفهای در رسانههای قزوین گفت: «انتشار اخبار غیرمستند، شایعهسازی، سرقت محتوای رسانهای و برجستهسازی افراد دارای روابط اقتصادی، از جمله آسیبهایی است که نشان میدهد رسانهها تا حرفهای شدن فاصله دارند.»
از نگاه «حسن حسنزاده»، روزنامهنگار باسابقه و عضو شورای سردبیری «فروردین امروز»، سه بحران اصلی، ریشه ضعف رسانههای استان است: نبود حرفهگرایی، بحران اقتصادی و محدودیت در دسترسی به اطلاعات. او با صراحت میگوید: «تا وقتی رسانهها برای تأمین معاش مجبورند از رسالت خود فاصله بگیرند، نمیتوان از آنها انتظار پرسشگری واقعی داشت.»
به گفته حسنزاده، خبرنگاران قزوینی نه پوشش بیمهای مناسبی دارند، نه امنیت شغلی، نه دستمزد مکفی؛ در چنین فضایی، طبیعی است که کیفیت تحلیل پایین بیاید و حرفهایگری قربانی معیشت شود. او همچنین تأکید میکند که محدودیت در انتشار اطلاعات، بستر رشد شایعات و بیاعتمادی عمومی را فراهم میکند.
در سوی دیگر ماجرا، «علی هوشمند»، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین، عملکرد رسانههای استان را در مجموع مثبت ارزیابی میکند. او در گفتوگو با فروردین امروز میگوید: «سطح رسانهای استان بالاست و در بحران جنگ ۱۲روزه هم عملکرد خوبی داشتند.» او همچنین تأکید دارد که حمایت از رسانهها براساس آییننامهها و دستورالعملهای قانونی صورت میگیرد و هیچ نگاه سلیقهای در کار نیست.
با اینحال، از دل گفتوگو با روزنامهنگاران مستقل چنین برمیآید که حمایت رسمی، اغلب کاغذی و ناکارآمد است؛ رسانهها هنوز نمیدانند دقیقاً چه کسی و چگونه از آنها پشتیبانی میکند و چه امتیازاتی شامل حالشان میشود.
در نهایت، گزارش حاضر نشان میدهد که رسانههای محلی استان قزوین در میانه دوگانهی بقا و رسالت، بیش از همیشه نیازمند بازتعریف هستند؛ بازتعریفی که نه تنها در ساختار و حمایتهای بیرونی، بلکه در درون تحریریهها و ذهن خبرنگاران نیز باید آغاز شود. در جهانی که سرعت اطلاعرسانی با نفس انسان رقابت میکند، رسانه مکتوب تنها زمانی زنده میماند که صادق، تحلیلی، عمیق و شجاع باشد.
رسانههای قزوین، با تمام ضعفها، هنوز خاموش نشدهاند. اما برای اینکه صدایشان شنیده شود، کافی نیست که فقط بمانند؛ باید دوباره معنا پیدا کنند، دوباره پرچم برافرازند، و دوباره به صدای مردم تبدیل شوند.


