هرچند جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور هم یکی از مشکلات کشور، عدم ورود جوانان به عرصههای مدیریتی عنوان کردهاست و حمیده زرآبادی، نماینده استان قزوین در مجلس اسلامی نیز بر این نکته تاکید میکند که استفاده از جوانان توانمند و متخصص مورد غفلت قرار گرفته و باید موانع به کارگیری جوانان در عرصههای مدیریتی برداشته شود؛ از این رو، فروردین امروز، برای بررسی این مسئله در استان قزوین، سهم جوانان قزوینی در مدیریت را واکاوی کردهاست.
انفعال مدیریتهای چندین ساله
علیرضا معصومی، استاد دانشگاه و دانشآموخته رشته مدیریت دولتی در این باره به «فروردین امروز» میگوید: مدیریت در کشور و در استان قزوین، نیاز به تحولی نو در نیروی انسانی دارد که متاسفانه کمتر پاسخی به این نیاز داده میشود؛ این درحالی است که یک مدیر ده سال بر کرسی مدیریت خود نشسته و هم چنان وضعیت آن سازمان مربوطه تفاوت چندانی نکردهاست، برای مثال سالهاست که در خصوص بحران آب در استان صحبت میشود؛ اما تاکنون راهکاری اساسی از سوی مدیران ذیربط این حوزه دیده نشدهاست.
او ادامه میدهد: سبقه ادارات نشان میدهد که سالهاست مدیران و معاونان بر کرسی مدیریت تکیه زدهاند، درحالی که هزاران جوان متخصص بیکارند. این معضل که در بسیاری از سازمانها و ارگانهای دولتی استان همچون شهرداریها، سازمان میراث فرهنگی، استانداری، دانشگاهها و… وجود دارد، سدی برای پیشرفت جامعه است.
او میافزاید: البته حضور نیروی جوان در برخی از سازمانها مشاهده میشود؛ اما به ندرت میتوان در پستهای حساس شاهد نشستن مدیری جوان بر کرسی مدیریت باشیم، درحالی که تجربه در طول تاریخ نشان دادهاست جوانان رمز موفقیت یک جامعه هستند.
معصومی در ادامه به شیوه مدیریتی کشورهای توسعه یافته اشاره میکند و در این باره میگوید: معمولا در تمام دنیا برای مدیران جوان، مشاورهایی با تجربه و کارکشته در نظر میگیرند؛ اما این امر در ایران نسبت عکس دارد و کمتر جوانی در عرصه مدیریت دیده میشود.
علیرضا معصومی، استاد دانشگاه و دانشآموخته رشته مدیریت دولتی در این باره به «فروردین امروز» میگوید: مدیریت در کشور و در استان قزوین، نیاز به تحولی نو در نیروی انسانی دارد که متاسفانه کمتر پاسخی به این نیاز داده میشود؛ این درحالی است که یک مدیر ده سال بر کرسی مدیریت خود نشسته و هم چنان وضعیت آن سازمان مربوطه تفاوت چندانی نکردهاست، برای مثال سالهاست که در خصوص بحران آب در استان صحبت میشود؛ اما تاکنون راهکاری اساسی از سوی مدیران ذیربط این حوزه دیده نشدهاست.
او ادامه میدهد: سبقه ادارات نشان میدهد که سالهاست مدیران و معاونان بر کرسی مدیریت تکیه زدهاند، درحالی که هزاران جوان متخصص بیکارند. این معضل که در بسیاری از سازمانها و ارگانهای دولتی استان همچون شهرداریها، سازمان میراث فرهنگی، استانداری، دانشگاهها و… وجود دارد، سدی برای پیشرفت جامعه است.
او میافزاید: البته حضور نیروی جوان در برخی از سازمانها مشاهده میشود؛ اما به ندرت میتوان در پستهای حساس شاهد نشستن مدیری جوان بر کرسی مدیریت باشیم، درحالی که تجربه در طول تاریخ نشان دادهاست جوانان رمز موفقیت یک جامعه هستند.
معصومی در ادامه به شیوه مدیریتی کشورهای توسعه یافته اشاره میکند و در این باره میگوید: معمولا در تمام دنیا برای مدیران جوان، مشاورهایی با تجربه و کارکشته در نظر میگیرند؛ اما این امر در ایران نسبت عکس دارد و کمتر جوانی در عرصه مدیریت دیده میشود.
به گفته این استاد دانشگاه، معمولا برای تحقق شعار جوانگرایی به جای استفاده از جوانان در مدیریت از آنها به عنوان مشاور استفاده میشود که اما و اگرهای فراوانی نیز در این خصوص وجود دارد.
نگران در انتقال قدرت
مهدیه سادات میرناصری، مدیر جوان شرکت عمران و مسکن سازان استان قزوین، در گفتوگو با فروردین امروز، صحبتهای خود را با این سوال آغاز میکند: یک جوان باید در کجا آموزش مدیریتی ببیند و برای تحقق این امر چه بستری برای یک جوان وجود دارد؟
او به سئوالی که خود طرح کرده، اینگونه پاسخ میدهد: از فرسودگی طبیعی انسانها نمیتوان جلوگیری کرد، به فرض اینکه جوانان تجربه خاصی در عرصه مدیریت ندارند؛ اما نبود اعتماد به جوانان در عرصههای مدیریتی تا چه زمانی باید ادامه داشتهباشد؛ درحالی که جوانان سرمایههای بیبدیل یک جامعه تلقی میشوند.
میرناصری، با اشاره بر عمر مفید انسان بیان میکند: اکثر مدیران ارشد پا به سن گذاشتهاند؛ درحالی که در جامعه کنونی برای داشتن یک مدیریت موفق،مدیر باید کاملا بروز، خلاق و پر از انگیزه و نشاط باشد که این موارد از ویژگیهای جوانان است.
به گفته این مدیرجوان، قزوین نسبت به سایر استانها کم و بیش مدیران جوانتری دارد؛ اما انتظار میرود انتصاب جوانان در عرصههای مدیریتی براساس ملاک و معیارهای سازمان ملی جوانان، در سن زیر سی سال باشد که این اتفاق در بدنههای مدیریتی بسیار نادر است.
او در ادامه بیان میکند: تنها دلیل مقاومت در واگذاری مدیریت به جوانان، نگرانی در خصوص انتقال قدرت است. درحالیکه باید به جوانان فرصت آزمون و خطا داده شود. استفاده از مدیران کارکشته به عنوان مشاوران مدیران جوان میتواند گامی موثر در راستای تقویت و آموزش یک مدیر جوان باشد.
میرناصری معتقد است جوانان در دورههای مختلف خود را نشان دادهاند.
این مدیر شهرداری مثالی میآورد: در دورهای، جوان ۲۶سالهای نماینده مردم میشود، مگر امکان دارد خود را همتراز با سایر مدیران و نمایندگان کارکشته نکند؟ نمونه بارز این مثال شهردار زیباشهر است که در سن زیر سی سال نماینده مردم در صحن شورای اسلامی شهر شد و حالا به عنوان یک شهردار در حال خدمت رسانی است.
مدیریت جوانان؛ وعده انتخاباتی
حسین آذربایجانی، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه، نگاه دیگری دارد.
او به فروردین امروز میگوید: شعارهای زیادی در خصوص فرصتدهی به جوانان مطرح شده و میشود؛ اما واقعیت امر این است که مسئولان ارشد نسبت به این شعار اعتقاد خاصی ندارند و این شعارها در هر دولت و جناحی بیآنکه جامه عمل به آن پوشانده شود، شنیده شدهاست.
آذربایجانی در توضیح بیشتر میآورد: مسئولان میدانند موتور محرک هر انتخاباتی جوانان هستند و هر شخصی که برنده بازیهای انتخاباتی شدهاست بیشک جوانان حامی او بودهاند و در پشت صحنه عامل موفقیت او شدهاند.
این روزنامه نگار ادامه میدهد: از دهه۷۰ به بعد، شاهد اقبال جوانان در عرصههای مدیریتی نبودیم؛ درحالیکه جوانان ظرفیتهای بسیار خوبی دارند.
به گفته او، بستر آموزش مدیریتی برای یک جوان با به کارگیری جوانان در پستهای مشاورهای میتواند اقدامی موثر در این خصوص باشد که متاسفانه در پستهای مشاورهای نیز خلاهای بسیاری وجود دارد.
آذربایجانی میگوید: نقش مشاوران جوان به عنوان یک ویترین تزئینی نمود پیدا کردهاست و اگر پای صحبت یک مشاور جوان بنشینید خواهید شنید که او نسبت به بسیاری از مسائل و تصمیمات بیاطلاع است و تنها سمت یک مشاور را به یدک میکشد.
این مدرس دانشگاه که جوانان را تنها به عنوان زینتالمجلس میداند، میگوید: در عمل هیچ استفادهای از ظرفیت جوانان نمیشود. در علم علوم شناختی، معمولا یک «ما» و یک «دیگران» وجود دارد که سازنده هویت هستند و ما در مقابل دیگران قرار دارد. «ما» دارای قدرت و نفوذ است و بر سر سفره انقلاب نشسته است و نسل اول و دوم انقلاب هستند که جوانان را دیگری تلقی میکنند و احساس هویت مشترکی با جوانان ندارند.
آذربایجانی برای این ادعای خود چنین مصداقی میآورد: گواه این سخن، آنکه پستهای مدیریتی در بین حدود سه هزار نفر در کل کشور دست به دست میشود. در استان قزوین نیز شاهد این معضل هستیم که مثال مصداقی آن شهرداریها هستند. شهرداریها در استان تنها جابجایی شهرداران بودهاست. به اصطلاح قانون پایستگی شهردار در استان پابرجاست.گردش مدیریت بین افراد محدود و معدود، سبب میشود مدیر جوانی تربیت نشود و این امر در جامعه سبب سرخوردگی میگردد؛ چراکه جوان احساس میکند جامعهاش دچار زد و بندهای سیاسی است.
این روزنامهنگار در ادامه صحبتهای خود به تاثیرات منفی استفاده نکردن ازظرفیت جوانان در عرصههای مختلف مدیریتی اشاره میکند: تاکنون از جوانان استفادههای ابزاری شدهاست و اگر این معضل ادامه دار باشد و ریشه آن خشک نشود، در سالهای نه چندان دور شاهد افسردگی اجتماعی و از دست دادن نیروهای جوان و متخصص از استان،شهر و کشور خواهیم بود.
استفاده و بهرهگیری از مدیریت کارکشته، کارآزموده و مجرب اجتناب ناپذیر به نظر میرسد؛ اما باوجود اهمیت بسیار بالا و غیرقابل انکار عنصر تجربه در عرصه مدیریت، به کارگیری یک مدیر جوان برای پیشرفت و توسعه از موضوعات بسیار حائز اهمیتی است که با تکیه بر آن میتوان جوششی اثرگذار در رگهای مدیریتی کشور تزریق کرد.
نگران در انتقال قدرت
مهدیه سادات میرناصری، مدیر جوان شرکت عمران و مسکن سازان استان قزوین، در گفتوگو با فروردین امروز، صحبتهای خود را با این سوال آغاز میکند: یک جوان باید در کجا آموزش مدیریتی ببیند و برای تحقق این امر چه بستری برای یک جوان وجود دارد؟
او به سئوالی که خود طرح کرده، اینگونه پاسخ میدهد: از فرسودگی طبیعی انسانها نمیتوان جلوگیری کرد، به فرض اینکه جوانان تجربه خاصی در عرصه مدیریت ندارند؛ اما نبود اعتماد به جوانان در عرصههای مدیریتی تا چه زمانی باید ادامه داشتهباشد؛ درحالی که جوانان سرمایههای بیبدیل یک جامعه تلقی میشوند.
میرناصری، با اشاره بر عمر مفید انسان بیان میکند: اکثر مدیران ارشد پا به سن گذاشتهاند؛ درحالی که در جامعه کنونی برای داشتن یک مدیریت موفق،مدیر باید کاملا بروز، خلاق و پر از انگیزه و نشاط باشد که این موارد از ویژگیهای جوانان است.
به گفته این مدیرجوان، قزوین نسبت به سایر استانها کم و بیش مدیران جوانتری دارد؛ اما انتظار میرود انتصاب جوانان در عرصههای مدیریتی براساس ملاک و معیارهای سازمان ملی جوانان، در سن زیر سی سال باشد که این اتفاق در بدنههای مدیریتی بسیار نادر است.
او در ادامه بیان میکند: تنها دلیل مقاومت در واگذاری مدیریت به جوانان، نگرانی در خصوص انتقال قدرت است. درحالیکه باید به جوانان فرصت آزمون و خطا داده شود. استفاده از مدیران کارکشته به عنوان مشاوران مدیران جوان میتواند گامی موثر در راستای تقویت و آموزش یک مدیر جوان باشد.
میرناصری معتقد است جوانان در دورههای مختلف خود را نشان دادهاند.
این مدیر شهرداری مثالی میآورد: در دورهای، جوان ۲۶سالهای نماینده مردم میشود، مگر امکان دارد خود را همتراز با سایر مدیران و نمایندگان کارکشته نکند؟ نمونه بارز این مثال شهردار زیباشهر است که در سن زیر سی سال نماینده مردم در صحن شورای اسلامی شهر شد و حالا به عنوان یک شهردار در حال خدمت رسانی است.
مدیریت جوانان؛ وعده انتخاباتی
حسین آذربایجانی، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه، نگاه دیگری دارد.
او به فروردین امروز میگوید: شعارهای زیادی در خصوص فرصتدهی به جوانان مطرح شده و میشود؛ اما واقعیت امر این است که مسئولان ارشد نسبت به این شعار اعتقاد خاصی ندارند و این شعارها در هر دولت و جناحی بیآنکه جامه عمل به آن پوشانده شود، شنیده شدهاست.
آذربایجانی در توضیح بیشتر میآورد: مسئولان میدانند موتور محرک هر انتخاباتی جوانان هستند و هر شخصی که برنده بازیهای انتخاباتی شدهاست بیشک جوانان حامی او بودهاند و در پشت صحنه عامل موفقیت او شدهاند.
این روزنامه نگار ادامه میدهد: از دهه۷۰ به بعد، شاهد اقبال جوانان در عرصههای مدیریتی نبودیم؛ درحالیکه جوانان ظرفیتهای بسیار خوبی دارند.
به گفته او، بستر آموزش مدیریتی برای یک جوان با به کارگیری جوانان در پستهای مشاورهای میتواند اقدامی موثر در این خصوص باشد که متاسفانه در پستهای مشاورهای نیز خلاهای بسیاری وجود دارد.
آذربایجانی میگوید: نقش مشاوران جوان به عنوان یک ویترین تزئینی نمود پیدا کردهاست و اگر پای صحبت یک مشاور جوان بنشینید خواهید شنید که او نسبت به بسیاری از مسائل و تصمیمات بیاطلاع است و تنها سمت یک مشاور را به یدک میکشد.
این مدرس دانشگاه که جوانان را تنها به عنوان زینتالمجلس میداند، میگوید: در عمل هیچ استفادهای از ظرفیت جوانان نمیشود. در علم علوم شناختی، معمولا یک «ما» و یک «دیگران» وجود دارد که سازنده هویت هستند و ما در مقابل دیگران قرار دارد. «ما» دارای قدرت و نفوذ است و بر سر سفره انقلاب نشسته است و نسل اول و دوم انقلاب هستند که جوانان را دیگری تلقی میکنند و احساس هویت مشترکی با جوانان ندارند.
آذربایجانی برای این ادعای خود چنین مصداقی میآورد: گواه این سخن، آنکه پستهای مدیریتی در بین حدود سه هزار نفر در کل کشور دست به دست میشود. در استان قزوین نیز شاهد این معضل هستیم که مثال مصداقی آن شهرداریها هستند. شهرداریها در استان تنها جابجایی شهرداران بودهاست. به اصطلاح قانون پایستگی شهردار در استان پابرجاست.گردش مدیریت بین افراد محدود و معدود، سبب میشود مدیر جوانی تربیت نشود و این امر در جامعه سبب سرخوردگی میگردد؛ چراکه جوان احساس میکند جامعهاش دچار زد و بندهای سیاسی است.
این روزنامهنگار در ادامه صحبتهای خود به تاثیرات منفی استفاده نکردن ازظرفیت جوانان در عرصههای مختلف مدیریتی اشاره میکند: تاکنون از جوانان استفادههای ابزاری شدهاست و اگر این معضل ادامه دار باشد و ریشه آن خشک نشود، در سالهای نه چندان دور شاهد افسردگی اجتماعی و از دست دادن نیروهای جوان و متخصص از استان،شهر و کشور خواهیم بود.
استفاده و بهرهگیری از مدیریت کارکشته، کارآزموده و مجرب اجتناب ناپذیر به نظر میرسد؛ اما باوجود اهمیت بسیار بالا و غیرقابل انکار عنصر تجربه در عرصه مدیریت، به کارگیری یک مدیر جوان برای پیشرفت و توسعه از موضوعات بسیار حائز اهمیتی است که با تکیه بر آن میتوان جوششی اثرگذار در رگهای مدیریتی کشور تزریق کرد.
فریبا قاسمی


