حضورِ زن در عرصههایی چون اماکن خرید، مدارس، محل کار و …، الگوی زندگی آنان را اندکی تغییر داده است و به عبارتی تحرکپذیری آنان را در فضاهای شهری شدت بخشیده است. احساس امنیت در معابر و محیطهای شهری، طراحی صحیح و فکر شدهای میطلبد که طراح طی آن نیازهای زنان را شناسایی و از فضا جهت تامینِ این نیازها بهره جُسته باشد.
حضور زنان در فضاهای شهری، همواره یکی از مهمترین و حساسترین موضوعاتیست که طراحان و برنامهریزان شهری باید به آن توجه داشته باشند. زن، کودک، سالمند و معلول، چهار گروهِ آسیبپذیری هستند که اگر فضاهای شهر برای آنان احساسِ امنیت به ارمغان آورد، میتوان با تقریب بالا مطمئن بود که فضا به هدفِ غایی خود که همانا ایجاد حس امنیت و به تبعِ آن آرامش و آسایش در فضاست، دست یافته است.
اما متاسفانه این موضوع در شهرهای امروزی که شتاب و سرعتِ توسعه، حرفِ اول را میزند و مجالی برای مطالعه بر این گروههای آسیبپذیرتر اجتماعی فراهم نمیآورد، سبب مشکلاتی برای زنان بهمنظور حضور در فضاهای شهری شده است. در اینباره با یک عضو انجمن جامعهشناسان ایران به گفتوگو نشستیم تا علاوه بر تعاریف علمی امنیت، مولفههای این مهم را در شهرمان اندکی بررسی کنیم.
فضاهای بیدفاع امنیت را مختل میکند
مهناز عابدی با اشاره به هرم آبراهام مزلو میگوید: «بر اساسِ این هرم، نیازهای انسان در جامعه به پنج دسته تقسیم میشود که ابتداییترینِ آنها، نیازهای فیزیولوژیک اعم از نیاز به خواب، غذا، آب و جنس مخالف و… است که تا این سطحِ اول از نیازهای او برآورده نشود، او قادر نخواهد بود به نیازهای بالاتر خود بیاندیشد. نیاز به امنیت، نیازِ بعدی انسان است؛ به این معنی که من در زندگی خود در محیط و جامعه احساس امنیت کنم و این موضوع با توجه به لزوم حضور زنان در فضاهای شهری، اهمیتی دوچندان مییابد. زمانی که زن در یک فضای شهری حضور دارد، به سرعت تمامِ فضا را از نظر میگذراند که کنترل فضا را به نوعی به دست بگیرد؛ فضاهای غیرقابل دفاع را شناسایی کند، فضاهایی با قابلیت دید ناظر را تشخیص دهد و مواردی از این دست که او را در احساسِ امنیت یاری کند.»
وی ادامه میدهد: «متاسفانه در برخی از شهرها ازجمله نقاط حاشیهای قزوین فضاهای نیمهکاره، ساختمانهای تاریک، خیابانهای کمنور، اراضی بلااستفاده و فضاهای بیدفاعِ بسیاری وجود دارد که اگر انسان ولو مرد یا زن موردِ حمله یا سرقت قرار گیرند، کسی صدایشان را نخواهد شنید و این موضوع سبب شده در بسیاری از فضاها، احساسِ امنیت زنان با اختلال مواجه شود. پیشنیازِ حضور زنان در فضاهای شهری، حس امنیت است.»
هدف اصلی از احداث و بهرهبرداری از فضای شهری، ایجاد تعاملات اجتماعی میان شهروندان است و به عبارتی، هنگامی که زن، احساس امنیت در فضا را تجربه میکند، فضای شهری را دوست خواهد داشت و از بودن در آن لذت خواهد بُرد. پس از آن، حس تعلق در او ایجاد میشود که فضا را به نوعی از آنِ خود و دوستِ خود بداند، آنگاه میتواند به ایجاد تعاملات اجتماعی فکر کند و تعاملات سالم رقم بخورد.
عابدی در این خصوص میگوید: «در این صورت فضا نیز میتواند بهلحاظ اجتماعی، زن را پرورش دهد و سببِ رشد او شود.»
نیاز زنان به احساس امنیت در تعاملات اجتماعی
وی با اشاره به بالاترین نیاز در هرمِ مزلو میگوید: «حس حرمت، احترام و عزت نفس، در صدرِ هرم قرار دارد که نیازمند توجه خاص است. زن نیاز به احترام از سوی دیگر شهروندان دارد تا بتواند در جامعه به رشد و ترقی دست یابد. گاهی فضاهایی که برای زنان طراحی شده، توسطِ مردان موردِ استفاده قرار میگیرد که این امر علاوه بر از بین بُردن امنیتِ آنان در محیط موردِ نظر، مصداقِ بیاحترامی به آنان است. بهعنوان مثال، جادههای تندرستی در پارکهای شهر، برای مردان و زنان جدا در نظر گرفته شده تا زنان با خیالِ راحتتر به ورزش و نرمش بپردازند، اما بسیاری اوقات باز هم مردان از دستگاههای ورزشی جادههای تندرستی زنان استفاده میکنند که این کار صحیح نیست.»
عابدی در پاسخ به این سوال که بحثِ جنسیت بیشتر متوجهِ کدام حوزه است، میگوید: «این بحث، بیشتر مربوط به مباحثِ اجتماعی و روانشناختی است. یعنی طراحان فضاهای شهری باید حتما از نکات روانشناختی و جامعهشناختی در شکلدهی به فضای شهری بهرهمند شوند. اگر میخواهیم سطح کیفی زندگی زنان و حضورِ آنان در اجتماع را ارتقا دهیم باید حتما به نیازهای آنان و انتظاراتشان از یک فضای شهری توجه کنیم. متاسفانه ترس و اضطراب در زنان هنگام حضور در فضاهای شهری وجود دارد که بخشی مربوط به شرایط فیزیکی و کالبدی شهر است؛ در بحثِ مبلمان شهری، روشنایی خیابانها و معابر، چگونگی ساخت بدنهی خیابانها و … همه و همه مباحثی مهم و تاثیرگذار است که میتواند برای زن جاذبه یا دافعه داشته باشد. حضورِ آنان در شهر نسبت به مردان از پیچیدگیهای بیشتری برخوردار است چرا که زن صبح که از خانه خارج میشود، فرزند خود را به مهدکودک یا مدرسه میبرد، سرِ کار میرود، هنگام بازگشت، خرید میکند، کودک خود را از مدرسه برمیدارد و به خانه باز میگردد. یک روزِ او شاملِ حضور در فضاهای متعددی در شهر است که اگر به نیازهای او در این فضاها توجه نشود، اثراتِ جبرانناپذیری به روح و روانِ او وارد میکند که در ادامه متوجهِ خانوادهی او نیز میشود.»
عابدی در پایان میگوید: «بهترین کار این است که نیازسنجی انجام گیرد تا بدانیم نیازهای زنان در فضاهای شهری چیست. به این ترتیب قادر هستیم میزانِ علایقِ آنان را مشخص کنیم و به صورتِ علمی بررسی کنیم که آنان بیشتر تمایل دارند فضا برایشان به چه شکل طراحی شود تا احساسِ امنیتشان خدشهدار نشود، پس از آن با توجه به اطلاعاتِ به دست آمده، فضاهای موجود را بازنگری و بهسازی کرده و فضاهای جدید را بر اساسِ اولویتهای خروجی، طراحی کنیم تا فضا تسهیلکنندهی حضورِ زن در شهر باشد.»
حضور زنان در فضاهای شهری، همواره یکی از مهمترین و حساسترین موضوعاتیست که طراحان و برنامهریزان شهری باید به آن توجه داشته باشند. زن، کودک، سالمند و معلول، چهار گروهِ آسیبپذیری هستند که اگر فضاهای شهر برای آنان احساسِ امنیت به ارمغان آورد، میتوان با تقریب بالا مطمئن بود که فضا به هدفِ غایی خود که همانا ایجاد حس امنیت و به تبعِ آن آرامش و آسایش در فضاست، دست یافته است.
اما متاسفانه این موضوع در شهرهای امروزی که شتاب و سرعتِ توسعه، حرفِ اول را میزند و مجالی برای مطالعه بر این گروههای آسیبپذیرتر اجتماعی فراهم نمیآورد، سبب مشکلاتی برای زنان بهمنظور حضور در فضاهای شهری شده است. در اینباره با یک عضو انجمن جامعهشناسان ایران به گفتوگو نشستیم تا علاوه بر تعاریف علمی امنیت، مولفههای این مهم را در شهرمان اندکی بررسی کنیم.
فضاهای بیدفاع امنیت را مختل میکند
مهناز عابدی با اشاره به هرم آبراهام مزلو میگوید: «بر اساسِ این هرم، نیازهای انسان در جامعه به پنج دسته تقسیم میشود که ابتداییترینِ آنها، نیازهای فیزیولوژیک اعم از نیاز به خواب، غذا، آب و جنس مخالف و… است که تا این سطحِ اول از نیازهای او برآورده نشود، او قادر نخواهد بود به نیازهای بالاتر خود بیاندیشد. نیاز به امنیت، نیازِ بعدی انسان است؛ به این معنی که من در زندگی خود در محیط و جامعه احساس امنیت کنم و این موضوع با توجه به لزوم حضور زنان در فضاهای شهری، اهمیتی دوچندان مییابد. زمانی که زن در یک فضای شهری حضور دارد، به سرعت تمامِ فضا را از نظر میگذراند که کنترل فضا را به نوعی به دست بگیرد؛ فضاهای غیرقابل دفاع را شناسایی کند، فضاهایی با قابلیت دید ناظر را تشخیص دهد و مواردی از این دست که او را در احساسِ امنیت یاری کند.»
وی ادامه میدهد: «متاسفانه در برخی از شهرها ازجمله نقاط حاشیهای قزوین فضاهای نیمهکاره، ساختمانهای تاریک، خیابانهای کمنور، اراضی بلااستفاده و فضاهای بیدفاعِ بسیاری وجود دارد که اگر انسان ولو مرد یا زن موردِ حمله یا سرقت قرار گیرند، کسی صدایشان را نخواهد شنید و این موضوع سبب شده در بسیاری از فضاها، احساسِ امنیت زنان با اختلال مواجه شود. پیشنیازِ حضور زنان در فضاهای شهری، حس امنیت است.»
هدف اصلی از احداث و بهرهبرداری از فضای شهری، ایجاد تعاملات اجتماعی میان شهروندان است و به عبارتی، هنگامی که زن، احساس امنیت در فضا را تجربه میکند، فضای شهری را دوست خواهد داشت و از بودن در آن لذت خواهد بُرد. پس از آن، حس تعلق در او ایجاد میشود که فضا را به نوعی از آنِ خود و دوستِ خود بداند، آنگاه میتواند به ایجاد تعاملات اجتماعی فکر کند و تعاملات سالم رقم بخورد.
عابدی در این خصوص میگوید: «در این صورت فضا نیز میتواند بهلحاظ اجتماعی، زن را پرورش دهد و سببِ رشد او شود.»
نیاز زنان به احساس امنیت در تعاملات اجتماعی
وی با اشاره به بالاترین نیاز در هرمِ مزلو میگوید: «حس حرمت، احترام و عزت نفس، در صدرِ هرم قرار دارد که نیازمند توجه خاص است. زن نیاز به احترام از سوی دیگر شهروندان دارد تا بتواند در جامعه به رشد و ترقی دست یابد. گاهی فضاهایی که برای زنان طراحی شده، توسطِ مردان موردِ استفاده قرار میگیرد که این امر علاوه بر از بین بُردن امنیتِ آنان در محیط موردِ نظر، مصداقِ بیاحترامی به آنان است. بهعنوان مثال، جادههای تندرستی در پارکهای شهر، برای مردان و زنان جدا در نظر گرفته شده تا زنان با خیالِ راحتتر به ورزش و نرمش بپردازند، اما بسیاری اوقات باز هم مردان از دستگاههای ورزشی جادههای تندرستی زنان استفاده میکنند که این کار صحیح نیست.»
عابدی در پاسخ به این سوال که بحثِ جنسیت بیشتر متوجهِ کدام حوزه است، میگوید: «این بحث، بیشتر مربوط به مباحثِ اجتماعی و روانشناختی است. یعنی طراحان فضاهای شهری باید حتما از نکات روانشناختی و جامعهشناختی در شکلدهی به فضای شهری بهرهمند شوند. اگر میخواهیم سطح کیفی زندگی زنان و حضورِ آنان در اجتماع را ارتقا دهیم باید حتما به نیازهای آنان و انتظاراتشان از یک فضای شهری توجه کنیم. متاسفانه ترس و اضطراب در زنان هنگام حضور در فضاهای شهری وجود دارد که بخشی مربوط به شرایط فیزیکی و کالبدی شهر است؛ در بحثِ مبلمان شهری، روشنایی خیابانها و معابر، چگونگی ساخت بدنهی خیابانها و … همه و همه مباحثی مهم و تاثیرگذار است که میتواند برای زن جاذبه یا دافعه داشته باشد. حضورِ آنان در شهر نسبت به مردان از پیچیدگیهای بیشتری برخوردار است چرا که زن صبح که از خانه خارج میشود، فرزند خود را به مهدکودک یا مدرسه میبرد، سرِ کار میرود، هنگام بازگشت، خرید میکند، کودک خود را از مدرسه برمیدارد و به خانه باز میگردد. یک روزِ او شاملِ حضور در فضاهای متعددی در شهر است که اگر به نیازهای او در این فضاها توجه نشود، اثراتِ جبرانناپذیری به روح و روانِ او وارد میکند که در ادامه متوجهِ خانوادهی او نیز میشود.»
عابدی در پایان میگوید: «بهترین کار این است که نیازسنجی انجام گیرد تا بدانیم نیازهای زنان در فضاهای شهری چیست. به این ترتیب قادر هستیم میزانِ علایقِ آنان را مشخص کنیم و به صورتِ علمی بررسی کنیم که آنان بیشتر تمایل دارند فضا برایشان به چه شکل طراحی شود تا احساسِ امنیتشان خدشهدار نشود، پس از آن با توجه به اطلاعاتِ به دست آمده، فضاهای موجود را بازنگری و بهسازی کرده و فضاهای جدید را بر اساسِ اولویتهای خروجی، طراحی کنیم تا فضا تسهیلکنندهی حضورِ زن در شهر باشد.»
نسترن کیوانپور


