رسانههای قزوین از نظر تعداد کم نیستند. مجوزها بیشتر شده، پایگاههای خبری گسترش پیدا کردهاند و فاصله میان وقوع یک رویداد و انتشار آن به چند دقیقه رسیده است. اما آیا روزنامهنگاری هم به همان اندازه رشد کرده؟ و مهمتر از آن، آیا رسانه توانسته اعتماد و توجه مخاطب را با خود نگه دارد؟
کاهش تولید محتوای اختصاصی، سطحینگری، محافظهکاری، اقتصاد نحیف رسانه، نسبت مبهم آگهی و تحریریه و فاصله گرفتن از مسائل واقعی مردم، مجموعهای از عواملاند که میتوانند مرجعیت رسانه را فرسوده کنند.
«فروردین امروز» این پرسشها را در گفتوگویی با رحیم سرکار، روزنامهنگار باسابقه قزوین، به میان گذاشته است؛ نه برای مرور کارنامه یک فرد، بلکه برای رسیدن به پرسشی مهمتر درباره یک حرفه: رسانهای که مخاطبش را از دست بدهد، چگونه میتواند همچنان مدعی اثرگذاری اجتماعی باشد؟
سرعت بیشتر؛ روزنامهنگاری کمتر؟
فروردین امروز: اگر رسانههای امروز قزوین را با گذشته مقایسه کنید، افزایش تعداد رسانهها به افزایش کیفیت و اثرگذاری هم منجر شده است؟
رحیم سرکار: تعداد رسانهها با توجه به شرایط زمانه بسیار بیشتر شده، اما کیفیت به همان نسبت افزایش پیدا نکرده است. از نظر سطح نگارش و کیفیت مطالب، نسبت به گذشته افت داشتهایم و این مسئله در قزوین قابل مشاهده است.
بخش مهمی از مسئله اقتصادی است. با هزینههای بالا و درآمدهای پایین، کمتر کسی میتواند مثل گذشته تمام وقت و انرژی خود را صرف پیگیری یک موضوع و تولید محتوای جدی کند. وقتی رسانههای قزوین را بررسی میکنم، میبینم میزان تولید خبر، گزارش و محتوای اختصاصی نسبت به گذشته کمتر شده است.
از طرف دیگر، جامعه به سمت سطحینگری رفته است. سرعت خبر بسیار بالا رفته، اما رسانه باید بتواند میان اتفاقها ارتباط برقرار کند و از دل آنها به تحلیل برسد. امروز کمتر شاهد چنین کاری هستیم. سرعت بیشتر شده، اما دقت و کیفیت لزوماً با آن همراه نشده است.
وقتی خبر، فقط بازنشر سخنان مدیران نیست
فروردین امروز: مهمترین رسالت روزنامهنگار چیست؟ مرز روزنامهنگاری با مدح قدرت و منفعتطلبی کجاست؟
سرکار: این مرز، اخلاقی و مرتبط با شرافت حرفهای است. مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فشار کار میتواند رعایت آن را دشوار کند، اما تجربه نشان داده هرجا مطبوعات در خدمت قدرت قرار گرفتهاند، از ارزش و کیفیت آنها کاسته شده است.
امروز تعریف خبر فقط این نیست که بگوییم چه اتفاقی افتاده است. کار خبرنگار رفتن به دنبال چیزی است که کسی میخواهد پنهان بماند یا شنیده نشود.
اینکه یک مقام چه گفته، خیلی زود در فضای مجازی منتشر میشود. خبرنگار باید بداند آن مدیر پیشتر چه گفته، چگونه عمل کرده و میان حرف و عملکردش چه نسبتی وجود دارد. اینجاست که روزنامهنگاری از بازنشر خبر جدا میشود.
بحران مرجعیت؛ وقتی مخاطب جای دیگری دنبال خبر میگردد
یکی از مهمترین چالشهای رسانه امروز، شاید نه تعداد رسانه و نه حتی سرعت انتشار، بلکه از دست رفتن بخشی از مرجعیت و اعتماد مخاطب باشد.
امروز یک صفحه اینستاگرامی یا یک چهره فعال در شبکههای اجتماعی گاهی میتواند برای یک موضوع محلی مخاطبی بیشتر از یک رسانه دارای مجوز جذب کند. این مقایسه البته الزاماً به معنای حرفهایتر بودن شبکههای اجتماعی نیست؛ اما یک هشدار جدی برای رسانههای سنتی و رسمی است.
فروردین امروز: چرا رسانهای که تحریریه، خبرنگار و سابقه حرفهای دارد، گاهی در رقابت برای جلب اعتماد و توجه مخاطب از یک صفحه مجازی عقب میماند؟ آیا بخشی از این بحران به فاصله گرفتن رسانه از مسائل واقعی مردم برنمیگردد؟
سرکار: رسانه باید بتواند میان مردم و حکمرانی ارتباط برقرار کند و بهویژه صدای گروههایی باشد که خودشان امکان بیان مسائلشان را ندارند. صرف داشتن مجوز کافی نیست.
رسانه نباید سخن قدرت را به جامعه دیکته کند و از طرف دیگر نباید بدون شنیدن طرف مقابل صرفاً قدرت را بکوبد. باید بتواند نقش پل را ایفا کند.
اعتبار را نیز در نهایت مخاطب تعیین میکند. مخاطب در طول زمان به رسانه و روزنامهنگار نمره میدهد و تشخیص میدهد کدام منبع ارزش اعتماد کردن دارد.

استقلال؛ جایی که پای پول به میان میآید
فروردین امروز: چرا بخشی از رسانهها محافظهکار شدهاند؛ فشار بیرونی یا وابستگی اقتصادی؟
سرکار: شرایط جامعه به شکلی پیش رفته که اگر افراد برخی ملاحظات را رعایت نکنند ممکن است امتیازهایی را از دست بدهند و همین مسئله کارشان را با مشکل مواجه کند.
رسانهای که از نظر اقتصادی روی پای خودش بایستد، استقلال بیشتری خواهد داشت. فشارهای اقتصادی و اجتماعی و دیگر محدودیتها امکان چنین استقلالی را کاهش دادهاند.
با این حال، نمیشود با یک حکم کلی همه رسانههای استان را وابسته یا محافظهکار دانست. در قزوین همچنان رسانهها و نویسندگان مستقلی فعالیت میکنند.
فروردین امروز: مرز درآمد مشروع رسانه با رانت کجاست؟ کارت هدیه، امتیاز، موقعیت شغلی یا روابط ویژه چه زمانی استقلال خبرنگار را مخدوش میکند؟
سرکار: یکی از آسیبهای جامعه مطبوعاتی، ارتزاق از جاهایی است که میتواند استقلال رسانه را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی رسانه یا خبرنگار از مجموعهای امتیاز دریافت میکند، ممکن است هنگام نقد همان مجموعه نتواند آزادانه عمل کند؛ یا نمینویسد یا آرام از کنار موضوع عبور میکند.
مخاطب هم این روابط را میبیند و از محتوای یک رسانه متوجه میشود قلم تا چه اندازه در خدمت رسالت اجتماعی و حرفهای است و تا چه اندازه تحت تأثیر پول و قدرت قرار گرفته است.
رسانه یا بولتن؟
مسئله فقط استقلال مالی نیست. بخشی از بحران رسانههای محلی را باید در فاصله گرفتن از «تولید محتوا» جستوجو کرد؛ جایی که گاهی مرز میان رسانه، بولتن روابط عمومی و آگهینامه کمرنگ میشود.
سرکار معتقد است رسانهای که حرف تازهای برای مخاطب نداشته باشد، دیر یا زود مرجعیت خود را از دست میدهد. فضای آنلاین هزینه انتشار را کاهش داده، اما آسان شدن انتشار بهتنهایی روزنامهنگاری تولید نمیکند.
اگر مخاطب همان خبری را که چند ساعت قبل در شبکههای اجتماعی دیده، دوباره در یک رسانه بخواند، طبیعی است که این سؤال برایش ایجاد شود: این رسانه چه چیز بیشتری به من میدهد؟
پاسخ روزنامهنگاری حرفهای باید در همان «چیز بیشتر» باشد؛ پیگیری، گزارش، راستیآزمایی، تحلیل، پرسشگری و دیدن بخشهایی از واقعیت که در جریان سریع شبکههای اجتماعی گم میشوند.
تشکل صنفی؛ استقلال از قدرت
بحث استقلال در نهایت به تشکلهای صنفی هم میرسد.
فروردین امروز: اگر مدیران یک تشکل رسانهای همزمان از دستگاههای دولتی یا عمومی سمت و موقعیت دریافت کنند، مسئله تعارض منافع چگونه باید حل شود؟
سرکار: هر تشکل صنفی و مدنی تا زمانی که وابسته به قدرت، باند یا جناح خاصی نباشد میتواند رسالت خودش را حفظ کند. اگر خدمات اجتماعی یک تشکل در اختیار یک جریان یا گروه قرار گیرد، بهتدریج معنای اصلی خود را از دست میدهد.
استقلال تشکلهای صنفی نیازمند اصلاح نگرش و ساختار است. تشکل باید بتواند تعادل خود را حفظ کند و متعلق به کل بدنه حرفهای باشد.
او درباره خانه مطبوعات قزوین نیز معتقد است این مجموعه در طول فعالیت خود با مشکلات ساختاری روبهرو بوده، هرچند در دورههایی اقدامات مثبتی نیز داشته است. از نگاه او، مسئله حذف تشکل صنفی نیست؛ اصلاح ساختاری و بازگرداندن آن به بدنه واقعی روزنامهنگاری است.
اعتبار؛ سرمایهای که با مجوز ساخته نمیشود
در نهایت شاید مهمترین مسئله به همان نقطه آغاز گفتوگو بازگردد: مخاطب.
رسانه بدون مخاطب تنها یک نام، مجوز یا صفحه منتشرشده است. اثرگذاری زمانی شکل میگیرد که جامعه برای فهم یک مسئله به رسانه رجوع کند، روایتش را جدی بگیرد و بداند خبرنگار به جای تکرار حرف صاحبان قدرت، پرسشهای او را مطرح خواهد کرد.
بحران اعتبار را هم نمیتوان فقط گردن شبکههای اجتماعی انداخت. شاید رسانه پیش از گلایه از اینفلوئنسرها و صفحات مجازی، باید از خودش بپرسد چرا بخشی از مخاطب به آنها مهاجرت کرده است.
وقتی مسائل واقعی زندگی مردم کمتر دیده شود، وقتی گزارش جای خود را به بازنشر بدهد، وقتی نقد با مصلحت سنجیده شود و مخاطب احساس کند بعضی موضوعات اساساً وارد دستور کار رسانه نمیشوند، فاصله شکل میگیرد.
و بازگرداندن این فاصله با افزایش تعداد خبرها ممکن نیست.
شاید مسئله رسانههای قزوین در نهایت نه کمبود رسانه، که کمبود اعتماد و فاصله حرفهای باشد؛ فاصله میان خبرنگار و قدرت، میان آگهی و تحریریه، میان تشکل صنفی و دولت و میان خبر واقعی و محتوایی که فقط ظاهر رسانه دارد.
تعداد رسانه را میتوان با مجوز افزایش داد. سرعت انتشار را فناوری بالا میبرد. حتی تعداد دنبالکننده را هم میتوان افزایش داد. اما اعتبار خریدنی نیست. اعتبار زمانی برمیگردد که مخاطب دوباره احساس کند مسئله او، مسئله رسانه است؛ و قلم، پیش از آنکه به قدرت و منفعت پاسخ بدهد، به حقیقت و مردم پاسخگوست.


