انتصاب «مهدیهالسادات قافلهباشی» بیش از آنکه یک تغییر مدیریتی باشد، آینه یک مطالبه عمومی جوانان و حتی میانسالان است؛ مطالبهای که سالها پشت درهای تأیید و امضا مانده: ورود نسل تازه به مدیریت استان.
گویا قرار نیست نام قزوین در فضای رسانهای بینالمللی جز با سوژههایی پرحاشیه و تلخ مطرح شود و مجالی برای توصیف ظرفیتهای تاریخی، تمدنی و طبیعی ارزشمند این شهر کهن فراهم آید. پرده آخر این ماجرا، انتشار فیلم جنجالی برخورد ماموران اجرائیات شهرداری قزوین با دستفروشان در روزی بود که به نام «روز قزوین» نامیده شده است.
هنرمندان از برخورد سلیقهای و پلمب ناگهانی میگویند؛ شورای شهر بر اجرای قانون و مزایده تأکید دارد؛ مدیران نوسازی پاسخی ندادند. سعدالسلطنه، یکی از نفیسترین کاروانسراهای قزوین و قلب تپنده گردشگری و هنر این شهر، این روزها صحنۀ مناقشهای جدی میان مدیریت شهری و هنرمندان است. پلمب برخی از غرفهها، صدور احکام تخلیه برای کسبه خوشنام و چهرههای شناختهشده هنری، موجی از اعتراض را بهراه انداخته و حالا صدای فعالان فرهنگی و صنفی با پرسشی روشن به گوش میرسد: چرا کاروانسرایی که با حضور هنرمندان جان گرفته، باید دوباره در تاریکی بیاعتمادی فرو رود؟
فروردین امروز - شوراهای اسلامی شهر، زمانی یکی از امیدبخشترین دستاوردهای دولت اصلاحات و نماد مشارکت مردم در اداره امور شهرها بودند. نخستین دوره این شوراها، ۹ اردیبهشت ۱۳۷۷، با آرمانهایی چون شفافیت، عدالت و نظارت مردمی، در دولت سیدمحمد خاتمی شکل گرفت. شورایی که قرار بود پل ارتباطی مردم با حاکمیت محلی باشد و مسیر توسعه شهرها را از انحصار مدیریتی خارج کند.
چهار سال زمان برای تغییر، برای ساختن شهری که همه شهروندان—فارغ از محدودیتهای فیزیکی—بتوانند در آن بهراحتی زندگی کنند، اما نتیجه چه شد؟ هیچ! شورای ششم شهر قزوین که در ظاهر خود را مدافع حقوق افراد دارای معلولیت نشان میداد، در عمل هیچ اقدامی برای مناسبسازی شهر انجام نداد.