نمی دانم این ضربالمثل را کجا شنیدهام اما میگوید: زیباترین جای جهان، زادگاه آدمی است. اولین باری که این جمله قصار را خواندم یا شنیدم و البته آن را بیش از حد غیرواقعی و تهی از معنا یافتم شاید نوجوانی ۱۷ یا ۱۸ساله بودم، در اندیشه اصلاح جهان و در انداختن طرحی نو و البته راه آغاز این مسیر را در گریز از زادگاه میدانستم. ما خریدار این حقیقت بودیم که سقف شهر کوتاه است و برای نهنگ شدن باید در طلب اقیانوس بود.
بعد از برگزاری انتخابات و پیرو مصاحبه اینجانب با خبرگزاری مهر و پیشنهاد بازنشستگی به لیدرهای جریانات سیاسی، مورد انتقاد و هجمه همکیشان و دوستان و رفقای قدیم خودم قرار گرفتم که چرا اینچنین گفتهای و حتی برخی این عبارات را بیادبانه دانستند. یکی از دلایل ابتلای جامعه به وضعیت کنونی و حال ناگوارش نیز همین است که هیچگاه نخواستهایم و خوش نداریم که صدای متفاوت و نقدهای دلسوزانه را بشنویم و البته عادت به این کار نداریم.
از آنهایی است که همیشه پاسخگوست حتی زمانی که در اوج کارش، توی همان شلوغیها وقتی به او زنگ بزنی گوشی را برمیدارد. آرام و صبور جواب میدهد و از پشت گوشی برایت تکه پارههای بيربط را تدوین میکند؛ حالا مستندی ساخته به نام «باشگل» که در جشنواره فیلمهای مستند برگزیده شده است. بهانه خوبی است برای گفتوگو با رامین احمدی فیلمساز و برنامهساز تلویزیون.
تعطیلات نوروز میتوان در کنج خانه فارغ از دنیا و مافیها نشست، به نور دلپذیری که از لابهلای حریر پرده سرک میکشد، دلخوش کرد و تلویزیون و موبایل را به حال خود گذاشت و کتاب خواند. من از بین کمی بیش و کم 130کتابی که سال1402 مطالعه کردم، تعداد محدودی از بهترینها را برگزیدم، کتابهایی که به پایان رسیدند و میتوانم تحلیل درستی دربارهشان داشته باشم. کتابها در حوزه فلسفه، ادبیات و جامعهشناسی است.
خبر میرسد که همسایهها از بوی تعفن شدید چند روزه، متوجه مرگ پیرزن تنهای همسايه شدهاند، در یکی از خانههای شهر اعتیاد بر خرمن آرزوهای اهل خانه آتش کشيده، در خانه دیگری مردی خسته از سختی روزگار، با مشکلات روحی، وقتی خرج و دخل را با هم جور درنمیآید، کمربند به روی زن و فرزند میکشد، کمی آنطرفتر در انتهای پارکی چند نوجوان و جوان دور هم مواد میزنند و جوانیشان را دود میکنند، کسی جلوی چشمهای ما تنه درختان پیادهرو را زخم میزند، زنی در خیابان جان و تنش را به حراج گذاشته، دختر و پسر جوانی هنوز گرم زندگی نشده به سرمای طلاق میرسند. از کنار خودروی تصادف کرده تماشاکنان عبور میکنیم و...
«مهدی رجحانی» معاون عمرانی استاندار این روزها در فضای مجازی مطالبی را بیان میکند که به نوعی اشاره به افرادی دارد که در قزوین سکاندار امور بودهاند و کار درستی نکردهاند.
«علی اصغر مولایی» کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات از حوزه انتخابیه بوئینزهرا پس از شکست در انتخابات در صفحه مجازی خود با گذاشتن احضاریه دادگاه اعلام کرد که کاندیدای پیروز انتخابات از وی شکایت کرده است و سپس از وکلا درخواست کرد هر کس وکالت او را میپذیرد اعلام کند.
شاید برای کسی باور کردنی نباشد که یک بنکدار حزباللهی بتواند ۷هزار رای در این دوره بیرایی را از آن خود کند. «سید جلال حسینی» علیرغم داشتن تحصیلات عالیه در شیمی و تدریس دانشگاهی؛ یک بنکدار در خیابان شهید انصاری قزوین است که توانست ۷هزار رای را در این دوره انتخابات از آن خود کند.
رقابتهای انتخاباتی مجلس دوازدهم تقریبا به پایان رسیده است و بالاخره بهارستاننشینان چهار سال آینده در اکثر حوزهها مشخص شدهاند تا ترکیب تقریبی مجلس دوازدهم مشخص شود.
برگهای تقویم یکی پس از دیگری ورق خوردند تا روزهای پایانی سال۱۴۰۲ را نشان دهند. عرصه ورزش هم همانند سایر عرصهها آبستن حوادث و اتفاقات بسیاری بود که برخی از آنها شیرین و برخی تلخ بودند. رویدادهای ورزشی و فعل و انفعالات زیادی در این عرصه خطیر اتفاق افتاد که هرکدام از آنها نیاز به تحلیل و واکاوی دارند؛ اما در زیر نگاه کلی داریم به روند طی شده در ورزش قزوین و اتفاقاتی که در این حوزه افتاد.