امروز: وقتی صحنه فراخ میشود!
سقراط نمایش خوبی بود که ندیدم، اما پس از این نمایش با نام حمیدرضا نعیمی آشنا شدم. همین باعث شد تا با شوق به تماشای تئاتر ترور بروم. تئاتری که نعیمی کارگردان آن بود. البته این شوق با حضور محمد ساربان بهعنوان بازیگر بیشتر میشد. نمیدانم دلیلش چیست، اما وقتی نام محمد ساربان توی تیتراژ فیلمی یا بروشور نمایشی باشد برای تماشای آن مشتاقتر میشوم. در ترور به جز محمد ساربان، بهزاد فراهانی، یکتا ناصر، کاظم هژیر آزاد، سعید داخ و ۱۹ بازیگر دیگر نیز بازی میکردند؛ بازیگرانی که به نظرم خوب هم بازی کردند (حداقل در آن شبی که من تماشاچی نمایششان بودم). البته در بین بازیگرانی که نام و بازیشان را برای اولینبار دیدم، یکی بسیار خوب بود؛ فرید قبادی که نقش ابنملجم را بازی میکرد. همان ابنملجمی که سالها پیش بازیچه دست دیگران شد و مظهر عدالت و شجاعت را در محراب مسجد ترور کرد. تروری که برای حمیدرضا نعیمی بهانهای برای روایت خلاقانهای از نیرنگ، سادهلوحی، تعصب کور کورانه، انتقام و خشم شد؛ برخی خصوصیاتی که انسانی را تا سطح یک آدمکش آلت دست پایین آورد. ترور، طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی خلاقانهای دارد. خلاقیتهایی که چسبیده به ایدههای کارگردانی حمیدرضا نعیمی باعث گسترش صحنه در سالن تئاتر شهر و اندیشه در ذهن تماشاچیانش میشود.
فردا: محمد ساربان در راه مهر
محمد ساربان، این روزها همزمان با اجرای نمایش ترور، سرگرم تمرین تئاتری به نویسندگی و کارگردانی شکر خدا گودرزی است. قرار است در این تئاتر نقش گشتاسب، پدر اسفندیار را بازی کند. همبازیهای ساربان در این تئاتر، کاظم هژیر آزاد، محمد صادقی، مجید جعفری، نوید گودرزی، و ساغر عزیزی هستند و اولین اجرای این نمایش، در جشنواره تئاتر فجر خواهد بود؛ البته تصمیم به اجرای عمومی آن در سال ۱۳۹۵ را هم دارند. سالی که آرزویم نوشتن رمانی بر اساس خاطرات محمد ساربان است. راستی نام این تئاتر «راه مهر، راز سپهر» است.


