• امروز : جمعه - ۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 13 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Friday - 29 May - 2026
دیروز، امروز، فردا

دیروز: از صحنه تئاتر تا جاده‌های ترانزیت

  • کد خبر : 3597
  • 12 ژانویه 2016 - 15:45
دیروز: از صحنه تئاتر تا جاده‌های ترانزیت
برای چندمین بار تکرار می‌کنم که اولین اجرایی که مرا شیفته هنر تئاتر کرد، «چوب بدست‌های ورزیل» نوشته غلامحسین ساعدی به کارگردانی محمد ساربان بود.

تئاتری که در خانه نمایش قزوین و در آذر ماه سال ۱۳۵۸ به تماشا نشستم. محمد ساربان را در آن ساله‌ا درست نشناختم؛ شناختی که می‌گویم به معنای کامل نیست که شناخت واقعی مال خداست. خدایی که هم نامه نانوشته داند و هم پیدا و پنهان را. شناخت در حدی که بتوان آن شخص را توصیف کرد، البته نه در یک خصوصیت یا ویژگی که اگر اینطور بود بعد از تماشای چوب بدست‌های ورزیل می‌توانستم بگویم محمد ساربان کارگردان کاربلد تئاتر قزوین است. زمان نایستاد و گذشت. محمد ساربان در سریال‌های بوعلی سینا، سربداران و فیلم سینمایی کفش‌های میرزا نوروز و … بازی کرد و بعد یک‌باره کم‌کار شد. دلیلش را وقتی در دهه هفتاد به او نزدیکتر شدم دانستم. حکایتی جذاب داشت. فارغ‌التحصیل رشته تئاتر و بازیگر حرفه‌ای سینما برای زدودن غم نان نشسته بود پشت تریلی(تریلی؟) و جاده‌های کشورهای مختلف را پشت سر گذاشته بود. خاطرات خوبی هم از این سفرها داشت. خاطراتی که جان می‌دهد برای یک سریال جذاب و البته پرهزینه. وقتی در اوایل دهه هفتاد، محمد ساربان را بهتر شناختم زمانی بود که از پشت اسکانیا پایین آمده بود و دوباره به جلوی دوربین و صحنه تئاتر برگشته بود. در همان برخوردهای اول دانستم که منظم است، کاری اگر از دستش بر بیاید برای علاقه‌مندان به هنر می‌کند. خوش سخن است و دانش و تجربه زیادی دارد و… البته شاید، شاید خصوصیات بدی هم داشته باشد. خصوصیاتی که بخاطر انسان بودنش انتظارش را می‌توان داشت. البته این خصوصیات را من ندیده‌ام. بگذریم که اگر هم داشته باشد و من ببینم یا دیده بودم هم چیزی از ارزش او در ذهن و کلامم کم نمی‌کرد.
 
امروز: وقتی صحنه فراخ می‌شود!
سقراط نمایش خوبی بود که ندیدم، اما پس از این نمایش با نام حمیدرضا نعیمی آشنا شدم. همین باعث شد تا با شوق به تماشای تئاتر ترور بروم. تئاتری که نعیمی کارگردان آن بود. البته این شوق با حضور محمد ساربان به‌عنوان بازیگر بیشتر می‌شد. نمی‌دانم دلیلش چیست، اما وقتی نام محمد ساربان توی تیتراژ فیلمی یا بروشور نمایشی باشد برای تماشای آن مشتاق‌تر می‌شوم. در ترور به جز محمد ساربان، بهزاد فراهانی، یکتا ناصر، کاظم هژیر آزاد، سعید داخ و ۱۹ بازیگر دیگر نیز بازی می‌کردند؛ بازیگرانی که به نظرم خوب هم بازی کردند (حداقل در آن شبی که من تماشاچی نمایش‌شان بودم). البته در بین بازیگرانی که نام و بازی‌شان را برای اولین‌بار دیدم، یکی بسیار خوب بود؛ فرید قبادی که نقش ابن‌ملجم را بازی می‌کرد. همان ابن‌ملجمی که سال‌ها پیش بازیچه دست دیگران شد و مظهر عدالت و شجاعت را در محراب مسجد ترور کرد. تروری که برای حمید‌رضا نعیمی بهانه‌ای برای روایت خلاقانه‌ای از نیرنگ، ساده‌لوحی، تعصب کور کورانه، انتقام و خشم شد؛ برخی خصوصیاتی که انسانی را تا سطح یک آدمکش آلت دست پایین آورد. ترور، طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی خلاقانه‌ای دارد. خلاقیت‌هایی که چسبیده به ایده‌های کارگردانی حمیدرضا نعیمی باعث گسترش صحنه در سالن تئاتر شهر و اندیشه در ذهن تماشاچیانش می‌شود.

 
فردا: محمد ساربان در راه مهر
محمد ساربان، این روزها همزمان با اجرای نمایش ترور، سرگرم تمرین تئاتری به نویسندگی و کارگردانی شکر خدا گودرزی است. قرار است در این تئاتر نقش گشتاسب، پدر اسفندیار را بازی کند. همبازی‌های ساربان در این تئاتر، کاظم هژیر آزاد، محمد صادقی، مجید جعفری، نوید گودرزی، و ساغر عزیزی هستند و اولین اجرای این نمایش، در جشنواره تئاتر فجر خواهد بود؛ البته تصمیم به اجرای عمومی آن در سال ۱۳۹۵ را هم دارند. سالی که آرزویم نوشتن رمانی بر اساس خاطرات محمد ساربان است. راستی نام این تئاتر «راه مهر، راز سپهر» است.

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3597

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.