• امروز : دوشنبه - ۲۸ اردیبهشت - ۱۴۰۵
  • برابر با : 2 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Monday - 18 May - 2026
شهری که دار و ندارش، بدقوارگی است

دارکوبی به نام قزوین بزرگ

  • کد خبر : 2036
  • 01 اکتبر 2014 - 23:03
دارکوبی به نام قزوین بزرگ
قزوین شبیه یک دارکوب دماغ دراز است با تاجی بر سر. دماغش به سمت بیدستان کش می‌آید و تاجش در امتداد باراجین دندانه‌دار می‌شود. تراکم شهر درست در همین منطقه است که مجموعه‌ای از ادارات جدید‌التاسیس  و واحدهای مسکونی را در خود جای می‌دهد. 

در قسمت دیگر، دماغ و قسمت جنوبی، شهر تراکم خود را از دست می‌دهد و مراکز صنعتی گسترده می‌شود و شکاف طبقاتی نیز به همین ترتیب قزوین را به دو قسمت تقسیم می‌کند. قسمت‌های مرتفع را ساکنان مرفه‌تر تشکیل می‌دهند و قسمت‌های پایینی را نسبتاً کم درآمدها، البته خود این تقسیم‌بندی خالی از اشکال نیست، چرا که به نظر می‌رسد قزوین مثل سایر شهرهای سنتی مشمول تمایزات طبقاتی نیست، به نحوی که ممکن است ثروتمندترین فرد در کنار فقیرترین فرد در یک مکان زندگی کنند. اما اگر یک تمایز دیگر به این تقسیم‌بندی اشاره کنیم، نسبتاً تنواره طرح‌مان کامل می‌شود. آن هم تمایز پیرامونی و مرکزی است، مثلاً درست است که میان نورزیان و پونک فاصله‌ی چندانی نیست، اما هر چقدر از خط طولی دور می‌شوند، قیمت‌ها متفاوت و سبک‌های زندگی و طبقات متفاوت‌تر می‌شود.
-اگر یک خط ارُیب از بلندترین نوک تاج به جنوبی‌ترین انحنا دماغ بکشیم، و آن را تعقیب کنیم، شهر سیمای بسیار متفاوتی به خود می‌گیرد، از مجتمع تفریحی فدک گرفته و طرح‌هایی که در حال احداث است به دانشگاه آزاد می‌رسیم،  شهر مراکز تفریحی و دانشگاهی را در آن نقطه متمرکز کرده است، به نحوی که اگر قرار است دانشجو از خارج شهر وارد کنیم، چرا توریست وارد نکنیم، همانطور که دانشجویان می‌تواند از اتوبان مستقیم بدون اینکه وارد شهر شوند خودشان را به دانشگاه برسانند، مسافران هم می‌توانند بدون توجه به بافت سنتی شهر، تفریحشان را بکنند و رخت سفر را ببندند.
در ادامه، منطقه پونک است، که از قرار معلوم منطقه بسته‌ای است، اما شما در اکنونیتش می‌توانید شمار بسیاری از سوپرمارکت‌های بزرگ و برج‌های بلند مرتبه‌ای را ببینید، برج‌های بدقواره با پنجره‌های مشبکی که حتی یکیشان راهش را کج کرده و خودش را روی خیابان انداخته است با حداقل فاصله! اینجا پیاده‌رویی برای قدم‌زدن و پارک یا مکانی برای استراحت ساکنان وجود ندارد، جزء یک پارک کوچک که اگر بشود اسمش را پارک گذاشت که بیشتر شبیه بلوار است تا پارک! و آنقدر صدای ماشین و آلودگی ناشی از آن از زمین و آسمانش می‌بارد که خیال استراحت را از سرت بیرون می‌کند چه برسد تفریح.
اولین خیابان حاشیه‌ای به سمت نورزیان، خیابان مرادی است، که از عجایب شهرسازی است! با وجود اینکه، عرضش بسیار باریک است، تجاری است، و پر از تردد ماشین، این شلوغی از مهر به بعد به اوج خودش می‌رسد، اما چند قدم آن‌ طرف‌تر که عرض فراخی دارد، با بلواری پهن و سر سبز منطقه مسکونی خلوت، با ساختمان‌های به ظاهر زیبا و لوکس که چون در معرض دید همگان و در امتداد خیابان است، این میل به نمایش را در خود بیشتر کرده است.
بگذریم از اینکه هر چقدر به نورزیان نزدیک می‌شویم، طرح‌های نیمه‌تمام و سفره‌های نیم‌‌تمام خانه‌ها شهر را از ریخت انداخته است، در خیابان نورزیان که به لحاظ خیابان‌کشی وضعیت مطلوبی دارد و یکی از بهترین خیابان‌های قزوین است هنوز پروژه‌ای برای رفاه و استراحت و طی‌کردن اوقات فراغت وجود ندارد، جز یک نمایشگاه که آن هم برای خرید است تا تفریح، مغازه‌های بعد از دانشگاه رجا، وضعیت چندان خوبی ندارند، آن‌ها به سمت مرتفع سوق داده شده‌اند به نحوی که برای رسیدن به برخی از مغازه‌ها مجبوری چندین پله را طی کنی و یا کوچه‌های آن هنوز جوی آب در وسط خودش دارد و راه خود را میان سنت و مدرنیته گم کرده است، در ضلع دیگر تاج وضعیت بهتر از این نیست، منطقه‌ی بادخیز با مجتمع‌های مسکونی که آدم را به یاد شهرهای کمونیستی اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی می‌اندازد؛ بسیار غمگین با حصارهای آهنی  و ساختمان‌های بدقواره که شبیه زندان است. به مرکز شهر که می‌رسیم وضعیت به کلی عوض می‌شود؛ خیام شمالی هر روز آجین می‌شود، یک روز پیاده‌روهایش را چراغانی می‌کنند، روزی دیگر با گل دسته‌های آهنی و روزی دیگر با گل دسته‌های بتونی، کوچه‌ها را از یکدیگر تفکیک می‌کنند، روزی دیگر صندلی می‌گذارند. منطقه‌ی تجاری که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در آن وجود دارد، اگر منطقه پونک، دانشگاه، نوروزیان را خرده بورژوازی نیمه مدرن و نیمه سنتی و پرولتاریا تشکیل می‌دادند، این بخش را بورژوازی به خود اختصاص می‌دهد. منطقه‌ی ثروتمند‌نشین که اکثریت ساکنان قدیمی‌اش به ندرت تن به آپارتمان‌سازی می‌دهند.
در قسمت دیگر که منطقه ولیعصر است باز یکی دیگر از عجایب شهر‌سازی به وجود آماده است؛ چهار و پنج مجتمع تجاری در حال ساخت است. خلیج فارس مجاور با پل طالقانی، و آن دو دیگری نبش پمپ بنزین، و روبروی آن. بگذریم که کمی بالاتر نزدیک بیمارستان یک مجتمع دیگر در حال ساخت است. اینکه چرا، مهندسان ترجیح داده‌اند زنجیره‌ای از مراکز تجاری را در بخشی از شهر متمرکز کنند که از همین اکنون ظرفیت این میزان جمعیت را ندارد خودشان باید پاسخ بدهند، معیار ساخت مجتمع تجاری را ظرفیت خیابان تعیین می‌کند نه انگیزه‌های تجاری! هر چند که انگیزه‌های تجاری هم برای بازتولید سرمایه بی‌دلیل نمی‌تواند باشد، اما یک نگاه ساده، ایرادات شهرسازی را لیست می‌کند.
به بخش‌‌های پایینی شهر که به بورژوازی سنتی اختصاص دارد، رنگ تاریخ داده شده است، سنگفرش شدن خیابان سپه برای این بود که ماشین تردد نکند، در غیر این صورت باید مهندسان طراحش پاسخ‌گوی ریسک تصادفات و یخ بندان زمستان باشند.  
-اگر متولیان شهر، جلوی این اشتباهات کوچک و ریز را نگیرند، دیر نیست تا با فاجعه‌ی به مراتب بدتر از تهران مواجه شویم که دیگر راه درمانی هم ندارد؛ هر چقدر اتوبان بکشی، پل بسازی، دوربرگردان و زیر گذر بگذاری، باز فرقی نمی‌کند، تنها روند جابه‌جایی تغییر می‌کند. تجربه تهران پیش‌روی ماست، بهتر است درس بگیریم.

کیانوش دل زنده

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2036

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.