کتابدار، روزنامهنگار، مدرس و داور باسابقه جشنوارههای مطبوعاتی، در یادداشتی که در خبرآنلاین منتشر کرده، از روندی نوشته که بهتدریج به یکی از دردسرهای جدی داوری آثار رسانهای تبدیل شده است؛ مطالبی که گاهی بخشهایی از آنها از منابع دیگر کپی شده و گاهی نیز هوش مصنوعی تقریباً تمام کار را انجام داده است.
او سالهاست آثار جشنوارههای ملی، منطقهای و استانی را داوری میکند و در یک دهه اخیر چندینبار ریاست کمیته داوران را بر عهده داشته است. به گفته کتابدار، بررسی اصالت آثار همیشه بخشی از فرآیند داوری بوده و بارها مطالبی که تا مرحله نهایی پیش رفتهاند، پس از مشخصشدن حجم بالای محتوای کپی، از فهرست برگزیدگان کنار گذاشته شدهاند.
اما حالا مسئله فقط کپی نیست. هوش مصنوعی وارد میدان شده و تشخیص اینکه پشت هر اثر واقعاً یک روزنامهنگار ایستاده یا یک ابزار تولید متن، کار داوران را دشوارتر کرده است.
کتابدار مخالف استفاده روزنامهنگاران از هوش مصنوعی نیست. او حتی در کلاسهای خود درباره ظرفیتهای این فناوری و شیوه استفاده از آن آموزش میدهد، اما بر یک مرز روشن تأکید دارد: هوش مصنوعی باید دستیار روزنامهنگار باشد، نه اینکه بهجای او بنویسد.
به تعبیر او، در دو سه سال اخیر گاهی داوران بهجای سنجش توانایی یک خبرنگار، ناخواسته مشغول قضاوت درباره «دستپخت هوش مصنوعی» بودهاند. شباهت ساختار مطالب، تکرار برخی ترکیبها و سبک یکنواخت تنظیم متن از نشانههایی است که میتواند یک داور باتجربه را به منشأ تولید اثر مشکوک کند.
ماجرای جشنواره چای
کتابدار در جریان داوری دومین جشنواره ملی رسانهای چای با نمونههایی روبهرو شده که توجه او را بیشتر جلب کردهاند. فراخوان جشنواره در مردادماه منتشر شد و پس از آن، افرادی شروع به انتشار مطالبی درباره چای و بخش ویژه جشنواره، یعنی نوغان و ابریشم، کردند؛ افرادی که پیش از انتشار فراخوان سابقه مشخصی در پرداختن به این موضوعات نداشتند و پس از پایان مهلت جشنواره نیز سراغ آنها نرفتند.
یکی از افرادی که نامش در این یادداشت آمده، «شهرام. ش» است؛ کسی که در معرفی خود از عنوان «نویسنده برگزیده با کسب ۳۷ رتبه برتر در جشنوارههای بینالمللی، ملی و تخصصی مطبوعات و خبرگزاریهای کشور» استفاده میکند.
براساس بررسی کتابدار، آثار این فرد درباره چای، نوغان و ابریشم در روزهای ۵، ۹، ۱۵، ۱۷، ۲۲ و ۲۵ شهریور و پس از انتشار فراخوان جشنواره، در چند رسانه منتشر شدهاند. نکتهای که ظن او را برانگیخته، این است که پیش و پس از این تاریخها، مطلب دیگری از همین نویسنده درباره این موضوعات دیده نمیشود؛ آن هم در شرایطی که محل سکونتش نیز ارتباطی با استانهای شمالی و صنعت چای ندارد.
مورد دوم، «هدی. ر» از استان کرمان است؛ مدیرمسئول یک پایگاه خبری که به نوشته کتابدار، حضوری مداوم در جشنوارههای مختلف دارد و متناسب با موضوع هر فراخوان مطلب منتشر میکند.
کتابدار معتقد است دادهها و اطلاعات اولیه این آثار در اختیار هوش مصنوعی قرار گرفته و متن نهایی با کمک گسترده این ابزار تولید شده است. البته او میپذیرد که این کار با مهارت انجام میشود و اگر داور تجربه کافی نداشته باشد، ممکن است متوجه ماجرا نشود.
کمتر از ۴۰ بازدید؛ چقدر اثرگذاری؟
نکته عجیبتر، تعداد مخاطبان این مطالب است. بنا بر اطلاعاتی که کتابدار از پایگاه خبری موردنظر استخراج کرده، هرکدام از آثار ارسالشده برای جشنواره چای تا زمان انتشار یادداشت، کمتر از ۴۰ بازدید داشتهاند.
این مطالب فقط در رسانه متعلق به خود نویسنده منتشر شدهاند و نشانهای از بازتاب گسترده یا اثرگذاری اجتماعی آنها دیده نمیشود. همین موضوع یک پرسش ساده اما مهم را مطرح میکند: اثری که کمتر از ۴۰ بار دیده شده، چگونه میتواند بهعنوان یک کار رسانهای اثرگذار جایزه بگیرد؟
کتابدار دو نمونه از این مطالب را برای بررسی در اختیار یک سامانه هوش مصنوعی قرار داده و پاسخ دریافتی، احتمال استفاده قابلتوجه از هوش مصنوعی در نگارش آنها را بین ۷۵ تا ۸۵ درصد برآورد کرده است.
چنین عددی بهتنهایی نمیتواند چیزی را بهطور قطعی ثابت کند؛ اما وقتی زمان انتشار آثار، نبود سابقه قبلی در آن حوزه، محل فعالیت نویسنده و حضور همیشگی او در جشنوارههای کاملاً متفاوت کنار هم قرار میگیرند، تردیدها جدیتر میشوند.
جایزه ۵۰میلیونی بورس
نمونه دیگری که کتابدار به آن اشاره میکند، مربوط به هفتمین جشنواره ملی «بورس و رسانه» است؛ جایی که یکی از همین آثار تا نزدیکی جایزه نخست ۵۰ میلیون تومانی پیش رفته بود.
دو داور متخصص پس از خواندن مطلب گفته بودند نویسنده باید بیش از ۳۰ سال در بازار سرمایه فعالیت کرده باشد تا بتواند با چنین تسلطی از واژهها و مفاهیم تخصصی بورس استفاده کند. اما شناخت قبلی کتابدار از نویسنده، او را به نتیجه دیگری رساند: این تسلط بیشتر از آنکه حاصل تجربه فرد باشد، به توانایی هوش مصنوعی در جمعآوری و کنار هم قراردادن اطلاعات تخصصی شباهت داشت.
اثر در نهایت از فهرست منتخبان کنار گذاشته شد؛ اما همه داوران، نویسندگان ثابت جشنوارهها را نمیشناسند و همه آثار نیز با چنین دقتی بررسی نمیشوند.
جایزه جشنواره فقط یک لوح یا مبلغ نقدی نیست. عنوانهایی مانند «برگزیده جشنواره ملی»، «نفر اول جشنواره» یا «افتخارآفرینی مدیرمسئول» بعدها در معرفی رسانه، رزومه حرفهای و حتی جذب آگهی به کار میروند. به همین دلیل، یک انتخاب نادرست میتواند برای فرد برگزیده اعتبار و درآمد ایجاد کند و همزمان حق خبرنگاری را ضایع کند که اثرش را با تحقیق، مصاحبه و حضور در میدان نوشته است.
سهم داوران در این ماجرا
کتابدار در پایان فقط به شرکتکنندگان انتقاد نمیکند و بخشی از مسئولیت را متوجه داوران میداند. قرار است در جشنوارههای رسانهای توان و خلاقیت خبرنگاران سنجیده شود، نه مهارت افراد در واردکردن چند داده به یک ابزار تولید متن.
بررسی سابقه نویسنده در موضوع، زمان انتشار مطلب، رسانه منتشرکننده، میزان بازدید، اصالت منابع و اثرگذاری واقعی اثر، میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند. مخصوصاً درباره آثاری که قرار است بهعنوان برگزیده نهایی معرفی شوند، داوری صرفاً با خواندن متن کافی نیست.
هوش مصنوعی حالا بخشی از کار رسانه است و نمیتوان آن را از تحریریهها کنار گذاشت. مسئله از جایی آغاز میشود که خبرنگار از متن حذف میشود، اما نامش همچنان بالای مطلب باقی میماند؛ مطلبی که برای مردم نوشته نشده و شاید مردم حتی آن را ندیده باشند، اما میتواند از یک جشنواره با جایزه و عنوان برگزیده بیرون بیاید.
منبع: یادداشت علیرضا کتابدار در خبرآنلاین


