در شرایط جنگی و بحرانهای امنیتی، وظیفه رسانهها از اطلاعرسانی صرف فراتر میرود. آنها باید همزمان چند نقش را ایفا کنند؛ روایتگر واقعیت باشند، مراقب امنیت ملی بمانند، از دامنزدن به اضطراب عمومی پرهیز کنند و در عین حال، اعتماد مخاطب را حفظ کنند. این تعادل ظریف، همان نقطهای است که کار رسانه را دشوار و گاه فرساینده میکند.
در همین زمینه، برخی از فعالان و پیشکسوتان رسانهای استان قزوین، از زاویههای مختلف به این مسئولیت و چالش پرداختهاند. سید «عبدالعظیم موسوی»، مدیرمسئول روزنامه ولایت، بر این باور است که رسانه بدون اعتماد مخاطب، عملاً کارکردی ندارد؛ اما در شرایط جنگی، این اعتماد در بستری از محدودیتها و ملاحظات امنیتی شکل میگیرد. او تأکید میکند که نخستین وظیفه رسانهها، حرکت در چارچوب مصوبات امنیتی است، چرا که در چنین شرایطی، هیچ اولویتی بالاتر از حفظ امنیت وجود ندارد.
موسوی بزرگترین چالش رسانه را دسترسی به خبر صحیح و نحوه انتقال آن میداند؛ انتقالی که نه به دست دشمن بهانه بدهد و نه جامعه را دچار ترس و ناامیدی کند. به اعتقاد او، یکی از خطاهای جدی رسانهها، انتشار اطلاعاتی است که به نوعی «گرادادن» به دشمن محسوب میشود یا موجب شکاف و تفرقه در میان مردم میگردد. او توصیه میکند که رسانهها در این روزها بیش از هر زمان دیگری بر تقویت همبستگی اجتماعی تمرکز کنند و طرح اختلافها و نقدها را به زمانهای آرامتر بسپارند.
در عین حال، موسوی با اشاره به تفاوت ماهوی جنگهای امروز با جنگ تحمیلی عراق، تأکید میکند که جنگ کنونی نهتنها از نظر تجهیزات و فناوری، بلکه از حیث اهداف و میدان درگیری نیز کاملاً متفاوت است؛ جنگی که دیگر محدود به جبههها نیست و سایه آن به کوچهها و زندگی روزمره مردم رسیده است.
در سوی دیگر این بحث، «رحیم سرکار»، روزنامهنگار، نگاه انتقادیتری به شرایط دارد. او معتقد است که در جهان امروز، قطع اینترنت جهانی عملاً به معنای قطع صدای مردم است؛ چرا که رسانهها بر بستر ارتباطی جهان حرکت میکنند و با قطع این بستر، امکان روایتگری مستقل نیز محدود میشود. به باور او، در چنین وضعیتی، رسانههای محلی مکتوب میتوانند نقشآفرینی کنند، البته به شرط آنکه راهی برای دسترسی به مخاطب داشته باشند.
سرکار تأکید میکند که در شرایط جنگی، نهتنها دستیابی به اخبار شفاف دشوار است، بلکه حتی در صورت دسترسی نیز امکان انتشار روایتهای متفاوت وجود ندارد. در چنین فضایی، خبر جای خود را تا حد زیادی به تحلیل میدهد و روزنامهنگار ناچار است با کنار هم گذاشتن دادههای پراکنده، تصویری قابل فهم از واقعیت ارائه کند؛ تصویری که هم حساسیتزا نباشد و هم فاصلهای با خطوط قرمز ایجاد نکند. به گفته او، در این شرایط رسانه دیگر صرفاً راوی نیست، بلکه به «روایتساز» و «رهنما» تبدیل میشود.
او همچنین به ناامنی حرفهای فعالان رسانهای در زمان جنگ اشاره میکند و میگوید مرزهای انتشار و تحلیل، در چنین شرایطی مبهمتر از همیشه است. با این حال، سرکار معتقد است که رسانه اگر نتواند همدلی ایجاد کند، دستکم میتواند راوی صادق دردها باشد؛ روایتی که شاید درمانی برای زخمها نباشد، اما از عمیقتر شدن آنها جلوگیری میکند.
«امیرعلی رضایی»، سردبیر نشریه محلی، نیز بر نقش حیاتی رسانهها در حفظ تابآوری جامعه تأکید دارد و خبر را به «هوا» تشبیه میکند؛ عنصری حیاتی که نبود آن، جامعه را دچار خفگی اطلاعاتی میکند. او معتقد است حتی در شرایط محدودیت اینترنت نیز رسانهها باید راههایی برای انتقال مطالبات مردم پیدا کنند و پیشنهاد میدهد برای خبرنگاران، دسترسی ویژهای در نظر گرفته شود تا بتوانند نقش خود را ایفا کنند.
رضایی رسانه را «شمشیری دولبه» میداند؛ ابزاری که میتواند هم باعث تشدید اضطراب شود و هم زمینهساز آرامش و همبستگی اجتماعی باشد. از نگاه او، انتشار اخبار دقیق، مقابله با شایعات و تقویت روحیه همدلی، از جمله اقداماتی است که میتواند جامعه را از دل بحران عبور دهد.
در همین راستا، «میثم مالهمیر»، خبرنگار ایرنا، از کمتوجهی به ظرفیت رسانهای استان در این روزها انتقاد میکند و میگوید بسیاری از رسانهها به جای ایفای نقش تحلیلی و میدانی، صرفاً به بازنشر اخبار رسمی بسنده کردهاند. او نبود سازوکار مشخص برای «پدافند رسانهای» را یکی از مشکلات جدی میداند و تأکید میکند که حتی شایعات فضای مجازی نیز گاهی بدون راستیآزمایی بازنشر میشوند.
مالهمیر معتقد است که رسانهها میتوانند با حضور میدانی، راستیآزمایی اخبار و تبیین واقعیتها، از شکلگیری شایعات جلوگیری کنند، اما این امر مستلزم تعامل و تقسیم کار مشخص میان مسئولان و رسانههاست؛ امری که به گفته او، تاکنون بهدرستی محقق نشده است.
از سوی دیگر، «نفیسه کلهر» روزنامهنگار، با انتقاد از انتشار اخبار غیرواقعی، این روند را نشانه فاصله گرفتن برخی رسانهها از اصول حرفهای میداند. او تأکید میکند که انتشار اخبار نادرست، نهتنها اعتبار رسانه را از بین میبرد، بلکه مخاطب را به سمت منابعی سوق میدهد که حتی اگر نادرست باشند، حرفهایتر روایت میکنند. به باور او، رعایت اصول خبرنویسی و حفظ بیطرفی، بهویژه در شرایطی که احساسات جمعی برانگیخته شده، اهمیتی دوچندان دارد.
در کنار این دیدگاهها، «علی هوشمند»، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین، بر نقش رسانههای محلی در مدیریت فضای روانی جامعه تأکید میکند و معتقد است این رسانهها به دلیل نزدیکی به مردم، میتوانند در کنترل هیجانات و تقویت آرامش عمومی نقش مؤثری ایفا کنند. او همچنین بر ضرورت پرهیز از انتشار اخبار غیرموثق، ارجاع به منابع معتبر و ارتقای سواد رسانهای تأکید دارد.
هوشمند با اشاره به عملکرد رسانههای محلی استان، از تلاش آنها در جلوگیری از انتشار اخبار نادرست و کمک به آرامسازی فضا قدردانی میکند و معتقد است این رسانهها توانستهاند میان اطلاعرسانی و حفظ ملاحظات امنیتی، تعادل نسبی برقرار کنند.
با این همه، آنچه از مجموع این دیدگاهها برمیآید، این است که رسانه در شرایط جنگی، در خطی باریک میان حقیقت و مصلحت حرکت میکند؛ خطی که هر لغزش در آن، میتواند یا به بیاعتمادی عمومی منجر شود یا به آسیبهای امنیتی. در چنین وضعیتی، شاید مهمترین سرمایه رسانه، نه سرعت انتشار، بلکه صداقت در روایت باشد؛ صداقتی که اگرچه همه زخمها را درمان نمیکند، اما دستکم اجازه نمیدهد حقیقت در هیاهوی جنگ گم شود.


