نامهای که در آن، از فاصلهگرفتن احزاب از سیاست جامعهمحور، غلبه تصمیمهای محفلی و کمرنگشدن نقش رأی مردم سخن گفته میشود؛ نقدی که از سر تجربه است، نه هیجان.
او در متن استعفایش بیپرده مینویسد که حزب، بهجای تغییر، به «بقا» اولویت داده و گرفتار مناسباتی شده که راه گردش نخبگان و نقد درونجریانی را بسته است. مهمتر از همه، آنجاست که تأکید میکند حاضر نیست بیش از این «دین و دنیای خود را آلوده بازیهای سیاسی پشت پرده» کند. همین جمله، استعفا را از سطح یک اختلاف تشکیلاتی فراتر میبرد و به آن معنایی اخلاقی میدهد.
در روزگاری که ماندن، حتی بیاثر، به یک عادت سیاسی تبدیل شده، رفتن آگاهانه کرمی یادآور این واقعیت است که هنوز میتوان در سیاست بود، بیآنکه همهچیز را خرج منفعت شخصی کرد و گاهی کنارهگیری، شرافتمندانهترین شکل کنش است.


