این روزها، کمتر خیابانی در شمال شهر قزوین است که کافه دنجی را در خود نبیند؛ کافههایی با دکورهایی متفاوت و رنگآمیزیهای خاص! میز و صندلیهایی چوبی با همان سبک و سیاق دهه سی، اما حال و فضایی مدرن و غربی. مشتری اغلب این کافهها، بیش از آنکه پسران و یا مردان جوان و پابهسنگذاشته باشند، دختران جوانی هستند که از خانه بیرون زده و کافه نشینی را فرصتی برای گذران اوقات خود یافتهاند. فرق هم نمیکند این کافه بالای پاساژ نارون باشد یا در ملاصدرا و بلوار شمالی و یا همین سعدالسلطنه خودمان! مهم این است که دنج باشد و محیطی آرامتر برای گپهای خودمانی و اختلاطهای چندنفره!
روز، داخلی، کافه…
دختر جوانی با کولهپشتی، شلوار گرمکن، مانتوی کوتاه و آستینهای بالازده وارد پاساژ میشود و یکراست میرود سراغ کافه، در را باز میکند و وارد میشود. پشت سر او وارد میشوم، مشتریهایی که داخل کافه هستند آنقدر درگیر ژستهای روشنفکری و حرفهای خصوصیشان هستند که هیچکدام بهطرف در برنمیگردند تا تازهواردی که وارد شده را ببینند. همه میزها پر هستند. بااینکه کافه کوچک است، صدای موسیقی نمیگذارد صدای حرف زدن کسی را بشنوم.
زن جوانی تنها پشت یکی از میزها روی صندلیهای چوبی کافه لم داده و خاکستر سیگار لای انگشتهایش نزدیک است که روی زمین بریزد. خیره شده به روبهرو و انگار اصلا حواسش نیست که کجاست. بقیه مشتریها زوج هستند و بدوناستثنا سیگار به دست! در این کافه دختری را نمیبینی که سیگاری لای انگشتهایش نباشد.
هوا سنگین است. دود سیگار مشتریها نمیگذارد نفس بکشی. تنها یک میز خالی هست و روی آن هم کاغذ رزرو گذاشتهاند. پسر جوانی که پشت پیشخوان کافه ایستاده عذرخواهی میکند که جای خالی ندارند و میگوید کاش تماس میگرفتید تا برایتان میز رزرو کنیم!
نیازی که دیدهشده است
یک پژوهشگر اجتماعی معتقد است رشد قارچگونه پدیده کافهنشینی در ایران نشاندهنده این است که نیازی در جامعه وجود دارد و برخورد قهری با رویکرد پیشگیری یا مقابلهای با این پدیده موثر و پاسخگو نخواهد بود. مصطفی غفاری میگوید: کافهنشینی را یک پدیده فرهنگی-اجتماعی ناشی از توسعه شهرنشینی مدرن میداند و میگوید: این پدیده بهصورت امروزی از دهههای۳۰ و ۴۰ قرن حاضر در ایران رواج یافته و در دهه۸۰ وارد دوران تازهای از حیات خود در جامعه ایرانی شده است.
وی رهایی از فشار زندگی روزمره، رهایی از ناهنجاریهای پذیرفتهشده عرفی یا قانونی و محل تلاقی رهبران و بدنه کنشگران اجتماعی را سه اهمیت کارکردی کافهها در ایران میداند و خاطرنشان میکند: سرگرمسازی و گفتوگوی محوری دو کارکرد مهم کافهنشینی محسوب میشود.
دختران و تمایل بیشتر به کافهنشینی
وی به سنخشناسی کافهنشینان تهرانی ازنظر سن، جنس، تحصیلات، طبقه اجتماعی، سبک پوشش و سبکهای رفتاری و ارتباطی آنان در این تحقیق اشاره کرده و تاکید میکند: بیشتر کافهنشینان را جوانان زیر ۳۵سال و بهویژه بازه سنی ۲۵ تا ۳۰سال تشکیل میدهند و دختران بیشتر از پسران به کافهنشینی رغبت نشان میدهند. اغلب مشتریان ثابت کافهها را جوانان مجرد با گرایش به مدهای متنوع روز شکل میدهند و قریببهاتفاق آنان یا دانشجو هستند و یا دارای تحصیلات دانشگاهی حداقل در حد کارشناس که در محیط کافه اغلب تمایل محسوسی به آزادتر بودن نسبت به معابر و اماکن عمومی دارند.
این دانشجوی دکترای جامعهشناسی بابیان اینکه کافهها خدمات خاصی به مشتریان ارائه میدهند، تصریح میکند: امکان برگزاری جشنهای کوچک، ایجاد تارنمایی خاص در فضای مجازی، خدماتدهی در روزهایی مانند ولنتاین با هدایا و پذیراییهای ویژه از شایعترین این خدمات است.
غفاری درخصوص اینکه کافه چه زمانی به یک پاتوق تبدیل میشود، میگوید: مشتریان ثابت کافهها یا بهعبارتدیگر کافهنشینان واقعی اغلب مایلند در پاتوق خود سطح بیشتری از آزادی عمل را نسبت به آنچه در عرف و قانون اجتماع بهعنوان هنجار پذیرفتهشده است، تجربه کنند و هر چه محیط یک کافه بیشتر بتواند این احساس را به آنان منتقل کند، بیشتر بهعنوان پاتوق مطرح میشود.
کافهها جایگزین خانواده!
یک استاد دانشگاه اما بر این باور است که یکی از اصلیترین ویژگیهای کافهنشینی دور شدن از خانواده است. این دور شدن نه به دلیل این است که نسل جدید ضدخانواده هستند، بلکه خانوادهها به دلیل ناتوانی در مدیریت خود و فرزندانشان، نسل جدید را از خود دور کردهاند.
دکتر تقی آزادارمکی میگوید: برای خانوادهای که خودزنی کرده است، حوزههایی مانند کافیشاپها تاحدودی درد تنهایی افراد را کم میکند. خانوادهای که بهواسطه مادر و پدر دچار خودزنی شده و کارکردهایش را کم کرده و همه تقصیرها را بر گردن فرزندان انداخته است، دیگر در موقع تنها شدن نمیتواند دست کمک بهسوی فرزندان دراز کند، زیرا فرزندان برای ماندن و زندگی کردن در جمع، به تشکیل فضاهای جدید و جایگزینی اقدام کرده و در آن دیگری را یافتهاند.
وی با اشاره به حضور زنان در کافیشاپها و کافهها، میگوید: در گذشته نهچنداندور، حضور زنان در مراکز خرید یک رفتار ناشایست بود. در زمان حال، مرکز خرید بدون حضور زنان معنا نمییابد و این به دلیل آن است که دیگر مراکز خرید بهعنوان فضاهای ضدفرهنگی تلقی نمیشوند؛ در مورد کافیشاپها نیز هم این اتفاق افتاده است. زنان در این فضاها حضور دارند؛ زیرا این فضاها بهعنوان بخش رسمی جامعه پذیرفتهشدهاند.این استاد دانشگاه درعینحال تاکید میکند: زنان و دختران به دلیل اینکه این فضاها را امن دانسته و درعینحال ناآشنا نمیدانند، در آنها حاضر میشوند. ساحت غیراخلاقی و مسالهساز آنها در مقایسه با گذشته کم شده است و مانند مراکز خرید دچار دگردیسی شدهاند.
علیرضا جوادی


