• امروز : شنبه - ۱۷ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 24 - صفر - 1448
  • برابر با : Saturday - 8 August - 2026
دیروز، امروز، فردا

دیروز: سینما و دیگر هیچ

  • کد خبر : 3913
  • 21 می 2016 - 11:43
دیروز: سینما و دیگر هیچ
تاریخ سینما وقایع جذاب کم ندارد، اما برای من یکی از جذابترین‌هایش دیدار «ژرژ میلیس» جوان با «لومیر پیر» است. لومیر سعی می‌کند به میلیس جوان بفهماند سینما آینده و نان و آب ندارد.

اینکه عشق فراوان یا روحیه جوانی نمی‌گذرد تا ژرژ، پسر حرف گوش کنی نباشد، معلوم نیست؛ البته چه خوب است که عشق و جوانی هر دو حرف‌شنویی آدم‌ها را کم می‌کند، وگرنه اتفاقات خوب دنیا خیلی کمتر از آن چیزی می‌شد که من و شما شنیده، دیده و خوانده‌ایم. ژرژ و خیلی‌های دیگر ثابت می‌کنند که سینما با داستان‌سراییِ تاثیرگذارش هیچ‌وقت کهنه نخواهد شد. صف‌های سینما در سال‌های بعد از این دو، نشان از شکستِ باورِ وصل به تجربه و موی سپید، در مقابل جوانی و خامی بود (و البته چه خوب). شکستی که نشان داد سینما هنر جذابی است که می‌تواند رویاهای خودش را با قیمت مناسب به آدم‌های زیادی بفروشد؛ رویاهایی که وقتی داخل سالن تاریک سینما روی پرده می‌افتد احساس مشترک عشق، نفرت، شادی، غم و… در آدم‌های نشسته بر صندلی ایجاد می‌کند و چه خوب است این حس مشترک!
در سال‌های قبل از انقلاب و تک و توک در سال‌های پس از انقلاب، خیلی وقت‌ها مردم هنگام عبور از مقابل سینما صف‌های طویلی را می‌دیدند که برای ورود به سینما تشکیل شده بود؛ صف‌هایی که گاه آدم‌های پولدار کم‌حوصله را وادار می‌کرد تا بلیط خود را به چند برابر قیمت بخرند، اما در بین این مردان داخل صف، گاه کسانی بودند که سینما برایشان همه چیز بود و نامشان را به فردین و مسعود تغییر داده بودند تا از علاقه‌شان به بازیگر یا کارگردان مورد علاقه‌شان بگویند. این اتفاق در سال‌های اخیر با گسترش رقابت بین مکان‌های نمایش فیلم، تکنولوژی نمایش خانگی، ممنوعیت‌ها و… کمتر دیده شد. برای من آخرین صف‌ها مربوط به جشنواره فیلم فجر دهه هفتاد است و در شهر قزوین، گمانم «بگذار زندگی کنم» و «عقاب‌ها» یک چنین صف‌هایی داشت.

امروز: یک خبر خوب
فرزندانم برای تماشای فیلمی به سینما بهمن می‌روند، نرفته بر می‌گردند؛ دلیلش خبر خوبی است که حالم را خوب می‌کند: «بلیط تمام شده بود». این خبر دلزدگی‌ام را از تمام خبرهای دلسردکننده‌ای که این روزها پادوهای سیاسیِ به‌ظاهر دلواپس پخش می‌کنند، برطرف می‌کند. راستی به نظر شما دلیل سرکار بودن رقیب سیاسی، می‌تواند دلیلی برای زیرپا گذاشتن انصاف باشد؟ آیا نسبت فامیلی دلیل خوبی است برای دیدن نقاط ضعف فرزندان آدم‌هایی که تا دیروز سنگ شان را به سینه می‌زدیم و امروز سنگ‌مان را به سینه‌شان می‌زنی؟ آیا…؟ بگذریم این سوال‌ها آدم را به یاد خبرهایی می‌اندازد که فقط حال آدم را بد می‌کند. خبر خوش را روزهای بعد به چشم می‌بینیم و از اینکه مجبورم برای تهیه بلیط به آقای نادری‌نیا زنگ بزنم احساس خوبی پیدا می‌کنم. خوشبختانه به مدد تبلیغات در شبکه‌های اسمشونبر و توجه مردم به تماشای فیلم در داخل سینما این روزها فروش فیلم‌ها میلیاردی است.

فردا: هجوم برای تاسیس سینما
مدرسه، مسجد، بیمارستان، مراکز خیریه، خوابگاه‌های ارزان قیمت و… باید زیادتر شود؛اما سینما، تالار برای اجرای موسیقی ونمایش هم ضرورت دیگری است که جان‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند و زندگی را زیباتر. یعنی می‌شود روزی روزگاری در این استان هم خیرینی برای ساخت سالن سینما، تالار اجرای موسیقی و نمایش، پیش‌قدم شوند؟ بشود که خیلی خوب می‌شود؛ البته اگر بتوانیم دلواپسی بعضی‌ها را کمی کمتر کنیم.
حسن لطفی

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3913

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.