فیلمی که در آن ایثار، شهادت و دفاع مقدس با سر و شکلی هنریتر (البته از نوع ملودرامش) به تصویر کشیده شده بود. لبخند مسوولین سینمایی بیربط با تفکرات آن روزها نبود؛ تفکراتی که به واسطه آن باید سینما از نااهلان (از بیضایی، کیمیایی، مهرجویی، نادری و … گرفته تا ایرج قادری) به فیلمسازانی منتقل شود که بوی انقلاب بدهند و بچه انقلاب باشند؛ نظیر ابراهیمی حاتمیکیا که متولد ۱۳۴۰ است، فیلمسازانی که برخیشان همچون محسن مخملباف آنقدر با سینمای گذشته زاویه داشتند که به صراحت اعلام میکردند حاضر نیستند با امثال بیضایی در لانگشات قرار بگیرند، چه برسد به نمای تو شات! و این یعنی ایستادن در کنار بیضایی چیزی نزدیک به کفر است.
در چنین حال و هوایی، حاتمیکیا با «دیدهبان» و «مهاجر» و مخملباف با «بایکوت» و «دستفروش» آنقدر خوش درخشیدند که خیال کسانی که بهدنبال فیلمساز به قول آنها بچه مسلمان بودند، تخت شد. بگذریم از آنکه سالها بعد بسیاری از آن مسوولین و فیلمسازان مطلوبشان، نگاهشان تغییر کرد. خیلیهاشان دریافتند؛ بیضایی، نادری، مهرجویی، کیارستمی و… سینمای ایران را قویتر میکنند و… حتی در سال ۱۳۷۴ ابراهیم حاتمیکیا تدوین «برج مینو» را به بهرام بیضایی سپرد و در نشست فیلم و مصاحبههایش از او بهعنوان استاد مسلم سینما یاد کرد. بگذریم از عدم توفیق جشنوارهای این فیلم که باعث اعتراض فیلمساز همیشه معترضش شد؛ فیلمسازی که در گلایه کردن، حالت قهر گرفتن و برخورد احساسی (همچون فیلمهایش) ید طولایی پیدا کرده است. البته او در زمان موفقیت فیلمهایش مانند «آژانس شیشهای» با ۸سیمرغ بلورین از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر، «چ» با هشت سیمرغ از سیودومین جشنواره فیلم فجر و… نیز دست از گلایه و شکایت برنداشته است؛ گلایه و شکایتی که گاه دوستان و همکاران قدیمش چون محسن مخملباف، اصغر فرهادی و… را نشانه رفته است.
امروز ستایشگران ابراهیم
«بادیگارد»، هجدهمین فیلم حاتمیکیا در حالی در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد که برخی از عوامل فیلم (پرویز پرستویی و…) در کنار تعدادی از ستایشگران همیشگی ابراهیم این فیلم را بهترین اثر او میدانستند، اما ظاهرا قهرمان همیشگی حاتمیکیا، این بار برای هیات داوران جشنواره فجر جذابیتی نداشت؛ اگر هم داشت بهخاطر بازی پرویز پرستویی بود. البته حاتمیکیا و ستایشگران همیشگیاش بر روی استیج کاخ جشنواره و روزنامههای خود حق این فیلمساز احساساتی را با ستایشهایشان ادا کردند.
فردا: چه خوب است…
دیدن فیلمهای آینده حاتمیکیا باید برای علاقهمندان سینمایش بسیار لذتبخش باشد، اما من بهدنبال ختم ستایشنویسی نویسندگان روزنامه پت و پهن صبح کشورم که هر وقت از کسی تعریف میکند به آن فرد شک میکنم و هر وقت… بگذریم چه خوب است که همه بتوانند بنویسند حتی…. و چه خوب است همه فیلمسازان با تمام سلیقهها فیلم بسازند، حتی…
در چنین حال و هوایی، حاتمیکیا با «دیدهبان» و «مهاجر» و مخملباف با «بایکوت» و «دستفروش» آنقدر خوش درخشیدند که خیال کسانی که بهدنبال فیلمساز به قول آنها بچه مسلمان بودند، تخت شد. بگذریم از آنکه سالها بعد بسیاری از آن مسوولین و فیلمسازان مطلوبشان، نگاهشان تغییر کرد. خیلیهاشان دریافتند؛ بیضایی، نادری، مهرجویی، کیارستمی و… سینمای ایران را قویتر میکنند و… حتی در سال ۱۳۷۴ ابراهیم حاتمیکیا تدوین «برج مینو» را به بهرام بیضایی سپرد و در نشست فیلم و مصاحبههایش از او بهعنوان استاد مسلم سینما یاد کرد. بگذریم از عدم توفیق جشنوارهای این فیلم که باعث اعتراض فیلمساز همیشه معترضش شد؛ فیلمسازی که در گلایه کردن، حالت قهر گرفتن و برخورد احساسی (همچون فیلمهایش) ید طولایی پیدا کرده است. البته او در زمان موفقیت فیلمهایش مانند «آژانس شیشهای» با ۸سیمرغ بلورین از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر، «چ» با هشت سیمرغ از سیودومین جشنواره فیلم فجر و… نیز دست از گلایه و شکایت برنداشته است؛ گلایه و شکایتی که گاه دوستان و همکاران قدیمش چون محسن مخملباف، اصغر فرهادی و… را نشانه رفته است.
امروز ستایشگران ابراهیم
«بادیگارد»، هجدهمین فیلم حاتمیکیا در حالی در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد که برخی از عوامل فیلم (پرویز پرستویی و…) در کنار تعدادی از ستایشگران همیشگی ابراهیم این فیلم را بهترین اثر او میدانستند، اما ظاهرا قهرمان همیشگی حاتمیکیا، این بار برای هیات داوران جشنواره فجر جذابیتی نداشت؛ اگر هم داشت بهخاطر بازی پرویز پرستویی بود. البته حاتمیکیا و ستایشگران همیشگیاش بر روی استیج کاخ جشنواره و روزنامههای خود حق این فیلمساز احساساتی را با ستایشهایشان ادا کردند.
فردا: چه خوب است…
دیدن فیلمهای آینده حاتمیکیا باید برای علاقهمندان سینمایش بسیار لذتبخش باشد، اما من بهدنبال ختم ستایشنویسی نویسندگان روزنامه پت و پهن صبح کشورم که هر وقت از کسی تعریف میکند به آن فرد شک میکنم و هر وقت… بگذریم چه خوب است که همه بتوانند بنویسند حتی…. و چه خوب است همه فیلمسازان با تمام سلیقهها فیلم بسازند، حتی…


