• امروز : جمعه - ۹ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 16 - صفر - 1448
  • برابر با : Friday - 31 July - 2026

معماری بی‌هویت، عامل افسردگی

  • کد خبر : 3442
  • 27 نوامبر 2015 - 15:41
معماری بی‌هویت، عامل افسردگی
قزوین در گستره تاریخی خود به حدی با سبک‌های متنوع و گوناگون معماری عجین بوده که بسیاری از پژوهشگران تاریخ هنر، این شهر را به‌عنوان یکی از غنی‌ترین و ارزشمندترین موزه شهرهای معماری در جهان اسلام می‌شناسند، زیرا قزوین بیشترین بناهای ساخته شده در عصر صفویه به‌عنوان دوره اوج معماری اسلامی را در بین شهرهای ایرانی در خود جای داده است.

با این همه اما، اکنون جای آن همه زیبایی که در گنبد و گلدسته‌ها و نماهای ساختمان‌های مسکونی جلوه‌گری می‌کرد، ساختمان‌های بی‌روح مستطیلی و فلزی سر برآورده‌اند که نه تنها نسبتی با معماری ایرانی-اسلامی ندارند که بیش از پیش در تشدید سیمای افسرده شهر قزوین مؤثر افتاده‌اند؛ آن‌چنان که رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان استان معتقد است: «ظاهر شهرها در بروز بیماری‌هایی همچون استرس و افسردگی مؤثر بوده و از این نظر شهر قزوین رتبه نخست را در کشور دارد.»
علی فرخزاد با تاکید بر اینکه، در حوزه‌های شهرسازی و معماری انتقادات زیادی وجود دارد که به‌دلیل خروجی‌های نامناسب بوده است، می‌افزاید: «باید به انتقادها در این رابطه توجه کرد و درصدد از بین‌بردن مشکلات حوزه شهرسازی که سبب‌ساز بروز چنین وضعیتی است، باشیم.»
وی با اشاره به سیمای شهرها در ابتلای شهروندان به بیماری‌های روحی اضافه می‌کند: «میزان تحمل افراد در قزوین به قدری کاهش یافته است که با یک تصادف ساده و کوچک افراد با یکدیگر درگیر می‌شوند و یکی از علل چنین وضعیتی را باید در سیما و ظاهر شهر که در بروز بیماری‌هایی همچون استرس و افسردگی مؤثر است، جستجو کرد و متاسفانه از این نظر شهر قزوین رتبه نخست را در کشور دارد.»
نایب رییس شورای شهر قزوین با بیان اینکه، معماری نامناسب شهر عامل افسردگی و کاهش سلامت روانی است، خاطرنشان می‌کند: «مردم ما نسبت به گذشته‌ی نه‌چندان دور، از نظر امنیت و سلامت روانی یک عقب‌گرد داشته‌اند که افزایش افسردگی و کاهش سلامت روانی شاهدی بر این مدعاست. سکونت‌گاه مورد استفاده شهروندان در گذشته با وجود حیاط و فضای باز و سرسبز توام بوده است، که این امر موجب دریافت انرژی مثبت می‌شد و عدم وجود حیاط در منازل قزوین از دیگر دلایلی است که می‌تواند موجب بروز بیماری افسردگی شود.»
دکتر ساسان رضی‌زاده، معمار و پژوهشگر تاریخ هنر، سبک کنونی شهر قزوین در معماری و شهرسازی را سبک بی‌اصالتی و بی‌تخصصی می‌داند و می‌گوید: «مسلما معماری کنونی شهر قزوین از سنت کهن خود گریزان است و از طرفی نیز از محاسن معماری مدرن نیز دور شده، چرا که ساختمان‌هایی که در شهر قزوین اصطلاحا مدرن خوانده می‌شوند به‌هیچ‌وجه نه به‌لحاظ ساختاری و فنی مدرن تلقی می‌شوند و نه از نظر پیشینه فرهنگی در این دسته جای می‌گیرند.»
نویسنده کتاب «جوشش معنا در سبک معماری اسلامی» ادامه می‌دهد: «برهمین‌اساس اگر واقعا معماری شهر قزوین و به‌طور‌کلی معماری معاصر ایران مدرن به معنای غربی آن بود باز هم مشکل مانند حالا نبود که با گسست از سنت‌های معماری آبا و اجدادی، نه تنها به همان معماری غربی که در جای خود دارای محاسنی هم هست، نرسیده‌ایم، بلکه با یک سبک تقلیدی که تنها خودمان فکر می‌کنیم مدرن است، بی‌اصالتی را برای آیندگان و هزینه‌های بسیاری را برای خودمان به یادگار گذاشته‌ایم.»
وی همچنین در رابطه با پیش فرض‌های اشتباه برخی در رابطه با سبک معماری اسلامی و سنت‌های ایرانی بیان می‌دارد: «برخی تصور می‌کنند که اعمال سبک معماری اسلامی برای تحمیل یک ایدئولوژی و یا قدرت سیاسی است درحالی‌که این سبک در درجه اول برای آسایش روح و روان انسان‌ها و رهایی آنها از افسردگی و تزریق شادابی به زندگی طراحی شده است، بنابراین به‌لحاظ روانی سرمایه عظیمی برای ما به شمار می‌رود و هرکس که از این سرمایه برخوردار باشد در وهله اول خودش از آرامش روحی و روانی بهرمند خواهد شد.»
رضی‌زاده، گرچه معماری بی‌هویت فعلی را تنها علت افسردگی قزوین نمی‌داند، اما معتقد است که این مساله یکی از عوامل تشدید‌کننده افسردگی در فضای شهری است؛ همان‌گونه‌که کاربست آن می‌تواند یکی از عوامل کاهنده سطح افسردگی در سیمای شهر و روحیه افراد باشد، وی همچنین معتقد است که با حذف برخی از المان‌های معماری سنتی، زندگی خانواده‌های ایرانی مخدوش شده‌است.
حذف تاقچه‌های سنتی و پنجره‌های اُرسی از خانه‌های کنونی، یک نمونه متاخر المان‌هایی است که معمار و پژوهشگر تاریخ هنر به آنها اشاره می‌کند و می‌افزاید: «قرار دادن ترمه‌ها و جانمازهای مخملی که دریایی از رنگ‌های شاد بودند، روی تاقچه‌های قدیمی به خانه‌های ما رنگ و شادابی می‌بخشید. از طرفی پنجره‌های اُرسی نیز باعث می‌شدند نور خورشید به اندازه‌ کافی وارد فضای خانه شود و از تبدیل نور خورشید به رنگ‌های لاجوردی، قرمز، سبز، زرد، آبی و… در اُرسی‌ها، گذشته از زیبایی فوق‌العاده به‌لحاظ روانشناسی نیز نوعی وضعیت تسکین‌دهنده از لحاظ عصبی برای اهالی خانه ایجاد می‌شد.»
گسستن از هویت فرهنگی گذشته و نفی معماری اصیل ایرانی-اسلامی با بهره‌گیری ابتر از معماری غربی، ما را به آنجا رسانده است که امروز نه فقط معضلات و مشکلات اجتماعی و اقتصادی روح مردم ما را به چالش کشیده بلکه سیمای شهری و المان‌های معماری واحدهای مسکونی نیز باعث افزایش افسردگی در میان شهروندان قزوینی شده‌است. به راستی با شتاب در رسیدن به توسعه بی‌هویت، به کجا خواهیم رسید؟
محمدرضا نیک فرجام
لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3442

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.