• امروز : جمعه - ۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 13 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Friday - 29 May - 2026
گشتی در هزارتوی شبکه اجتماعی«تلگرام»

خوب یا بد؛ مساله این است

  • کد خبر : 3476
  • 27 نوامبر 2015 - 18:24
خوب یا بد؛ مساله این است
شبکه‌های اجتماعی حتما زمانی از وقت شما را نیز به خود اختصاص داده است. گروه‌های فامیلی، دوستان، همکاران و از آن مهم‌تر، عضویت در گروهایی که حتی یک‌بار هم اعضایش را ندیده‌اید! امروزه شبکه‌های اجتماعی با خیل عظیم پیام‌ها ما را محاصره کرده‌اند؛ با این شبکه‌ها می‌‌شود آدمی را از عرش به فرش کشید، یا آبروی از دست رفته کسی را برگرداند.

 می‌شود قوم و ملیتی را با خاک یکسان کرد و یا می‌شود باورهای غلط چندین ساله را پاک که نه، تعدیل کرد. گواه گفته‌ام همین حوادث اخیر است شما خیلی راحت توانستید آنگونه که به قول معروف، شور چیزی را در می‌آورند، افرادی که کاری به گناهکاری یا بی‌گناهی‌شان ندارم را به دردسر بیاندازید! و همین شمای نوعی، با انتشار فیلم‌ها و یا پست‌های مختلف از عموهای دوست داشتنی فیتیله‌ای  دفاع کنید.
پس بودن در دنیای عظیم اطلاعات و عضو شبکه‌های اجتماعی بودن، راه رفتن بر لبه تیغ است. شاید بد نیست نگاهی به این دو لبه بیاندازیم.
امروزه ما به دنیایی دست یافته‌ایم که برای پیشینیان ما تنها یک رویا بود؛ درهم نوردیدن مرزها! قصه همان انگشتری بود که در دست غول بود و دست یافتن به آن کار هر کسی نبود؛ همان انگشتری که وقتی یک دور در انگشتت می‌چرخاندی به هر جای دنیا که می‌خواستی سفر می‌کردی، حالا این انگشتر دست من و شما جا خوش کرده است. در چشم بر هم زدنی می‌توانید تصویر و پیامتان را به سراسر این کره خاکی ارسال کنید. شما می ‌توانید یک پیام را به صورت خصوصی برای کسی که فرسنگ‌ها از شما فاصله دارد بفرستید، درحالی‌که اجداد ما برای فرستادن یک پیام خصوصی، اول سر راوی پیام را می‌تراشیدند و پس از حک‌کردن پیام بر سر او منتظر می‌شدند موهای راوی درآید و هنگامی که موهای سر راوی بینوا سبز می‌شد و خبر سرّی زیر انبوه موها پنهان می‌شد وقت رفتن و سفر طول و دراز راوی فرا می‌رسید! راوی که به مقصد می‌رسید، گیرنده باز هم سر راوی را می‌تراشید تا پیام را بخواند! چیزی که اصلا در حوصله عصر ما نیست.
لبه مثبت این تیغ تسریع در پیام‌رسانی و تبادل اطلاعات و نشست بر فرش سلیمانی اطلاع‌رسانی است، اما آیا واقعا این تسریع باعث صرفه‌جویی در وقت شده است؟ خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید که خاک اینترنت بدجوری پاگیر است آنقدر که وقتی واردش شدید دیگر توان رفتن‌تان نیست! و این یعنی ما آدم‌ها هنوز یاد نگرفته‌ایم تا زمان‌مان را مدیریت کنیم و در معرض غول بزرگ ارتباطات قرار گرفتن برایمان خیلی زود بوده است.
دنیای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی گرچه ما را با دوستانمان پیوند می‌دهد؛ با کسانی که سال‌هاست ندیدیدمشان، اما از سویی دیگر ما را از آدم‌های زنده دور و برمان غافل می‌کند. ساعت‌ها با دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بودیم چت می‌کنیم، اما مادرمان در اتاقی تنها نشسته است و ما چه دیر به خودمان می‌آییم و چه دیر می‌فهمیم! آدمی گوشت و پوست و خون و احساس است و در چند واژه و تصویر از مرزی به مرزی دیگر خلاصه نمی‌شود. ما شکل ارتباطات را تغییر داده‌ایم در‌حالی‌که جسم و روح ما هنوز آماده این تغییر نیست، شاید هیچ‌وقت هم نباشد و برای همین است که هر روز تنهاتر و افسرده‌تر از دیروز می‌شویم. در مهمانی‌ها همه با دنیای دروغی خودمان مشغولیم، همه جزیره‌های جداگانه نزدیک به هم هستیم که هیچ ارتباطی با هم نداریم!
خیلی هم منفی نگاه نکنیم؛ شبکه‌های اجتماعی جای مناسبی است که شما را از جملات خوب، کتاب‌ها، نقاشی‌ها، فیلم‌ها و اتفاقات تازه هنری آگاه می‌کند؛ به نوعی شبکه‌‌‌‌‌‌های اجتماعی این روزها واقعا سلیقه بصری مردم را با انتشار پوستر و نقاشی‌ها و تصویرسازی‌های خلاقانه بالا برده است، حتی کسانی که اهل هنر نیستند هم از این موج عظیم در امان نیستند، اما یادتان باشد همچنان بر لبه تیغ راه می‌رویم. این موج عظیم می‌تواند شامل تصاویر بد، واژه‌های مخرب و ویدیوهای ویرانگر باشد و نه تنها سلیقه بصری مخاطب را در هم بشکند که قبح خیلی چیزها را برایش از بین ببرد. می‌تواند به جای انتشار کلام خوب از نویسندگان و انسان‌های شهیر آنها را به سخره بگیرد و ملعبه‌ای برای خنده بسازد؛ گرچه خندیدن بد نیست، اما برای ملتی چون ما که از ترک دیوار هم جوک می‌سازد پیدا کردن مرز خنده و به سخره نگرفتن دیگران کمی سخت است.
در کل شبکه‌های اجتماعی خیلی هم خوب است بیشتر از همه برای کسانی که هیچ وقت اهل کتاب خواندن نبوده اند، با عضویت در این گروهها اطلاعاتمان  در خصوص تاریخ ، جغرافیا، خواص میوه ها و… زیاد می شود، با نویسندگان و ادیبان و افراد شهیر و طرز فکرشان آشنا می‌شویم، اخبار روز دنیا را می‌فهمیم، می‌خندیم با مردم دنیا، همدردی می‌کنیم؛ امایادمان باشد روی لبه تیغ هستیم، پس موقع راه رفتن بر لبه تیغ مراقب خودمان باشیم، یادمان باشد خلوتمان را عمومی نکنیم که قداست دارد.
لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=3476

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.