محمودخان پولادین که از افسران قزاق بود، پس از به قدرت رسیدن مشروطهخواهان با درجه سلطانی (سروانی) به ریاست نظمیه قزوین گمارده شد. در دوران مسوولیت یکساله سلطان پولادین، تشکیلات نظمیه سر و سامانی گرفت و او نخستینبار با تاسیس دو کلانتری در قزوین، امنیت شهر را در حد قابل توجهی ارتقاء بخشید. از مهمترین اقدامات پولادین در نظمیه قزوین، ایجاد واحد اطلاعات با عنوان «تفتیش» برای جمعآوری اطلاعات بهمنظور مقابله با برهمزنندگان نظم و امنیت عمومی بود.
پولادین پس از یکسال خدمت در قزوین، به تهران فراخوانده شد و اواکیم ارمنی به جای او رییس نظمیه قزوین شد. چند سال بعد، بار دیگر او به قزوین بازگشت و اینبار با درجه ماژوری (سرگردی) به فرماندهی گردان ژاندارمری تعیین شد و نزدیک به سهسال عهدهدار این مسوولیت بود. وی علاوهبر فرماندهی ژاندارمری، ریاست ایلات قزوین را نیز برعهده داشت و گردنکشانی چون محمدحسنخان ظفرنظام و عباسسلطان ضیاءآبادی که از یاغیان معروف و بنام قزوین بودند را سرکوب کرد.
وی در دوره سهساله مسوولیت خود، با ایجاد یک شبکه اطلاعاتی در گردان ژاندارمری، به همکاری نزدیک با نیروهای ارتش متجاوز بریتانیا در قزوین دست زد و از این طریق توانست، نقش موثری در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ایفا کند. با تحقق کودتا، محمودخان از قزوین رفت و پس از مدتی، با ادغام قزاقخانه و ژاندارمری، به قشون [ارتش] انتقال یافت و ریاست ستاد لشکر غرب به او واگذار شد. پولادین در تاجگذاری رضاشاه، عنوان آجودانی شاه را گرفت و به این ترتیب از افسران نزدیک به شاه تلقی میشد، اما مشاهده ترقی سریع برخی از افسران، او را سخت آزردهخاطر کرد و فکر کودتا را در مغز خود پروراند. با لو رفتن نقشه کودتا، سرهنگ پولادین و همدستانش دستگیر شدند و او پس از گذراندن پنجماه زندان و محاکمه در دادگاه فوقالعاده نظامی، به اعدام محکوم شد.
شکوفه سلیمانی
پولادین پس از یکسال خدمت در قزوین، به تهران فراخوانده شد و اواکیم ارمنی به جای او رییس نظمیه قزوین شد. چند سال بعد، بار دیگر او به قزوین بازگشت و اینبار با درجه ماژوری (سرگردی) به فرماندهی گردان ژاندارمری تعیین شد و نزدیک به سهسال عهدهدار این مسوولیت بود. وی علاوهبر فرماندهی ژاندارمری، ریاست ایلات قزوین را نیز برعهده داشت و گردنکشانی چون محمدحسنخان ظفرنظام و عباسسلطان ضیاءآبادی که از یاغیان معروف و بنام قزوین بودند را سرکوب کرد.
وی در دوره سهساله مسوولیت خود، با ایجاد یک شبکه اطلاعاتی در گردان ژاندارمری، به همکاری نزدیک با نیروهای ارتش متجاوز بریتانیا در قزوین دست زد و از این طریق توانست، نقش موثری در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ایفا کند. با تحقق کودتا، محمودخان از قزوین رفت و پس از مدتی، با ادغام قزاقخانه و ژاندارمری، به قشون [ارتش] انتقال یافت و ریاست ستاد لشکر غرب به او واگذار شد. پولادین در تاجگذاری رضاشاه، عنوان آجودانی شاه را گرفت و به این ترتیب از افسران نزدیک به شاه تلقی میشد، اما مشاهده ترقی سریع برخی از افسران، او را سخت آزردهخاطر کرد و فکر کودتا را در مغز خود پروراند. با لو رفتن نقشه کودتا، سرهنگ پولادین و همدستانش دستگیر شدند و او پس از گذراندن پنجماه زندان و محاکمه در دادگاه فوقالعاده نظامی، به اعدام محکوم شد.
شکوفه سلیمانی

