منوچهر حبیبی، پیش از این آمار دیگری را نیز در جلسه تدوین سند توسعه روستایی استان اعلام کرده بود. به گفته وی، در سالهای گذشته تعداد روستاهای استان یکهزار و ۱۵۰ آبادی بوده که امروز با خالیشدن ۳۰۸ روستا از سکنه، تعداد روستاهای استان به ۸۴۲ آبادی رسیده است.»
معاون عمرانی استاندار در همان جلسه، تاکید کرده بود: «مهاجرت روستاییان و خالیشدن برخی مناطق روستایی نگرانکننده است و افزایش جمعیت شهری به ۷۳درصد و بالاتر از میانگین کشوری نشان میدهد تدوام بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها پیامدهای بیشتری خواهد داشت.»
در اینکه بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها یکی از دلایل مهم مهاجرت روستاییان به شهرها و در نتیجه متروکهشدن روستاها گردیده است، تردیدی نیست، اما کارشناسان و صاحبنظران حوزه معماری و مردمشناسی دلایل دیگری را نیز برای خالیشدن روستاها از ساکنانش ذکر میکنند. مهندس سیدمحمد بهشتی، رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور یکی از این صاحبنظران است.
وی با هشدار نسبت به کاهش تعداد روستاها به کمتر از دوره اشکانی در ایران به فروردینامروز، میگوید: «برای تداوم زندگی در ایران؛ چه در شهرها و چه در روستاها، راهی جز اتکا به الگوی توسعه پایدار برخاسته از هزاران سال تجربهی تعامل با محیط یعنی «میراث فرهنگی» نداریم.»
رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به چند مصداق دربارهی موضوع میراث روستایی و توسعه پایدار که سببساز مهاجرت روستاییان به شهرها گردیده است، میافزاید: «بهدنبال زلزله خرقان در استان قزوین در سال ۱۳۸۱ عازم منطقه شدم تا از نزدیک روند مرمت برجهای معروف خرقان را بررسی کنم. در آن نزدیکی روستایی بود که بنیاد مسکن، ساختمانهای ویران را با بناهای جدیدِ محکم و مقاوم در مقابل زلزله جایگزین میکرد، اما اهالی به باغداری و دامداری اشتغال داشتند و بهدلیل نبود جاده مناسب محصولات باغی را تبدیل به خشکبار میکردند، ولی سقف خانههای بازسازی شده که شیروانی بود، امکان خشککردن میوهها را فراهم نمیکرد. همچنین برای دامهای اهالی آغل زیر خانهها درنظر نگرفته بودند. یعنی اگر ۴۰درصد روستا در اثر زلزله تخریب شده بود در آیندهای نزدیک کل روستا در اثر بازسازی نادرست ویران میشد. زیرا امکان تولید از روستاییان سلب شده بود و بدین ترتیب آن روستا فقط میتوانست خوابگاه باشد.»
بهشتی اضافه میکند: «تقریبا در همان زمان از روستای انبُه در استان قزوین نیز دیدن کردم که بهدلیل محدودیت سطح زمین تنها میزبان ۳۰۰ خانوار بود و مازاد این جمعیت در خیابان چراغ برق تهران بورس لوازم یدکی را میچرخاندند. دلیل این جمعیتفرستی بیکاری و مشکلات معیشتی نبود. زیرا در آن روستا همه مشغول تولید بودند. ۲۰هزار راس دام داشتند و بهترین زغالاخته ایران را تولید میکردند. در انبُه برخلاف روستای مزبور هیچ نشانی از طرحهای عمرانی دولت وجود نداشت و اصلاً به همین دلیل چنین رونق داشت.»
مشاور رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خاطرنشان میکند: «حواسمان هست که وقتی در روستا دخل و تصرف میکنیم، مجموعهای از عوامل و مؤلفهها را متأثر میکنیم. روزگاری شاید در ایران کمتر از ۲۰هزار زیستگاه وجود داشت؛ یعنی زمانیکه تکنولوژی قنات تکوین نیافته بود و پهنکردن بساط زیست تنها در جوار آبهای سطحی ممکن بود. از دوره اشکانی که قنات بهصورتی فراگیر اشاعه یافت با بهرهگیری هوشمندانه و ابداعات خلاقانه از ظرفیتهای ایران توانستیم معماهای سرزمین را حل و فصل کنیم و ۱۳۵هزار روستا پدید آوریم که اغلب در نقاطی بسیار فقیر و خشک قرار دارند.»
او با بیان این که جالب است که از سال ۱۳۳۵ تا امروز و با توجه به دخالتهای گسترده دولتها در سرنوشت روستاها و اصلاحات ارضی و غیره تعداد روستاها به ۶۰هزار عدد تقلیل یافته است، تاکید میکند: «دولتها و کارشناسان دوره جدید ما به بت تکنولوژی مدرن سجده میکنند و امید دارند بهواسطه تکنولوژیهای صنعتی و مدیریتی و برنامهریزی همه گرفتاریها را مرتفع کنند، اما چرا چنین فاجعهای در حال رقمخوردن است؟ اگر تلاشهای پیگیر و پرهزینه آنها واقعاً مؤثر بود، باید ۱۳۵هزار روستا اکنون به ۲۵۰هزار تا افزایش یابد نه آنکه به ۶۰هزار روستا کاهش پیدا کند. حتی با توجه به بحرانهای متعدد طبیعی و غیره باید منتظر باشیم که همین تعداد نیز به کمتر از دوره اشکانی کاهش یابد.»
با آنچه این صاحبنظر پُرسابقه حوزه معماری، مردمشناسی و میراث فرهنگی میگوید، آیا مسوولان دولتی در استان که بر نقش «بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها» در خالیشدن سکونتگاههای روستایی اذعان دارند، کماکان به طرحهایی برای برون رفت از این پدیده میاندیشند که همانند بازسازیهای پس از زلزله سال ۱۳۸۱ منطقه آبگرم و آوج، سرانجامی جز خالیشدن روستاها ندارد!
فتانه سعیدی
معاون عمرانی استاندار در همان جلسه، تاکید کرده بود: «مهاجرت روستاییان و خالیشدن برخی مناطق روستایی نگرانکننده است و افزایش جمعیت شهری به ۷۳درصد و بالاتر از میانگین کشوری نشان میدهد تدوام بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها پیامدهای بیشتری خواهد داشت.»
در اینکه بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها یکی از دلایل مهم مهاجرت روستاییان به شهرها و در نتیجه متروکهشدن روستاها گردیده است، تردیدی نیست، اما کارشناسان و صاحبنظران حوزه معماری و مردمشناسی دلایل دیگری را نیز برای خالیشدن روستاها از ساکنانش ذکر میکنند. مهندس سیدمحمد بهشتی، رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور یکی از این صاحبنظران است.
وی با هشدار نسبت به کاهش تعداد روستاها به کمتر از دوره اشکانی در ایران به فروردینامروز، میگوید: «برای تداوم زندگی در ایران؛ چه در شهرها و چه در روستاها، راهی جز اتکا به الگوی توسعه پایدار برخاسته از هزاران سال تجربهی تعامل با محیط یعنی «میراث فرهنگی» نداریم.»
رییس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به چند مصداق دربارهی موضوع میراث روستایی و توسعه پایدار که سببساز مهاجرت روستاییان به شهرها گردیده است، میافزاید: «بهدنبال زلزله خرقان در استان قزوین در سال ۱۳۸۱ عازم منطقه شدم تا از نزدیک روند مرمت برجهای معروف خرقان را بررسی کنم. در آن نزدیکی روستایی بود که بنیاد مسکن، ساختمانهای ویران را با بناهای جدیدِ محکم و مقاوم در مقابل زلزله جایگزین میکرد، اما اهالی به باغداری و دامداری اشتغال داشتند و بهدلیل نبود جاده مناسب محصولات باغی را تبدیل به خشکبار میکردند، ولی سقف خانههای بازسازی شده که شیروانی بود، امکان خشککردن میوهها را فراهم نمیکرد. همچنین برای دامهای اهالی آغل زیر خانهها درنظر نگرفته بودند. یعنی اگر ۴۰درصد روستا در اثر زلزله تخریب شده بود در آیندهای نزدیک کل روستا در اثر بازسازی نادرست ویران میشد. زیرا امکان تولید از روستاییان سلب شده بود و بدین ترتیب آن روستا فقط میتوانست خوابگاه باشد.»
بهشتی اضافه میکند: «تقریبا در همان زمان از روستای انبُه در استان قزوین نیز دیدن کردم که بهدلیل محدودیت سطح زمین تنها میزبان ۳۰۰ خانوار بود و مازاد این جمعیت در خیابان چراغ برق تهران بورس لوازم یدکی را میچرخاندند. دلیل این جمعیتفرستی بیکاری و مشکلات معیشتی نبود. زیرا در آن روستا همه مشغول تولید بودند. ۲۰هزار راس دام داشتند و بهترین زغالاخته ایران را تولید میکردند. در انبُه برخلاف روستای مزبور هیچ نشانی از طرحهای عمرانی دولت وجود نداشت و اصلاً به همین دلیل چنین رونق داشت.»
مشاور رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خاطرنشان میکند: «حواسمان هست که وقتی در روستا دخل و تصرف میکنیم، مجموعهای از عوامل و مؤلفهها را متأثر میکنیم. روزگاری شاید در ایران کمتر از ۲۰هزار زیستگاه وجود داشت؛ یعنی زمانیکه تکنولوژی قنات تکوین نیافته بود و پهنکردن بساط زیست تنها در جوار آبهای سطحی ممکن بود. از دوره اشکانی که قنات بهصورتی فراگیر اشاعه یافت با بهرهگیری هوشمندانه و ابداعات خلاقانه از ظرفیتهای ایران توانستیم معماهای سرزمین را حل و فصل کنیم و ۱۳۵هزار روستا پدید آوریم که اغلب در نقاطی بسیار فقیر و خشک قرار دارند.»
او با بیان این که جالب است که از سال ۱۳۳۵ تا امروز و با توجه به دخالتهای گسترده دولتها در سرنوشت روستاها و اصلاحات ارضی و غیره تعداد روستاها به ۶۰هزار عدد تقلیل یافته است، تاکید میکند: «دولتها و کارشناسان دوره جدید ما به بت تکنولوژی مدرن سجده میکنند و امید دارند بهواسطه تکنولوژیهای صنعتی و مدیریتی و برنامهریزی همه گرفتاریها را مرتفع کنند، اما چرا چنین فاجعهای در حال رقمخوردن است؟ اگر تلاشهای پیگیر و پرهزینه آنها واقعاً مؤثر بود، باید ۱۳۵هزار روستا اکنون به ۲۵۰هزار تا افزایش یابد نه آنکه به ۶۰هزار روستا کاهش پیدا کند. حتی با توجه به بحرانهای متعدد طبیعی و غیره باید منتظر باشیم که همین تعداد نیز به کمتر از دوره اشکانی کاهش یابد.»
با آنچه این صاحبنظر پُرسابقه حوزه معماری، مردمشناسی و میراث فرهنگی میگوید، آیا مسوولان دولتی در استان که بر نقش «بیتوجهی به اقتصاد، عمران و آبادانی روستاها» در خالیشدن سکونتگاههای روستایی اذعان دارند، کماکان به طرحهایی برای برون رفت از این پدیده میاندیشند که همانند بازسازیهای پس از زلزله سال ۱۳۸۱ منطقه آبگرم و آوج، سرانجامی جز خالیشدن روستاها ندارد!
فتانه سعیدی


