اینجا قزوین است! گزارش ما را از خیابان خیام شمالی می خوانید. جایی که در میانه ی جغرافیای شهر واقع شده، اما چند سالی هست که به مکانی برای مانور تجمل و اشرافی گری پولدارها و نوکیسه ها بدل شده است. این روزها اگر گذرتان به این خیابان افتاده باشد یا اگر مشتری ثابت پیادهروی شبهای این خیابان باشید، بعید است که یکی از اتومبیلهای اینچنینی از کنار شما گذر نکرده باشد و با صدای غرش موتور و اگزوزهایش تلنگری به شما نزده باشد و شما را میان بهت و ناباوری حساب و کتاب قیمت این خودورها رها نکرده باشد.
از عشق ماشین تا اشرافی گری
فرهاد یکی از جوانهایی است که به گفته خودش به آرزویش رسیده است. رانندگی با ماشین شاسیبلند آن هم از نوع شاسی بلند پرادوی هیولاواری که توانسته در خیابانهای این شهر با همسن و سالانش کورس بگذارد و از آن بالا از دیدن خیابان احساس غرور میکند چرا که باور دارد با نشستن در این خودرو یک سر و گردن از دیگر آدمها بالاتر است.
به نظرم که ارزشش را دارد، همین که در ماشین شاسیبلند بنشینی و از آن بالا به دوروبرت نگاه کنی یک سروگردن از اطراف و اطرافیان بالاتر باشی، خودش کلی لذت دارد، حالا بگذریم از اینکه تسلطی مهیج بر مسیر داری و دوروبریهایت را هم چندان تحویل نمیگیری. شاسیبلندها را معمولا باکلاسهای دهک بالا که جزو قشر مرفه جامعهاند و باید فرقی با دیگران داشته باشند، سوار می شوند والا دهک های پایین، پول خرید همین پژو و پرایدرا هم با وام و فروش طلاجات همسرشان جور می کنند.
عشق ماشین را کمتر جوانی است که نداشته باشد، حالا برای جوانهای به اصطلاح بالاشهر کورس با رقیبان خود با ماشینهای چندصدمیلیونی و برای اهالی پایین شهر در دودیکردن شیشههای پراید و نصب سیستم خلاصه میشود.
خودنمایی نوکیسه ها
گسترش «خودنمایی» به مثابه یک رفتار اجتماعی، در ایران، همچون بسیاری از کشورهای دیگر که از یک نظام کنترل شدید اقتصادی بیرون آمده و به ناگهان درون نظام های سرمایه داری مهار گسیخته پرتاب می شوند؛ اتفاقی که پس از جنگ تحمیلی در ایران افتاد، بسیار گویا و نشانه ای از ظهور یک قشر (و نه طبقه) اجتماعی است که آنها را عموما در ادبیات علوم اجتماعی قشر «نوکیسه گان» می نامند.
یک کارشناس فرهنگی در باره ظهور پدیده خودنمایی در میان قشر «نو کیسه» می گوید: «پدیده ای که با آن مواجه هستیم و در چند سال سال اخیر بیشتر هم شده است تظاهر افراد به ثروتمند بودن است، شاهد هستیم که این افراد پز کاخ نشینی وماشین سواری و واردات گران و خانه های گران قیمت در شمال شهر و سفرهای گران قیمت خارج خود را میدهند و این پزدادنها تنها به خیابان ها ختم نشده و در شبکه های اجتماعی با انتشار عکس هایی از مسافرت های گران ادامه دارد.»
سعید ابوطالبی می افزاید: «این رفتارها معلول پدیده های اجتماعی است و نشانه های بیماری اجتماعی میباشد؛ متاسفانه جامعه ما دچار شکاف بین نسلی، شکاف طبقاتی و البته شکاف فرهنگی است که این شکاف ها با یکدیگر منطبق شده و بحران اجتماعی را در حال شکل دادن است که باید هرچه سریعتر مانعی برای ایجاد این بحران اجتماعی ایجاد کرد.»
وی با بیان اینکه این رفتارها از زاویه ای دیگر میتواند بیماری اقتصادی باشد، اضافه می کند: «توزیع غیرمتوازن ثروت ناشی از سیاست گذاری غلط اقتصادی است که موجب شده عده ای نوکیسه ظهور کرده و رقم زننده این ناهنجاریها باشند.»
این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه نمی شود به طور قطع گفت رفتارهای اینچنینی جامعه را دچار یاس میکند، خاطرنشان کرد: «با دیدن رفتارهای غیرمتعارف و فخر فروشی های عده ای خاص، جوان ها احساس میکنند ثروت از راه معقول به دست نمی آید و باور این موضوع به جامعه آسیب جبران ناپذیری خواهد زد.»
پیامدهای تشدید شکاف طبقاتی
ابوطالبی تاکید می کند: «وقتی جوانها میبینند با درس خواندن، خلاقیت، کارآفرینی، تولید و امثال این کارها نمی توانند به آرزوهای خود برسند دست از فعالیت برداشته و در خوشبینانه ترین حالت، جامعه با بحران بی توجهی به تولید و خلاقیت و مسایل علمی رو به رو خواهد شد.»
وی ادامه می دهد: «وقتی جوانی حس کند هزار سال هم کار کند نمی تواند به ثروت فلانی برسد ناامید میشود و وقتی ببیند برای وام چند میلیونی چقدر باید زحمت بکشد داشته های خود را بی ارزش تلقی کرده و دچار بحران خواهد شد که ادامه این روند اثرات بدی دارد و بین داراها و ندارها شکاف و نفرت به وجود میآورد، اساس شکاف طبقاتی زیاد در هر جامعه ای آسیب زننده است.»
آنچه این کارشناس اشاره می کند، تنها یک سوی ماجرای مانور تجمل و خودنمایی برخی تازه پولدارها در خیابان های شهر است، سوی دیگر نا امنی روانی است که جولان جوان های سرمست غرور ثروت ایجاد می کنند. همانکه رهبر انقلاب نیز ششم اردیبهشت ماه امسال در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی تاکید کردند: «جولان دادن برخی جوانهای سرمست غرور ثروت با خودروهای گرانقیمت در خیابان ها از مظاهر ایجاد نا امنی روانی درجامعه است. نیروی انتظامی باید برای ابعاد مختلف نا امنی برنامه داشته باشد و مقابله کند.»
خیابان همچنان سرگشته ترافیک سنگین خودروهای گران قیمت است که رانندگان جوانش، پول از پارو بالا رفته پدرهایشان را به رخ عابران مبهوت می کشند. عابرانی که درآمد ماهانه بسیاری از آنها، از پول تو جیبی فرزندان این قشر نو کیسه هم کمتر است.
از عشق ماشین تا اشرافی گری
فرهاد یکی از جوانهایی است که به گفته خودش به آرزویش رسیده است. رانندگی با ماشین شاسیبلند آن هم از نوع شاسی بلند پرادوی هیولاواری که توانسته در خیابانهای این شهر با همسن و سالانش کورس بگذارد و از آن بالا از دیدن خیابان احساس غرور میکند چرا که باور دارد با نشستن در این خودرو یک سر و گردن از دیگر آدمها بالاتر است.
به نظرم که ارزشش را دارد، همین که در ماشین شاسیبلند بنشینی و از آن بالا به دوروبرت نگاه کنی یک سروگردن از اطراف و اطرافیان بالاتر باشی، خودش کلی لذت دارد، حالا بگذریم از اینکه تسلطی مهیج بر مسیر داری و دوروبریهایت را هم چندان تحویل نمیگیری. شاسیبلندها را معمولا باکلاسهای دهک بالا که جزو قشر مرفه جامعهاند و باید فرقی با دیگران داشته باشند، سوار می شوند والا دهک های پایین، پول خرید همین پژو و پرایدرا هم با وام و فروش طلاجات همسرشان جور می کنند.
عشق ماشین را کمتر جوانی است که نداشته باشد، حالا برای جوانهای به اصطلاح بالاشهر کورس با رقیبان خود با ماشینهای چندصدمیلیونی و برای اهالی پایین شهر در دودیکردن شیشههای پراید و نصب سیستم خلاصه میشود.
خودنمایی نوکیسه ها
گسترش «خودنمایی» به مثابه یک رفتار اجتماعی، در ایران، همچون بسیاری از کشورهای دیگر که از یک نظام کنترل شدید اقتصادی بیرون آمده و به ناگهان درون نظام های سرمایه داری مهار گسیخته پرتاب می شوند؛ اتفاقی که پس از جنگ تحمیلی در ایران افتاد، بسیار گویا و نشانه ای از ظهور یک قشر (و نه طبقه) اجتماعی است که آنها را عموما در ادبیات علوم اجتماعی قشر «نوکیسه گان» می نامند.
یک کارشناس فرهنگی در باره ظهور پدیده خودنمایی در میان قشر «نو کیسه» می گوید: «پدیده ای که با آن مواجه هستیم و در چند سال سال اخیر بیشتر هم شده است تظاهر افراد به ثروتمند بودن است، شاهد هستیم که این افراد پز کاخ نشینی وماشین سواری و واردات گران و خانه های گران قیمت در شمال شهر و سفرهای گران قیمت خارج خود را میدهند و این پزدادنها تنها به خیابان ها ختم نشده و در شبکه های اجتماعی با انتشار عکس هایی از مسافرت های گران ادامه دارد.»
سعید ابوطالبی می افزاید: «این رفتارها معلول پدیده های اجتماعی است و نشانه های بیماری اجتماعی میباشد؛ متاسفانه جامعه ما دچار شکاف بین نسلی، شکاف طبقاتی و البته شکاف فرهنگی است که این شکاف ها با یکدیگر منطبق شده و بحران اجتماعی را در حال شکل دادن است که باید هرچه سریعتر مانعی برای ایجاد این بحران اجتماعی ایجاد کرد.»
وی با بیان اینکه این رفتارها از زاویه ای دیگر میتواند بیماری اقتصادی باشد، اضافه می کند: «توزیع غیرمتوازن ثروت ناشی از سیاست گذاری غلط اقتصادی است که موجب شده عده ای نوکیسه ظهور کرده و رقم زننده این ناهنجاریها باشند.»
این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه نمی شود به طور قطع گفت رفتارهای اینچنینی جامعه را دچار یاس میکند، خاطرنشان کرد: «با دیدن رفتارهای غیرمتعارف و فخر فروشی های عده ای خاص، جوان ها احساس میکنند ثروت از راه معقول به دست نمی آید و باور این موضوع به جامعه آسیب جبران ناپذیری خواهد زد.»
پیامدهای تشدید شکاف طبقاتی
ابوطالبی تاکید می کند: «وقتی جوانها میبینند با درس خواندن، خلاقیت، کارآفرینی، تولید و امثال این کارها نمی توانند به آرزوهای خود برسند دست از فعالیت برداشته و در خوشبینانه ترین حالت، جامعه با بحران بی توجهی به تولید و خلاقیت و مسایل علمی رو به رو خواهد شد.»
وی ادامه می دهد: «وقتی جوانی حس کند هزار سال هم کار کند نمی تواند به ثروت فلانی برسد ناامید میشود و وقتی ببیند برای وام چند میلیونی چقدر باید زحمت بکشد داشته های خود را بی ارزش تلقی کرده و دچار بحران خواهد شد که ادامه این روند اثرات بدی دارد و بین داراها و ندارها شکاف و نفرت به وجود میآورد، اساس شکاف طبقاتی زیاد در هر جامعه ای آسیب زننده است.»
آنچه این کارشناس اشاره می کند، تنها یک سوی ماجرای مانور تجمل و خودنمایی برخی تازه پولدارها در خیابان های شهر است، سوی دیگر نا امنی روانی است که جولان جوان های سرمست غرور ثروت ایجاد می کنند. همانکه رهبر انقلاب نیز ششم اردیبهشت ماه امسال در دیدار با فرماندهان نیروی انتظامی تاکید کردند: «جولان دادن برخی جوانهای سرمست غرور ثروت با خودروهای گرانقیمت در خیابان ها از مظاهر ایجاد نا امنی روانی درجامعه است. نیروی انتظامی باید برای ابعاد مختلف نا امنی برنامه داشته باشد و مقابله کند.»
خیابان همچنان سرگشته ترافیک سنگین خودروهای گران قیمت است که رانندگان جوانش، پول از پارو بالا رفته پدرهایشان را به رخ عابران مبهوت می کشند. عابرانی که درآمد ماهانه بسیاری از آنها، از پول تو جیبی فرزندان این قشر نو کیسه هم کمتر است.
فتانه سعیدی


