• امروز : چهارشنبه - ۶ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 11 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Wednesday - 27 May - 2026

دوستان قدیمی گروگانگیر از کار درآمدند

  • کد خبر : 2718
  • 19 مارس 2015 - 11:54
دوستان قدیمی گروگانگیر از کار درآمدند
سه پسر جوان، دوست دوران کودکی‌شان را به قزوین کشانده و در یک خانه مجردی به گروگان گرفتند. گروگانگیران برای آزادی پسر جوان 500 میلیون تومان از خانواده او درخواست کرده بودند.

شامگاه چهارشنبه، ۲۹ بهمن‌ماه امسال، زن جوانی با حضور در پلیس آگاهی پایتخت، کارآگاهان را از یک حادثه آدم‌ربایی با خبر کرد. او گفت: «برادرم بهرام، دانشجواست. امروز صبح برای ملاقات با استادش خانه را ترک کرد تا اینکه ساعتی قبل، مرد ناشناسی با گوشی بهرام با من تماس گرفت و گفت که برادرم را گروگان گرفته است و برای آزادی‌اش ۵۰۰ میلیون تومان پول نقد درخواست کرد. مرد آدم‌ربا، صدای ضبط شده برادرم را برایم پخش کرد. برادرم با التماس از من می‌خواست به خواسته‌آدم‌ربایان عمل کنم. مرد ناشناس در آخر تهدید کرد اگر موضوع را به پلیس خبر دهم، برادرم را خواهد کشت.»
پس از طرح شکایت، کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی پایتخت دست به تحقیق زدند. یافته های اولیه کارآگاهان نشان داد که آدم‌ربایان، از حوالی شهرستان کرج با خانواده بهرام تماس گرفته‌اند، اما بعد از تماس، تلفن همراه بهرام را خاموش کرده‌اند تا ردی از خود به‌جای نگذارند.
سه روز از حادثه آدم‌ربایی گذشته بود که کارآگاهان متوجه شدند آدم‌ربایان بهرام را در حوالی کرج رها کرده‌اند. بهرام که به پلیس آگاهی منتقل شده بود، در توضیح ماجرا گفت: «آدم‌ربایان دو نفر از دوستانم به نام‌های شهروز و سیروس هستند. آنها دوستان دوران کودکی من هستند و اصلاً باورم نشد که برای اخاذی از خانواده‌ام دست به این کار بزنند.
روز حادثه در خانه استادم بودم که شهروز با من تماس گرفت و مرا برای تفریح دعوت کرد. بعد در خیابان قرار گذاشتیم و سوار خودروی پراید او شدم و با هم به قهوه‌خانه‌ای در حوالی کرج رفتیم. داخل قهوه‌خانه مشغول کشیدن قلیان بودیم که یکی دیگر از دوستانمان به نام سیروس به ما ملحق شد. ساعتی بعد شهروز گفت که جشن تولد خواهرزاده‌اش و قرار است سه عدد سکه طلا از دوستش در قزوین بگیرد و به خواهرزاده‌اش کادو بدهد. شهروز اصرار کرد تا با آنها به قزوین بروم که قبول کردم. وقتی به قزوین رسیدیم، به خانه‌ای در شهرکی در اطراف شهر رفتیم و با کلیدی که سیروس داشت، سه نفری وارد شدیم. هنوز لحظاتی از ورودمان به خانه نگذشته بود که به من حمله کردند و دست و پاهایم را با طناب بستند.
ابتدا فکر کردم شوخی می‌کنند، اما بعد فهمیدم جدی هستند و مدعی‌اند من مشکل امنیتی دارم. شهروز گفت: مرا به دستور دوستشان امیر که مأمور امنیتی است به اینجا آورده‌اند. به آنها التماس کردم و گفتم که اشتباه می‌کنند و من دوست آنها هستم اما فایده‌ای نداشت تا اینکه ساعتی بعد دوست آنها وارد خانه شد. او کاغذی جلوی من گذاشت و دستور داد تا هر چه اموال به نام خودم و مادرم دارم روی کاغذ بنویسم. با گریه و التماس گفتم که هیچ چیز ندارم هر چه هست متعلق به مادرم است. آنها بعد از کمی شکنجه، دو کابل برق به بدنم وصل کردند و خواستند تا با التماس از خانواده‌ام بخواهم برای آزادی‌ام ۵۰۰ میلیون تومان پرداخت کنند. پس از این صدای مرا ضبط کردند و گوشی‌ام را گرفتند و از خانه بیرون رفتند. آنها سه روز مرا با دست و پای بسته نگهداشتند تا اینکه مرا در حوالی کرج رها کردند و از محل گریختند.»
بعد از طرح اظهارات گروگان بود که کارآگاهان پلیس موفق شدند شهروز و سیروس را شناسایی و دستگیر کنند.
شهروز در نخستین مراحل بازجویی به جرم خود اعتراف کرد و گفت: «من دانشجو هستم و گروگان از دوستان قدیمی‌ام است. مدتی بود او را ندیده بودم تا اینکه چند ماه قبل او را ملاقات کردیم. او همیشه رفتار افراد پولدار را تقلید می‌کرد و مدعی بود که مادرش ثروت میلیاردی دارد. یک روز او چند عدد سنگ قیمتی به من و سیروس که همکلاسی هستیم نشان داد و گفت ارزش این سنگ‌ها چند صد میلیون است. وقتی فهمیدیم مادرش پولدار است وسوسه شدیم تا او را گروگان بگیرم و از مادرش اخاذی کنیم. به همین خاطر من و سیروس این نقشه را در دانشگاه طراحی کردیم و روز حادثه ابتدا او را به بهانه قلیان کشیدن به کرج بردیم و از کرج هم او را به بهانه دیگری به قزوین بردیم. ما از قبل با یکی از دوستانمان به نام امیر که خانه مجردی در قزوین داشت هماهنگ کرده بودیم و گروگان را به خانه او بردیم و آنجا نقشه خودمان را عملی کردیم، اما سه روز بعد بدون اینکه پولی دریافت کنیم از ترس گروگان را در کرج رها کردیم.»
کارآگاهان در ادامه موفق شدند سومین متهم را دستگیر کنند. امیر در بازجویی‌ها جرم خود را قبول کرد و با عنوان اینکه، سیروس پسرخاله من است، گفت: «او کلید خانه مرا داشت و وقتی روز حادثه وارد خانه‌ام شدم با این موضوع روبه‌رو شدم و در عمل انجام شده قرار گرفتم. وقتی سیروس موضوع ۵۰۰ میلیونی را مطرح کرد، وسوسه شدم و قبول کردم.»
لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2718

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.