چه شد که وارد عرصه فرهنگ و هنر شدی و پایت به تلویزیون باز شد؟
بهنظر من هنر، در ابتدا به قطب درون ذاتی انسان بر میگردد و قائل به زمان یا مکان نیست. شخصی که بهدنبال هنر میرود حتماٌ از همان دوران کودکی دغدغه هنر را داشته و انگار که همواره در انتظار لحظه شکوفایی آن حس بوده. در واقع انسان ذاتاٌ بهدنبال آرامش و درک بهتر زیباییهاست و هنر را وسیلهای برای رسیدن به اهدافش میداند. من هنر را از آن جایی یادم میآید که دوربین عکاسی را روی دوش پدرم میدیدم…، همیشه نقاشیکشیدن و دیدن عکس و فیلم برایم جذاب بود، در هر فرصتی که از درس فارغ میشدم سعی میکردم با مداد رنگی، آبرنگ یا رنگ روغن نقاشی بکشم یا در مورد جزئیات عکسها و فیلمها فکر کنم و بعد دیدن فیلم، همه قصه فیلم را نقاشی کنم.
بعد از اتمام دبیرستان، در دوران دانشجویی در آزمون مرکز هنرهای آیتی تهران شرکت کردم و در رشته فیلمسازی قبول شدم، در این مدت با فنون و تکنیک تدوینی و همزمان با نرمافزارهای مونتاژ آشنا شدم و چند فیلم کوتاه ساختم. در سال ۸۳ با ترجمه و چاپ مقالات علمی در هفتهنامه طلوع با مطبوعات آشنا شدم سپس با فعالیتهایی که در صفحه فرهنگ و هنر هفتهنامه داشتم، مسوولیت این صفحه را پذیرفتم. در کنار کار مطبوعات بهطور همزمان، در باشگاه خبرنگاران جوان که تازه تاسیس شده بود با همکاری تعدادی از دوستان کار تولید برنامه را شروع کردیم و بهطور مستقیم تعدادی از برنامههای روتین شبکه قزوین را پوشش میدادیم.
از سال ۸۵ بهصورت جدی وارد سازمان صدا و سیمای مرکز قزوین شدم و کار تدوین را ادامه دادم. تدوین چندین برنامه تلویزیونی با ساختارهای مختلف ضبطی و زنده به عهده من بوده. از برنامههایی که بیشترین حس تعلق رو بهشون دارم؛ برنامه مکث با ساختار متفاوتی (مولتیمدیا کلیپ) که داشت و تهیه و کارگردانی آن هم با خودم بود در سال ۹۰ ساخته شد. برنامه تلویزیونی کلک، مستند سمفونی نقش، مستند همنوا با کلک به تهیهکنندگی و کارگردانی آقای حمیدرضا لطفی و برنامه تلویزیونی مشق به تهیهکنندگی آقای رامین احمدی و کارگردانی آقای محسن آقالر.
آیا برای کار در تلویزیون نیاز به شناخت هنری است یا رسانهای؟
برای کار در تلویزیون شناخت هنری و رسانهای عامل مهم و اساسی در برنامهسازی است و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند و آگاهی از این دو در کنار شناخت سلیقه مخاطب میتواند به رشد کیفی ساخت برنامهها کمک کند.
چه عواملی سبب موفقیتت در تلویزیون شده و چه صحبتی با کسانی که میخواهند وارد این عرصه شوند داری؟
شاید کلمه موفقیت خیلی کلمه بزرگی باشد و من واقعا آرزو میکنم که بتوانم موفق باشم، اما اگر بخواهم عوامل موفقیتم رو عنوان کنم همیشه سعی کردهام در لحظه، انتظار مخاطب را برآورده کنم و همیشه خودم اولین مخاطب کارم باشم و راجع به کارم قضاوت کنم و با استفاده از موسیقی، انتقال مناسب و زمان ماندگاری پلانها نیاز بصری بیننده رو تامین کنم. همواره سعی کردم از تجربیات پیشکسوتان عرصه فیلم و تلویزیون بهره ببرم و بتوانم با استفاده از خلاقیت و نوآوری که متعلق به خودم هست، اثرگذار باشم و لحظهای ماندگار در ذهن مخاطب حک کنم. امیدوارم که توانسته باشم…
به دوستانی هم که علاقه دارند وارد گرایش تدوین بشوند توصیه میکنم در ابتدا سواد فیلمسازی خودشون رو ارتقا بدهند، با مطالعه کتابهای مرتبط و دیدن فیلمهای خوب به لحاظ فن ، تکنیکی و محتوایی کمک زیادی به زیباییشناسی و درک بهتره علم، فن و هنر تدوین میکند و در آخر آگاهی و شناخت کامل نرمافزارهای بهروز مونتاژ که لازمه تدوین میباشد.
دلیلی که باعث استمرارت در عرصه فرهنگ و هنر شد چه نکتهای است؟
بهنظر من فقط علاقهی صرف میتواند یک هنرمند را در زمینه فرهنگ و هنر نگه دارد.
فکر میکنی چه عواملی به افزایش ارتقای سواد بصری مردم کمک میکند؟
مردم از سواد بصری خوبی برخوردارند، مردم با دیدن شبکههای مختلفی که هست انتظارشان از شبکهای که متعلق به خودشان است بالاتر از قبل رفته و بهنظر من کاملا حق دارند انتظار برنامههای خوبی داشته باشند و این، کار را برای ما برنامهسازان دشوارتر میکند و ما را موظف میسازد که کیفیت برنامهها را ارتقا دهیم و همسو با ذائقه مخاطبان و چه بسا بالاتر پیش ببریم؛ هر چقدر ما بتوانیم کیفیت ساخت برنامهها را افزایش دهیم سواد بصری مردم هم افزایش پیدا میکند.
درحالحاضر مشغول چه کاری هستی؟
درحالحاضر، تدوین برنامههای تلویزیونی جای زندگی، مجله فرهنگی هنری نگارستان و برنامه نسیم ویژه قزوین را به عهده دارم و مدتی است که مشغول تدوین فیلم داستانی سه قسمتی «نقطه سر خط» به تهیهکنندگی آقای عباس تورجفرد و کارگردانی آقای مسعود مهدی هستم و امیدواریم با این مجموعه بتوانیم رضایت مردم مشکلپسند قزوین را جلب کنیم.
چه برنامهای برای آینده کاری خودت داری؟
نزدیک به یکسال است که مشغول تحقیق در مورد سوژهای هستم که بتوانم در آینده با نگاه نو و ساختار متفاوت در قالب مستند به تصویر بکشم.
و در پایان …
صحبتهایم را با یک بیت شعر به پایان میرسانم که در تیتراژ برنامه مشق استفاده کردیم؛
کلک من از نام تو مشق خود آغاز کرد
ای عجب از این سخن شد که زبان باز کرد
بیتا دارابی


