پس از مرگ شاهطهماسب، حیدرمیرزا که بر بالین پدر حاضر بود، رشتهی کارها را در دست گرفت. نخست به دفع پریخان خانم پرداخت، اما شاهزاده خانم هوشمند و حیلهگر، با اظهار وفاداری و پشیمانی از رقابتهای گذشته، برادر را فریفت و جان بهدر برد؛ اما در همان شب به کمک دایی خود، مخالفان حیدرمیرزا را برانگیخت تا وی را به قتل رسانند. آنگاه یکی از امرای ترکمان برای آوردن اسماعیلمیرزا روانهی قلعهی قهقهه شد و در این فترت، پریخان خانم با کمال قدرت ادارهی امور کشور را در دست گرفت.
اسماعیلمیرزا در تالار کاخ چهلستون قزوین رسماً با عنوان شاهاسماعیل دوم بر تخت نشست. پریخان خانم که در روی کار آوردن او نقشی اساسی داشت، تصور میکرد که میتواند مثل سابق در امور سلطنت مداخله کند، اما شاه از همان ابتدای کار دست وی را از امور، و ارتباطش را با درباریان و امرا قطع کرد، اما دیری نپایید که به طرز مرموزی درگذشت.
پس از مرگ شاه، پریخان خانم بار دیگر مصدر امور شد و در آن اوضاع بحرانی، برای جلوگیری از اضمحلال سلطنت به چارهجویی پرداخت. کفایت و کاردانی او به حدی بود که در شورای سران قزلباش برای تعیین پادشاه، عدهای خود او را نامزد پادشاهی کردند، اما سرانجام رأی بر پادشاهی سلطان محمدخدابنده، قرار گرفت. سلطان محمدخدابنده تقریباً نابینا و ناتوان بود و در شیراز روزگار میگذراند.
پریخان خانم مخالفانی هم داشت، مهمترین مخالف او میرزاسلطان جابری اصفهانی، وزیر شاهاسماعیل دوم بود که به محض انتخاب سلطانمحمدخدابنده، توانست خود را به شاه جدید نزدیک کرده و منصب وزارت را به دست آورد. میرزاسلطان درعینحال، به فعالیت برضد پریخان خانم پرداخت. این سعایتها در شاه کارگر افتاد و چون در اول رجب ۹۸۵ وارد قزوین شد، فرمان قتل پریخان خانم را صادر کرد. پیکر وی را که به هنگام مرگ ۳۰ سال داشت در امامزاده حسین قزوین به خاک سپردند.
شکوفه سلیمانی
اسماعیلمیرزا در تالار کاخ چهلستون قزوین رسماً با عنوان شاهاسماعیل دوم بر تخت نشست. پریخان خانم که در روی کار آوردن او نقشی اساسی داشت، تصور میکرد که میتواند مثل سابق در امور سلطنت مداخله کند، اما شاه از همان ابتدای کار دست وی را از امور، و ارتباطش را با درباریان و امرا قطع کرد، اما دیری نپایید که به طرز مرموزی درگذشت.
پس از مرگ شاه، پریخان خانم بار دیگر مصدر امور شد و در آن اوضاع بحرانی، برای جلوگیری از اضمحلال سلطنت به چارهجویی پرداخت. کفایت و کاردانی او به حدی بود که در شورای سران قزلباش برای تعیین پادشاه، عدهای خود او را نامزد پادشاهی کردند، اما سرانجام رأی بر پادشاهی سلطان محمدخدابنده، قرار گرفت. سلطان محمدخدابنده تقریباً نابینا و ناتوان بود و در شیراز روزگار میگذراند.
پریخان خانم مخالفانی هم داشت، مهمترین مخالف او میرزاسلطان جابری اصفهانی، وزیر شاهاسماعیل دوم بود که به محض انتخاب سلطانمحمدخدابنده، توانست خود را به شاه جدید نزدیک کرده و منصب وزارت را به دست آورد. میرزاسلطان درعینحال، به فعالیت برضد پریخان خانم پرداخت. این سعایتها در شاه کارگر افتاد و چون در اول رجب ۹۸۵ وارد قزوین شد، فرمان قتل پریخان خانم را صادر کرد. پیکر وی را که به هنگام مرگ ۳۰ سال داشت در امامزاده حسین قزوین به خاک سپردند.
شکوفه سلیمانی

