آخرین آنها هم، قهرمانی در لیگ جهانی در کشور اندونزی بود که بهمن توانست در دیدار فینال با پیروزی مقابل سعید حسنیپور دیگر ملیپوش ایران، بر سکوی اول این مسابقات معتبر بایستد و نشان خوشرنگ طلا را بر گردن خود بیاویزد. بهمن از حالا برای حضور در مسابقات جهانی آلمان آرام و قرار ندارد و میخواهد ناکامیاش در رقابتهای جهانی دوره قبل در فرانسه را امسال با رفتن بر روی سکو و کسب نشان طلا در این پیکارها جبران کند.
تبریک! برای دومین بار موفق شدی قهرمان مسابقات لیگ جهانی شوی، سطح فنی این رقابتها چطور بود؟ انگار خیلی از ستارهها غایب بودند.
به خاطر دوری مسافت، خیلی از تیمها ترجیح دادهبودند تا در این دوره از لیگ جهانی که در اندونزی برگزارشد، حاضر نشوند، اما با این وجود تیمهای خوبی از آسیا همچون کره جنوبی، هنگکنگ و کویت در این رقابتها حاضر بودند.
در دقیقه ۹۰ به این مسابقات رسیدی، در حالی که قرار بود با تیم دانشجویان در مسابقات جهانی مونتهنگرو شرکت کنی، چه شد که یکباره سر از لیگ جهانی درآوردی؟
قرار بود یکی از سه ملیپوشی که همراه با تیم دانشجویان به مسابقات جهانی میرود باشم، اما به خاطر محدودیت در اعزام نفرات و صادر نشدن ویزا نتوانستم همراه بقیه به مونتهنگرو سفر کنم، ولی به خاطر همین که احتمال میدادم این اتفاق بیافتاد از قبل برای حضور در لیگ جهانی نیز برنامهریزیهایی داشتم و در آخرین لحظات توانستهام مسافر این مسابقات شوم.
به نظرت حضور تیم ملی در تورنمنتهای مثل لیگ جهانی ثمربخش است؟
صددرصد همینطور است، ملیپوشان در چنین مسابقاتی محک خوبی پیش از رقابتهای مهم میخورند و در کنار کسب تجربه نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی میکنند.
به نظر میرسد از حالا خودت را برای حضور در بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی آماده میکنی، درستاست؟
بله فرصت زیادی باقی نمانده و ما دو رقابت حساس و مهم را پیشرو داریم، سخت مشغول تمرین کردن هستم.
پس از نرسیدن به مدال در مسابقات جهانی فرانسه، امسال باید به فکر جبران باشی و همه حواست به گرفتن مدال باشد.
پارسال تجربهام کمتر بود و البته قضاوت بد داوران به اضافه کمی هم بدشانسی باعث شد دست خالی بمانم، اما این دوره فرق میکند و با تمام وجود برای گرفتن مدال طلا تلاش میکنم، پس از قهرمانی جهان در رده جوانان و امیدها با قهرمانی در این رقابتها میخواهم کلکسیون افتخاراتم را تکمیل کنم و مطمئنم از پس این کار سخت برمیآیم.
قبلا از بدقولی مسوولان نسبت به اهدای جوایز و پاداشهایی که آنها به خاطر قهرمانی در مسابقات جهانی، آسیایی و بینالمللی به تو وعده دادهبودند، ناراضی بودی. هنوز هم آن وعدهها عملی نشدهاست؟
راستش خیلی از آنها پس از گذشت چند سال عملی نشدهاست و بهخاطر بدقولیها از دست مسوولان دلخورم، فقط بهخاطر عشق به کاراته و وطنم انگیزهام را از دست ندادم، و الا اگر این دو تا نبود هیچ انگیزهای برای ادامه کار نداشتم، من دوبار قهرمان جهان شدهام، ولی حتی از داشتن یک وسیله نقلیه معمولی برای رفتن به سر تمرینات محروم هستم.
مگر به شما حقوق و هزینههای رفتوآمدتان پرداخت نمیشود؟
در یک دوره زمانی کوتاه رقم ناچیزی بهعنوان حقوق میدادند که قطع شد، از درس و زندگی خودم زدهام تا در خدمت تیم ملی باشم، قراردادهای باشگاهی کاراته خیلی ناچیز است و اگر حمایتی در کار نباشد عملا بسیاری قهرمانان و ملیپوشان هشتشان گرو نهشان است. گفتن این مسایل شاید درست نباشد، اما خیلی از وقتها با یک چمدان سنگین از تمرینات تیم ملی از تهران برمیگردم و نیمههای شب به قزوین میرسم و بهخاطر حمل این چمدان میترسم که نکند کسی فکر کند پر از پول است و این وقت شب بخواهد مزاحمم بشود، ای کاش تبعیضی در کار نبود و کمی هم به ما توجه میشد، به خدا ملیپوش بودن و قهرمانشدن در مسابقات جهانی و آسیایی در کاراته کار آسانی نیست که مسوولان آن را نمیبینند.
تبریک! برای دومین بار موفق شدی قهرمان مسابقات لیگ جهانی شوی، سطح فنی این رقابتها چطور بود؟ انگار خیلی از ستارهها غایب بودند.
به خاطر دوری مسافت، خیلی از تیمها ترجیح دادهبودند تا در این دوره از لیگ جهانی که در اندونزی برگزارشد، حاضر نشوند، اما با این وجود تیمهای خوبی از آسیا همچون کره جنوبی، هنگکنگ و کویت در این رقابتها حاضر بودند.
در دقیقه ۹۰ به این مسابقات رسیدی، در حالی که قرار بود با تیم دانشجویان در مسابقات جهانی مونتهنگرو شرکت کنی، چه شد که یکباره سر از لیگ جهانی درآوردی؟
قرار بود یکی از سه ملیپوشی که همراه با تیم دانشجویان به مسابقات جهانی میرود باشم، اما به خاطر محدودیت در اعزام نفرات و صادر نشدن ویزا نتوانستم همراه بقیه به مونتهنگرو سفر کنم، ولی به خاطر همین که احتمال میدادم این اتفاق بیافتاد از قبل برای حضور در لیگ جهانی نیز برنامهریزیهایی داشتم و در آخرین لحظات توانستهام مسافر این مسابقات شوم.
به نظرت حضور تیم ملی در تورنمنتهای مثل لیگ جهانی ثمربخش است؟
صددرصد همینطور است، ملیپوشان در چنین مسابقاتی محک خوبی پیش از رقابتهای مهم میخورند و در کنار کسب تجربه نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی میکنند.
به نظر میرسد از حالا خودت را برای حضور در بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی آماده میکنی، درستاست؟
بله فرصت زیادی باقی نمانده و ما دو رقابت حساس و مهم را پیشرو داریم، سخت مشغول تمرین کردن هستم.
پس از نرسیدن به مدال در مسابقات جهانی فرانسه، امسال باید به فکر جبران باشی و همه حواست به گرفتن مدال باشد.
پارسال تجربهام کمتر بود و البته قضاوت بد داوران به اضافه کمی هم بدشانسی باعث شد دست خالی بمانم، اما این دوره فرق میکند و با تمام وجود برای گرفتن مدال طلا تلاش میکنم، پس از قهرمانی جهان در رده جوانان و امیدها با قهرمانی در این رقابتها میخواهم کلکسیون افتخاراتم را تکمیل کنم و مطمئنم از پس این کار سخت برمیآیم.
قبلا از بدقولی مسوولان نسبت به اهدای جوایز و پاداشهایی که آنها به خاطر قهرمانی در مسابقات جهانی، آسیایی و بینالمللی به تو وعده دادهبودند، ناراضی بودی. هنوز هم آن وعدهها عملی نشدهاست؟
راستش خیلی از آنها پس از گذشت چند سال عملی نشدهاست و بهخاطر بدقولیها از دست مسوولان دلخورم، فقط بهخاطر عشق به کاراته و وطنم انگیزهام را از دست ندادم، و الا اگر این دو تا نبود هیچ انگیزهای برای ادامه کار نداشتم، من دوبار قهرمان جهان شدهام، ولی حتی از داشتن یک وسیله نقلیه معمولی برای رفتن به سر تمرینات محروم هستم.
مگر به شما حقوق و هزینههای رفتوآمدتان پرداخت نمیشود؟
در یک دوره زمانی کوتاه رقم ناچیزی بهعنوان حقوق میدادند که قطع شد، از درس و زندگی خودم زدهام تا در خدمت تیم ملی باشم، قراردادهای باشگاهی کاراته خیلی ناچیز است و اگر حمایتی در کار نباشد عملا بسیاری قهرمانان و ملیپوشان هشتشان گرو نهشان است. گفتن این مسایل شاید درست نباشد، اما خیلی از وقتها با یک چمدان سنگین از تمرینات تیم ملی از تهران برمیگردم و نیمههای شب به قزوین میرسم و بهخاطر حمل این چمدان میترسم که نکند کسی فکر کند پر از پول است و این وقت شب بخواهد مزاحمم بشود، ای کاش تبعیضی در کار نبود و کمی هم به ما توجه میشد، به خدا ملیپوش بودن و قهرمانشدن در مسابقات جهانی و آسیایی در کاراته کار آسانی نیست که مسوولان آن را نمیبینند.
رضا اولادی


