هوای عصرگاهی شهرک کوثر سرد است. چند نوجوان کنار هم ایستادهاند؛ خندههایی کوتاه، سیگاری دستبهدست میشود و گفتوگوهایی که بیشتر از جنس بیحوصلگی است تا شادی. اعتیاد همیشه از کوچههای تاریک آغاز نمیشود؛ گاهی از همین جمعهای کوچک، از همین «تفنن»های ساده و بیخطر بهنظررسیده شروع میشود.
در پارکهای شلوغ قزوین، میان صدای خنده نوجوانان و سایه درختان کهنسال، دودی نامرئی در حال گسترش است؛ دودی که نه فقط از فیلتر سیگار میگذرد، بلکه در خلوت ذهن، شکاف خانواده و غفلت اجتماعی رخنه میکند.