• امروز : چهارشنبه - ۶ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 11 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Wednesday - 27 May - 2026

شوهر معتادم را با روسری خفه کردم

  • کد خبر : 2612
  • 14 فوریه 2015 - 14:53
شوهر معتادم را با روسری خفه کردم
5 سال پس از قتل مرموز مرد جوانی که جسدش در بیابان‌های قزوین پیدا شد، راز این جنایت سرانجام با اعترافات تکان‌دهنده همسر مقتول برملا شد.

پرونده این جنایت هنگامی در سال ۸۸ در اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان گشوده شد که زن جوانی با مراجعه به پلیس، از ناپدید‌شدن همسرش خبر داد. زیبا به کارآگاهان گفت: «همسرم کارگری ساده است، دیروز خانه را برای رفتن به محل کارش ترک کرد و دیگر بازنگشته است. وقتی غیبتش طولانی شد، نگران شدم با محل کارش تماس گرفتم، اما آن‌ها اعلام کردند که او آن روز سر کارش حاضر نشده است. با شنیدن این خبر به نگرانی‌ام اضافه شد، با دوستان و آشنایان تماس گرفتم اما آن‌ها نیز بی‌خبر بودند.»
زن جوان با بیان اینکه احتمال می‌دهم اتفاق تلخی برای همسرم رخ داده است، افزود: «با این تصور که شاید برایش کاری پیش آمده و به‌زودی به خانه بازمی‌گردد یک روز منتظر ماندم اما وقتی اثری از او پیدا نکردم تصمیم گرفتم به پلیس مراجعه کنم.»
با ثبت اظهارات زن جوان، بنا‌ به‌ دستور مقامات قضایی تحقیقات پلیس جنایی برای یافتن ردی از کارگر ناپدید‌شده کلید خورد. در‌حالی‌که عملیات تجسس برای یافتن راز گمشدن پیمان همچنان ادامه داشت، یک روز پس از اطلاع پلیس از این حادثه، کارآگاهان در جریان کشف جنازه‌ای در بیابان‌های حاشیه‌ قزوین قرار گرفتند.
کارآگاهان وقتی سر صحنه‌ جنایت حاضر شدند با جسد بی‌جان مرد جوانی روبرو شدند که شواهد نشان می‌داد پس از مرگ به آنجا منتقل شده است. این در‌حالی‌بود‌که با انتقال جسد به سردخانه، معاینات پزشکی قانونی حکایت از آن داشت که مقتول بر اثر خفگی ناشی از فشار بر شریان‌های حیاتی گردن به قتل رسیده است.
از آنجا که مشخصات جسد کشف‌شده با مشخصات ظاهری پیمان شباهت داشت، این احتمال نزد کارآگاهان قوت گرفت که جسد متعلق به فرد گمشده است. این فرضیه با حضور همسر مقتول در پزشکی قانونی و شناسایی جسد توسط او به یقین تبدیل شد. با مشخص‌شدن هویت مقتول، تحقیقات کارآگاهان وارد مرحله جدیدی شد، اما تلاش آنان برای یافتن ردی از عامل جنایت و پی‌بردن به راز قتل مرد جوان نتیجه‌ای در بر نداشت.
۵ سال پس از کشف جسد پیمان، در‌حالی‌که همچنان گره این پرونده ناگشوده باقی مانده بود، بازخوانی دوباره پرونده، راهی تازه برای گره‌گشایی از این جنایت فرا روی کارآگاهان جنایی قرار داد. این‌بار، تحقیقات کارآگاهان بر اظهارات همسر مقتول متمرکز شد. زیبا در جریان تحقیقات اولیه مدعی شده بود که او و پیمان زندگی خوبی داشتند و مشکلی بین آنان وجود نداشته است، اما سرنخ‌های تازه این ادعا را نقض می‌کرد. براساس یافته‌های پلیس، اختلاف شدید بین مقتول و همسرش وجود داشته است، اما زن جوان تلاش کرده بود همه چیز را عادی جلوه دهد.
همین یافته کافی بود که با فراخواندن زن جوان به پلیس آگاهی، وی به‌عنوان مظنون در دست داشتن در این جنایت هولناک مورد بازجویی دوباره قرار بگیرد. زیبا هنگامی که مقابل میز بازجویی قرار گرفت، حرف‌های گذشته‌اش را تکرار کرد، اما این‌بار این حرف‌ها خریداری نداشت و او زمانی که با مستندات تازه پلیس مواجه شد، مهر سکوت ۵ ساله‌اش را شکست و لب به اعتراف گشود.
زن جوان به کارآگاهان گفت: «همسرم بداخلاق بود؛ مدام مرا اذیت می‌کرد، علاوه‌بر بداخلاقی معتاد نیز بود و تمام حقوقش را خرج تهیه مواد می‌کرد. دیگر نمی‌توانستم آن وضعیت را تحمل کنم به همین دلیل موضوع را با برادرم در میان گذاشتم و با کمک او نقشه‌ قتل پیمان را کشیدیم. شب حادثه داخل آبمیوه او قرص خواب‌آور ریختم. پیمان بعد از خوردن آن بیهوش شد و من بلافاصله با روسری او را خفه کردم و ساعتی پس از آنکه مطمئن شدم مرده است، جسدش را به اتفاق برادرم به بیرون از شهر بردیم و همان جا رها کردیم.»
با اعتراف زن جوان به همدستی برادرش در قتل پیمان، وی نیز دستگیر شد و متهمان به ارتکاب این جنایت هولناک پس از بازسازی صحنه جرم و تکمیل پرونده، با قرار قانونی صادره توسط مقام قضایی روانه زندان شدند.
لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2612

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.