در یازدهمین سال سفر مقام رهبری به استان قزوین، از بازخوانی دوباره مطالبات و راهبردهای مورد تاکید ایشان و نیز اقدامات انجام شده در طول این سالها، میتوان تحلیل جامعی نسبت به آنچه پس از این سفر در سه دولت آقایان خاتمی، احمدینژاد و روحانی در برخورد با مصوبات سفر و راهبردهای رهبری روی داده و نیز روی میدهد، بهدست آورد.
دستاورد این سفر را علاوه بر تاثیرات معنوی آن و ایجاد وحدت و همدلی در بین جناحهای مختلف سیاسی فعال استان، میتوان در دو بخش، فهرست کرد؛ نخست، مصوبات سفر و دیگر؛ فرمایشات، راهبردها و مطالبات مقام رهبری. براساس آنچه که میتوان آن را در بخش مصوبات سفر فهرست کرد؛ مقرر گردید ۳۲۷ طرح عمران شهری و روستایی، اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، کشاورزی و فرهنگی-هنری با ۴۵۵ میلیارد ریال اعتبار، به تدریج و حداکثر تا پایان سال ۸۴ در استان قزوین به بهرهبرداری برسد.
احداث یک بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی، احداث دانشکده بهداشت و آموزشکده پیراپزشکی، راهاندازی شبکه استانی سیما، پوشش تلویزیونی ۱۵۰ روستا و پوشش کامل شبکه آموزش سیما در سراسر استان، آبرسانی به ۳۲۹ روستا با حدود ۶۰ هزار نفر جمعیت، احداث شهرک صنعتی خرمدشت، احداث ۳ بند خاکی، احداث ۴۲۵ باب مسکن برای محرومان، ساخت ۲۰۰ خانه ارزان قیمت، ساخت ۳ کتابخانه عمومی و مجموعههای میراث فرهنگی، ۱۹ طرح آموزش و پرورش، ۵۶ طرح احداث و بهسازی کانالهای آبیاری، احیا و اصلاح مراتع، احداث و بهسازی راههای ۵۷ روستا با جمعیتی بالغ بر ۴۳هزار نفر، ساخت یک استادیوم ورزشی ۱۵هزار نفره و احداث زمینهای ورزشی در مراکز بخشها و دهستانها ازجمله طرحهایی بود که در نتیجه این سفر برای بهبود وضع عمومی استان در نظر گرفته شده بود.
براساس آنچه که مدیرکل دفتر برنامهریزی و بودجه استانداری قزوین میگوید؛ کلیه مصوبات سفر مقام رهبری به استان قزوین صد در صد اجرایی شده است. گرچه ابوالفضل یاری، تعداد این مصوبات را ۳۶۴ پروژه با ۲۸۰ میلیارد تومان اعتبار ذکر میکند که آنچه این مسوول دولتی بدان اشاره میکند با دستاوردهای سفر که در پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب ثبت و منتشر گردیده است، تفاوتی آشکار دارد.
احیای دشت قزوین، راهبرد کلیدی
به هر روی، به موجب گزارش مسوولان، مصوبات سفر و اعتبارات تخصیص یافته بهمنظور شتاببخشی به توسعه و آبادانی استان اجرایی گردیده و در این بخش، با وجود برخی نقدها نسبت به چگونگی اجرای پروژهها بهویژه احداث ورزشگاه ۱۵ هزار نفری، حرف و جدیت چندانی باقی نمیماند، اما آنچه مورد نظر این قلم است، مطالبات و راهبردهایی است که حضرت ایشان در خلال سفر به استان قزوین مطرح فرمودند، اما مورد بیعنایتی و کمتوجهی دولتیان و مسوولان وقت استان، حداقل در دولتهای نهم و دهم که خود را داعیهدار عدالتخواهی میخواندند، قرار گرفت.
شاخصترین راهبرد مورد اشاره رهبری، لزوم توجه به دشت قزوین و تبدیل آن به یک قطب کشاورزی بوده است، بهنحویکه در جلسه بررسی طرحهای سفر با تاکید بر لزوم پیگری دقیق اجرای زمانبندی شده طرحها و برنامههای پیشبینی شده، جامعنگری در برنامهریزی صنعتی برای آبرسانی قزوین را ضروری خواندند و اظهار داشتند: «علاوه بر این برنامهها میتوان به موازات افزایش توان صنعتی استان قزوین، با بهرهبرداری صحیح از دشت بسیار حاصلخیز قزوین و اجرای طرحهای آبرسانی این منطقه را به یک قطب کشاورزی تبدیل کرد.»
ایشان با اشاره به این نکته که دشت قزوین در کشور منحصربهفرد است، افزودند: هیچ جای دیگری را ما با این خصوصیات، در کشور نداریم؛ از لحاظ حاصلخیز بودن، نزدیک مرکز بودن، در مرکز کشور قرار داشتن، با استانهای متعدد ارتباط داشتن، با راههای ارتباطی فراوان به همه جا متصلبودن و استعداد فوقالعاده خود ِ این دشت، مجموع این جهات در هیچ جای دیگر کشور وجود ندارد و وسعت این دشت؛ لذا بایستی خیلی روی این تکیه کرد، خیلی اهتمام قایل شد و دوستان در دولت – خوشبختانه – توجه کردند، توجه دارند، مساله احیاء همه جانبه و کامل این دشت باید مورد توجه قرار بگیرد و مقدماتش تامین بشود؛ نباید نادیده گرفته بشود.»
حال سوال اینجاست؛ آیا کلیدیترین راهبرد مورد تاکید مقام رهبری درباره قزوین پیگیری و محقق شده است؟ که اگر اینگونه بود امروز دشت وسیع قزوین که روزگاری به تنهایی میتوانست نیازهای کشاورزی کثیری از مردم ایران را تامین کرده و دربهای صادراتی فراوانی را به روی کشور بگشاید، به علت بیبرنامگی و رهاشدگی و تخریب فاجعهبار سفرههای آب زیرزمینی به اراضی بایر تبدیل نمیگردید و معاش و معیشت کشاورزان استان به نابودی کشیده نمیشد.
مطالبات ویژه رهبری از مسوولان
متاسفانه بیتوجهی و غفلت مسوولان بهویژه مدیران استان در دولتهای نهم و دهم، تنها به این راهبرد کلیدی حضرت ایشان محدود نگردیده و دیگر مطالبات ساختاری ایشان نیز به بوته فراموشی سپرده شده بود. ازجمله مطالباتی که مقام رهبری در جریان این سفر، بارها و به انحاء مختلف بدان تاکید فرمودند، میتوان به این موارد اشاره داشت: توجه ویژه به توسعه بخش کشاورزی و آبرسانی به دشت قزوین، به مثابه یک پروژه بسیار مهم و درجهی یک ِ ملی، لزوم کاربست «نگاه درون گرایانه» برای پیشرفت استان، ایجاد شهرک تحقیقاتی، توسعه بخش تعاونی برای رشد اشتغال، لزوم توسعه واحدهای پژوهش صنعتی، توسعه برنامههای پژوهشی به مثابه فرصتی برای اتصال دانشگاه و صنعت و پیشرفت اقتصاد دانش بنیان، ساماندهی و آسیبشناسی تعطیلی واحدهای صنعتی، مراقبت از تجاوز بخش صنعت به حدود مرزهای بخش کشاورزی، مراقبت از توسعه ناکارآمدی و ویژهخواری در خصوصیسازی صنایع دولتی، اهتمام به اتمام پروژههای نیمهتمام و فدانکردن این قبیل پروژهها برای پروژههای جدید عمرانی، جامعنگری و برنامهریزی در پیشرفت صنعتی استان، توجه به اولویتها در تخصیص بودجه فعالیتهای فرهنگی، توجه به اشتغال بهعنوان اولین مساله اقتصادی کشور.
با آنچه به اختصار اشاره رفت، پُر واضح است که راهبردها و مطالبات کارشناسانه مقام رهبری در خصوص مسائل استان، نهتنها کماکان باید در دستور کاری مدیریت کلان استان قرار داشته باشد که باید اولویت ویژه مدیران استان در سطوح مختلف نیز قرار گرفته و با برنامهریزی دقیق مبتنی بر واقعنگری، زمینههای اجرایی آن از طریق درج در برنامه ششم توسعه کشور و نیز بودجه های سنواتی مورد پیگیری مجدانه قرار گیرد. یادمان باشد، فرصت خدمت اندک است و آیندگان نسبت به آنچه مسوولان کنونی از خود برجای میگذارند، همانگونه قضاوت خواهند کرد که امروز نسبت به مسوولان دولت گذشته داشته و دارند. قضاوتی که با کمتوجهی و بیبرنامگی آنان نسبت به اجرایی ساختن مطالبات راهبردی رهبری، رنگی از جنس تحسین ندارد!
سعید الهی


