• امروز : چهارشنبه - ۷ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 14 - صفر - 1448
  • برابر با : Wednesday - 29 July - 2026
یادداشت

تمدن برای چه کسی و کجا!

  • کد خبر : 2113
  • 19 اکتبر 2014 - 9:36
تمدن برای چه کسی و کجا!
 خوشبینی، تعقل، پیشرفت، از جمله سه عنصر اساسی  است که انسان مدرن در چهارچوب آن به تمدن می نگرد و به واسطه آن سعی می کند رسالت فرهنگی که تمدن بر دوش او گذاشته است را با تخریب عناصری که آن را به چالش می کشند حمل کند. در واقع، در دل تمدن همواره نوعی از تخریب پیش فرض گرفته می شود، تخریب و طرد  عناصری که چندان به آینده خوش بین نیست، با عقل سازگاری ندارد و قرار نیست پیشرفتی فراهم سازد.

پس، تمدن با شاخصه مدرن رفتار کردن خودش، ضمن اینکه رسالت فرهنگی اش را بر دوش انسان ها می گذارد تنها بستر فارغ شدن و رها گشتن از فشار اوامر تمدن را که در جهان غیر مدرن شکل می گیرد را از او دریغ می کند.
 در پس ندای تمدن مدرن که همه چیز را باید ساخت و همه مسائل باید به سمت عقل، پیشرفت و علم سوق داده شود دو گروه ساخته می شود؛ گروهی که تماماً خود را وقف اوامر تمدن کرده اند و تمدن همواره از آنان ناخرسند است و گروهی که نمی توانند از تمدن تبعیت کنند و همواره مطرود و زیادی به حساب می آیند. معهذا، تمدن، همواره بیرون از ما و در بیگانگی با ما ساخته می شود. تمدن نه یکی از فرمانبران بلکه فرمانده ای است که مرتب از انسان ها مطالبه دارد، نه در خدمت انسان که انسان در خدمت آن است، نه همگام با طبیعت که بیرون از آن است.
 رشته ای از تمامیت خواهی  است که می خواهد تمامی عرصه طبیعت را برای خود و به نام خودش کند. امری ناممکن، امتناعی گسترده، که ناممکن بودن خودش را به حساب دیگری می گذارد. حربه ای از تقلیل گرایی، که حال اگر نمی توان وعده هایش را تحقق بخشید، آن را به حساب دیگری ها و اشراری می گذارد که اجازه نمی دهد یا نمی توانند. تمدن با تمام وعده هایش یک امر نشدنی است، یک امتناع است، یک وعده توخالی، اما برای اینکه شدنی و در دسترس باشد باید عده ای را از خود براند و ناتوانی ذاتی خود را به گردن آنان بیندازد همین هم می شود در پس تمامی های خوشبینی ها، عقلانیت و  پیشرفت، هسته ای از بازگشت به قرون وسطا نگری وجود دارد. همین هم هست که تمدن در ذات خود، هنگامی که ساخته می شود باید ناامیدی و ملال را پرورش می دهد. ملال و سرخوردگی گروهی از انسان ها که زیر فشار این رسالت فرهنگی مدرن و متمدانه نورتیک شده اند، عده ای که تمدن آنان را مطرود می کند تا بگوید شدنی است.
تمدن می خواهد یک دست به نظر آید و هر پسمانده ای که با سیمای او همسان به نظر نمی رسد را طرد می کند. آن عده ای که پیش تر برای در نوردیده شدن مرزهای تمدن، به بیگاری کشیده شدند، یا زیر جنگ ها آواره، باید در تمدن ناپدید شوند. زیرا آنان تنها کسانی هستند که ناتوانی تمدن در احقاق وعده هایش را عریان می سازند.
باید پرسید هنگامی که تمدن وجه غالب هویت و دیده شدن است، آن عده که به هر دلیلی در مای تمدن و مای مدرن گرد نمی آیند چطور باید دیده شوند؟ اینکه عده ای صندلی سینما را پاره می کنند، یا سطل آشغال را تخریب می کنند یا با هر وجه از مدرنیته  یا تمدن اینگونه سر تضاد دارند را من به حساب یک خواست ساده و یک حق اولیه می دانم، دیده شدن. آن ها می خواهند زیر رشته های تمامیت خواهی تمدن جایی برای دیده شدن پیدا کنند. اینکه، تمدن اگر نمی تواند خوش بینی، عقلانیت و پیشرفت را محقق سازد، نگوید به او اجازه داده نمی شود. چرا که پیش از آن با حذف سوال تمدن برای چه کسی و کجا؟ همین دیگری ها را از خود بیرون انداخته بود، تا یک دست به نظر آید. پس اگر من با یکی از اخلال گران مواجه شوم، سوال را رو به تمدنی می گیرم، که پرسش تمدن برای چه کسی و کجا را مخفی می سازد.  

کیانوش دل زنده

لینک کوتاه : https://farvardinemruz.ir/?p=2113

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.